.
🔰 #زبانحال_حضرت_عباس
▪️ چندبیتی در شرح بیقراریهای قمر بنیهاشم علیه السلام
گفتم به دست خویش که من لشکرم، بمان
امید خیمه، دلخوشی خواهرم، بمان
پیکار بود و رفت ز پیکر، تو ماندهای
ای آب! آبروی منی، در بَرَم بمان
از آبروی خویش گذشتم، ولی ولی
اطفال تشنهاند و من آبآورم، بمان
زانرو که باورم کند آن یار، لااقل
قدری به خاک دور و برم از کَرَم بمان
ای نوردیده! دوست قدمرنجه کرده است
آخر دمی به دیدۀ از خون ترم بمان
گشتم من از خجالت او آب چون که گفت:
این آبها فدای سرت، دلبرم بمان ...
با آستین ز دیده گرفت اشک و ناله زد:
جانم فدات ای پسر مادرم، بمان ...
🗓 ۱۴۳۵ قمری
🏷 #سیدمحمدحسین_دعایی #حضرت_عباس
1_8719651021.mp3
زمان:
حجم:
3.58M
#زبانحال_حضرت_عباس(ع)در مصیبت #حضرت_زهرا(س)
#شب_آخر_دهه_فاطمیه
دیده دریایی چشم اباالفضل-آه چشم اباالفضل
گشته طوفانی خشم اباالفضل-آه خشم اباالفضل
بشکند دستی که زد سیلی به روی تو
آنکه با ضرب لگد آمد به سوی تو
خون دل سقاست-ماتم زهراست
............
از لب ام البنین-من شنیدم اینچنین
پیش چشمان حسن-گشته ای نقش زمین
قصه ی کوچه و سیلی شنیدن-آه سیلی شنیدن
کی شنیدن بود مانند دیدن-آه مانند دیدن
پیش چشمان پسر،مادر ز پا افتاد
وا مصیبت کوثر از قرآن جدا افتاد
خون دل سقاست-ماتم زهراست
.............
مادرم گفتا به من-او مکرر این سخن
سید و سرور بخوان-هم حسین و هم حسن
بوده ام از نخست دربند زهرا-آه در بند زهرا
جان فدای حسین فرزند زهرا-آه فرزند زهرا
تا ابد زهراییم مقبول اگر باشد
دست من بر دامنش تا دست و سر باشد
خون دل سقاست-ماتم زهراست
..............
زینبت دلخسته گفت-از دو دست بسته گفت
گوشه آمد زآتش و-پهلوی بشکسته گفت
یابن ام البنین،زهرا جوان بود-آه زهرا جوان بود
مادرم فاطمه قدش کمان بود-آه قدش کمان بود
زینب کبری اگر بودم در آن غوغا
میشکستم گردن و دستان قنفذ را
خون دل سقاست-ماتم زهراست
..............
مرتضی بوسید و گفت-مجتبی بوسید وگفت
چشم و دستم را حسین-کربلا بوسید و گفت
دست تو دامن زهرا بگیرد-آه زهرا بگیرد
ساقی خیمه ها عطشان بمیرد-آه عطشان بمیرد
از *فرات* خسته دل امشب ندا آید
در مدینه میهمان از کربلا آید
📝سروده مهدی بهشتی (فرات میبدی
#شب_آخر_فاطمیه
.
#شور
#زمینه
#وفات_حضرت_ام_البنین
رحلت حضرت ام البنین سلام الله علیها از زبان حضرت عباس(ع)
مادر من مادر من
منم اون شیر دلاور، منم عباس تو مادر
میاد از تو بوی کوثر مادر من
تو یادم دادی ادب رو، سجده و نماز شب رو ، دلسپردگی به رب رو مادر من
حرفای تورو شنیدم، دل زغیر حق بریدم
عشق زینب و خریدم مادر من
شدم از عاشقی سیراب، عاشقونه مست و بیتاب ، من شدم غلام ارباب مادر من
سرفراز و سربزیرم، به غم زهرا اسیرم
با یادش آروم میگیرم مادر من
ساقی حرم شدم من، صاحب علم شدم من، غرق آه و غم شدم من مادر من
آخه مشکمو دریدن، قدّمو به خون کشیدن، دوتا دستامو بریدن مادر من
شد خزون غم بهارم، خاک علقم شد مزارم، فاطمه اومد کنارم مادر من
#زبانحال_حضرت_عباس با مادر
#مجتبی_صمدی_شهاب ✍
👇
.
#زبانحال_حضرت_عباس
هان این نفس شمرده را قطع کنید
آری سر دل سپرده را قطع کنید
من لب نزدم به آب اما باشد
دستی که به آب خورده را قطع کنید
.
#شب_نهم_محرم
.
.
#زبانحال_حضرت_عباس
#محرم_۱۴۰۴
#شب_نهم
#زمینه
بند1⃣
ای آروم جون، این اشک روون
نمیذاره ببینمت
دردِ بی أمون،این دریای خون
نمیذاره ببینمت
این تیر سه شعبه اصلا، نمیذاره ببینم
منو میبخشی برادر، اگه روی زمینم
نه دیگه پایی دارم که، پاشم از جام واسه تو
نه دیگه دستی دارم که، بذارم روی سینه م
کاش میتونستم بلند شم
جلوی پای تو آقا
بده که پا نشم از جام
حالا که اومده زهرا
کاش حلالم کنی ای کاش حلالم کنی....
بند 2⃣
دریای غَمَم، دنیای غَمَم
بخدا که شرمنده تم
قَدِّت خم شده، چاره ت کَم شده
بخدا که شرمنده تم
چشم من دریا شده از غَمِ خشکی لبات
دنیا رو سرم خراب شد، واسه لرزش صدات
حلالم میکنی آقا، منو میبخشی یا نه
نه برا تو کاری کردم، نه برای بچه هات
کاش میشُد فقط یه جُرعه
واسه أصغر آب بیارم
یا که از خجالت آب شم
رو لب خشکش ببارم
کاش حلالم کنی ای کاش حلالم کنی
بند 3⃣
گریون توأم، دلخون توأم
بیکس و بی یاور شدی
بین یک سپاه، موندی بی پناه
بیکَس و بی یاور شدی
توی علقمه بریدن اگه بال و پَرَمو
تو رو داشتم که بگیری، روی دامن سَرَمو
الهی برات بمیرم بعد من تو قتلگاه
تو رو میکُشَن غریب و میزنن خواهرمو
الهی برات بمیرم
که با کام تشنه میری
الهی که من نباشم
بره زینبم اسیری
کاش حلالم کنی ای کاش حلالم کنی
#شب_نهم_محرم #حضرت_عباس
شعر و نغمه: #سید_مرتضی_پیرانیان
انجمن تکیه نوکری مشهد
👇