3. قسمت دوم 28.1.99.mp3
زمان:
حجم:
9.07M
ویژه برنامه بزرگداشت درگذشتگان
براثر شیوع ویروس کرونا
#شهدای_سلامت
با نفس گرم مداح اهلبیت (ع)
#استاد_حیدرزاده
پخش زنده از شبکه استانی قم
پنجشنبه 28/1/1399
حرم مطهر حضرت
فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
#قسمت_دوم_روضه
3. روضه.mp3
زمان:
حجم:
7.83M
#شهادت_امام_باقر
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
#قسمت_دوم_روضه
من خاطراتِ کربلا
در سینه دارم
داغی به دل
از آن غمِ دیرینه دارم
در کربلای عشق بودم
چار ساله
پرپر شدند در پیش چشمم
باغ لاله ...
دیدم که اکبر
در یمِ خون دست و پا زد
سقای طفلان
ناله ی اَدرک اَخا زد
دیدم که اصغر
با گلوی پاره پاره
#مردم
دستان بابای مرا
زنجیر بستند ...
.
.
|⇦•بار بگشایید...
#قسمت_دوم_روضه و توسل ویژۀ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده شبِ دوم محرم ۹۹به نفس سیدمجیدبنی فاطمه
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
*تا رسیدن به کربلا،اینطور نوشته شده درلهوفِ سید بن طاووس: هفت تا مَرکَب عوض کرد ابی عبدالله، هر چه می کرد، اسب حرکت نمی کرد، عاقبت از پیرمردی سئوال کردن:این سرزمین کجاست؟عرض کرد:یا اباعبدالله! نینوا بهش میگن.فرمود:بگید:آیا نامِ دیگه ای هم داره؟عرض کرد:بله آقاجان! اینجا رو کربلا هم میگویند، تا گفت:کربلا،ابی عبدالله زد زیرِ گریه،فرمود:" إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون"*
بار بگشایید اینجا کربلاست
آب و خاکش با دل و جان آشناست
*همچین که خیمه ها رو به پا کردن،یادت باشه اول خیمه ی زینب رو برپا کردن، اول خیمه ی زن ها رو برپا کردن،اما یه سئوال دارم از شما، یه عُمر با شما گریه کردم،من از شما سئوال می کنم تو با گریه ات برام روضه بخون، می دونی زینب چطور از محمل ها پایین اومد؟ می دونی رقیه چطور از محمل پایین اومد؟ می دونی رباب چطور پایین اومد؟ الان من بهت میگم:با تشریفات، جوانهای هاشمی دورِ محملِ زینب،عباس با ادب زانو زد،یه دستِ عمه رو قاسم گرفته،یه دستِ عمه رو علی اکبر گرفته،عمه وقتی پایین می اومد یه نگاه به سر و صورتِ جوانها می کرد،می گفت: خدا حفظتون کنه،فقط یه نفرِ وقتی مقابلِ زینب میرسه سرش پایینِ،زینب میگه:عباسم! یه بار به من بگو خواهر...
من که امشب روضه هنوز نخوندم،میگم:زینب رو با احترام از محمل پایین آوردن، اما بعضی ها چرا دارن اشک می ریزن؟ آخه اون روزی که زینب از محمل پایین اومد اباالفضل بود، علی اکبر بود، اون روز که زینب پایین اومد،قاسم بود،حسین بود،اما شبِ یازدهم...شبِ یازدهم زینب بچه هارو سوارِ بر محمل کرد،اما خوب نگاه کرد دید کسی نیست کمکش کنه، دورش رو نامحرم گرفته،حسین!...
#وروریه
#روضه_ورود_به_کربلا
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#شب_دوم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
.👇
بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضهBanifateme_Babolharam_net_shab2-2.mp3
زمان:
حجم:
2.64M
|⇦•بار بگشایید...
#قسمت_دوم_روضه و توسل ویژۀ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده شبِ دوم محرم ۹۹به نفس سیدمجیدبنی فاطمه
.
|⇦•نمیتونم راه برم...
#قسمت_دوم_روضه و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم 99 به نفس سید مجید بنی فاطمه
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
*حرمش با همه ی حرم ها فرق داره،اگه رفیقت یه زنگی میزنه میگه:دارم میرم کربلا،میگی: رفتی حرمِ ارباب من رو یادت نره،سلامِ مارو به آقا برسان.اما تنها حرمی که تا به رفیقت میگی میخوام برم سوریه،میگه:کِی میری؟روزش رو میگی.میگه:موقعِ رفتن یه کاری باهات دارم،صبر میکنی،میاد،میگی چیکار داری؟ میگه: یه امانتی دارم ببری حرمش،یه عروسک بهت میده،میگه:ببر حرمِ خانوم.معناش میدونی چیه؟ اگر هر بچه کوچکی گریه کرد بهونه بابارو گرفت،باید با این چیزها ساکتش کرد و آروم کرد،اما برات بمیرم،نیمه شب بلند شدگفت: عمه! من بابام رو میخوام،صدا رسید به کاخِ یزید،گفت:صدا کیِ نمیذاره من بخوابم؟گفتن:صدایِ دخترِ حسینِ.چی میخواد؟گفتن:بهونه ی بابارو گرفته،گفت:این که کاری نداره، سرِ بریده رو براش ببرید، ریختن تو خرابه، طبق رو مقابلش گذاشتن، یه نگاه کرد گفت: من که غذا نخواستم. میدونی برا چی این حرف رو زد؟ آخه سر وقتی اومد، سری که تویِ تنور بوده بویِ نون گرفته، گفتن: خواسته ی تو، تویِ این طبقِ، همچین که روپوشِ طبق رو کنار زدن، دید سر بریده ی باباست.*
نمیتونم راه برم، پاهام پُر از تاوَلِ
زخمی که رو گونَمِ، از سیلیِ اولِ
جایِ طنابِ بابا، رو گردن و دوشِ من
عمه صدام میکنه، بابا نمیشنَوه گوشِ من
بخاطر زخم پا، قدم میذارم یواش
اگه تو بوسم بکنی، بابایی خوب میشه جاش
*همه دخترا اگه آسیبی ببینن،اول به باباشون میگن.گفت: تو مسیر وقتی سرهارو از نیزه ها بر میداشتن، رو درختی آویزان کردن، گفت: نیمه شب دیدم صدایِ گریه میاد، خودم رو به خواب زدم ببینم چه خبر شده، دیدم یه دختر سه چهار ساله جلو اومد، همچین که نزدیک شد، اومد پایینِ سر، دستش رو بلند کرد، گفت: بابا! خیلی دلم برات تنگ شده، میخوام بغلت کنم، میگه: دیدن این سر پایین اومد، این دختر سرِ بریده رو بغل گرفت.
اما این بار با دفعه قبلی که بابارو بغل کرده خیلی فرق میکنه،اون دفعه بابا فقط پیشونیش شکسته بود و رگ های گردن بریده، اما این دفعه یه نگاه کرد،گفت: عمه! مگه شما نگفته بودی پیغمبر لب های بابام رو بوسه می زده؟عمه! پس چرا صبح تو مجلسِ یزید،یزید به لب و دندانِ بابام چوب میزد؟ حسین.....
#حضرت_رقیه
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#شب_سوم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
.👇
بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضهBanifateme_Babolharam_net_shab3-2.mp3
زمان:
حجم:
4M
|⇦•نمیتونم راه برم...
#قسمت_دوم_روضه و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم 99 به نفس سید مجید بنی فاطمه
.
|⇦•با سر می آورم ...
#قسمت_دوم_روضه و توسل به ابن الکریم حضرت عبدالله ابن الحسن علیه السلاماجرا شده شب پنجم محرم ۹۹ به نفس حاج سید مجید بنی فاطمه
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
با سر می آورم
این دست را که در بر دلبر می آورم
دستم که جای خود تو
سر تکان بده به خدا سر می آورم
هر چند از عطش
یک لب به خشکیِ لب اصغر می آورم
لب تر کنی اگر
با چشم خیس چشمه ی کوثر می آورم
اصلاً تو جان بخواه
اصلا! بگو سپاه بیاور، می آورم
رُخصت اگر دهی
از بین کودکان دو سه لشکر می آورم
بابای من شدی
من هم شجاعتِ علی اکبر می آورم
دقت که می کنم
از عمقِ زخم های تو سر در می آورم
پس با خودم دوا
از اشک هایِ حضرتِ مادر می آورم
ای آبروی من
ای صید دست و پا زده در خون عموی من
*ابی عبدالله وقتی ودا کرد،همه زن وبچه هارو به زینب سپرد،اما دستِ عبدالله بن الحسن رو به دست زینب داد،گفت: زینب جان! خیلی مراقبش باش، زینب جان! این تنها یادگارِ حسنِ
عبدالله همه ی صحنه هارو داشت نگاه می کرد، اما همچین که دید عمو از ذوالجناح تو گودالِ قتلگاه افتاد، دستش تو دستِ زینب بود،یه وقت دیدن این بچه دستش رو از دستِ عمه رها کرد،عمه! ببین عموم رو ریختن سرش دارن میزنن،با عجله دوید سمت گودال...*
باید دعا کنم هر طور هست، پیش عمو جان فدا کنم
باید حسین را با ذکرِ لا اُفارق عَمی صدا کنم
باید به گوش دشت یا مجتبی بگویم و طوفان به پا کنم
باید به دست خویش مرحم برای زخم عمو دست و پا کنم
لب های خویش را با زخم های پیکر او آشنا کنم
باید شتاب کرد عمه رهام کن به امامم وفا کنم
دستم به دامنت بگذار سینه را سپرِ سنگ ها کنم
تا لا اقل کمی از این تن جدا شده دفعِ بلا کنم
باید به هر طریق از دست عمه دستِ خودم را رها کنم
از حال می روم وقتی نمانده است به گودال می روم
دستم جدا شده در قتلگاه شور قیامت به پا شده
گودالِ قتلگاه لبریز از صدایِ سُمِ اسب ها شده
جان می کنم ولی شُکر خدا که پیش تو جانم فدا شده
ای تکیه گاهِ عرش حیف از تنت که با لگدی جا به جا شده
*دید عمو افتاده،تیر تمامِ بدن رو گرفته،آروم آروم نَفَسِ صدا دار میکشه،یه دفعه پرید بغلِ عمو،دید نانجیب شمشیر کشیده،می خواد به صورتِ ابی عبدالله بزنه،من پسرِ حسنم،من فداییِ عمو هستم،مگه من مُردم بخوای به عموم جسارت کنی؟دستش رو دراز کرد،تو بغلِ حسین بود،یه وقت دیدن،شمشیر دستِ عبدالله رو بُرید،حسین بغلش گرفت،عزیزِ دلم! گفت:عمو! نمی تونستم ببینم تنها شدی..
گفت: حرمله تویِ کربلا سه تا تیرِسه شعبه آورد،یکی رو به گلویِ علی اصغر، یکی رو به سینه ی حسین،همه ی تیراندازها تیرِ آخر رو خوب دقت میکنن،همچین که این آقازاده رو سینه ی حسین بود،نانجیب حرمله کمان رو کشید، یه تیر به سینه ی عبدالله زد،به حسین دوخته شد...ای حسین
ــــــــــــــــــ
#حضرت_عبدالله
#روضه_حضرت_عبدالله_ابن_حسن
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#شب_پنجم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
👇
بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضهBanifateme_Babolharam_net_shab5-2.mp3
زمان:
حجم:
4.63M
|⇦•با سر می آورم ...
#قسمت_دوم_روضه و توسل به ابن الکریم حضرت عبدالله ابن الحسن علیه السلاماجرا شده شب پنجم محرم ۹۹ به نفس حاج سید مجید بنی فاطمه