eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ . علیه السلام 🔹🔹 امشب مدینه النبی /دوباره منور شده مژده بدین آی عاشقا/ بی بی نجمه مادر شده به ساحل عشق /گوهر نایاب او‌مد به شام تارم /دوباره مهتاب اومد ابن الکریم و/ دوماد ارباب اومد سرتا به پا چون/ باباش حسن میمونه زینب لالایی/ برای اون میخونه هزارتا لیلی /به پای اون مجنونه جواب : " ای گل نجمه، ابن الحسن یا قاسم" ..................................................... شهادت در راه حسین /براش احلی من عسله شجاعتش ارثیه از / تک یل جنگ جمله پاتوی میدون /میذاره محشر میشه وقتی میجنگه / شبیه حیدر میشه برای ارباب /علیه اکبر میشه دلبر زهراست /گلی زباغ یاسه زیباتر از او /تو دنیا کی میشناسه استاد رزمش/ عموجونش عباسه .......................................... مدد قاسم بن الحسن/ همیشه روی لبمه بهترین شب عمر من / شب هشت محرمه اینکه حسینی / شدم به تو مدیونم نذر تو کردم / تموم هست و جونم حجله ی قاسم / برا تو میگردونم ( میون دسته / حجلتو میچرخونم) امید دلها / به نیمه ی نگاته حاجت این جمع/ همه توی دستاته کربلای ما/ بسته به یک امضاته 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 🔹شاعر: مرتضی کربلایی https://eitaa.com/emame3vom/59349 👇
. (ع) من که در کنج خرابات نشستم هرشب تا بود حرف عسل وار تو مستم هرشب عشق آموخته ام من ز اویس قرنی که دلم را چو جبین تو شکستم هرشب قاسم بن الحسنی قاسم الطاف خدا بی جهت نیست که من عبد تو هستم هرشب ای مسیحی نشوم مثل تو مشرک, اما این پسر با پدرش را بپرستم هرشب گه غلام پسر و بنده لطف پدرم گه غلام پدر و بنده لطف پسرم چشم خورشید به گیسوی تو در خواب شود حاصل تابش لبخند تو مهتاب شود ام قاسم تو بخوان سوره ی توحید بر او دل مریم ز چنین گل پسری آب شود تا خجالت نکشی پیش عمو در قامت قامتت سرو تر از حضرت ارباب شود عاشقان قصه ی فرهاد گذارند کنار مرگ شیرین تو در عشق اگر باب شود بند نعلین تو هر چند معما باشد بی گمان حبل متین همه دنیا باشد مثل دستی که مزین به عقیق یمن است این پسر زینت بابای کریمش حسن است از شجاعت زره حیدر اگر پشت نداشت پشت و روی تو زره نیست همان پیرهن است با عمو گفته ای آرام که مانند پدر خون من تا سحر حشر به روی کفن است جان من, روح من و سینه ی من مال شما لذت مردن در راه شما جام من است درد بر دوش فقط مرد بلاکش بکشد عشق را سینه ام ای دوست به چالش بکشد ای عمو گریه ما را منگر نزد خودت شیر در بیشه چنان صائقه غرش بکشد جان عباس بده اذن به میدان ,مپسند که چنین کار من ای عشق به خواهش بکشد من یتیم حسنم جان عمو دقت کن نعل اسبان به سرم دست نوازش بکشد گرچه بر روی سرم نعل چو باران بارد از زمین دیدن رزم تو تماشا دارد محسن قاسمی غریب✍ (ع) .
علیه السلام علیه السلام آيينه روى مجتبايى قاسم مستغرق ذات کبريايى قاسم مثل على اکبرى براى ارباب چشم تو کند گره گشايى قاسم حالا که پسر دار شده شاه کريم داغ است بساط هر گدايى قاسم از گوشه لبهات عسل ميريزد مدهوش ز باده بقايى قاسم دل ميبرد از همه مناجات شبت مانند حسن چه خوش صداى قاسم قسمت نشده اگر امامت بکنى معصومى و از گنه جدايى قاسم تحت الهنکى که بسته اى شاهد بود زيباى امام زاده هايى قاسم سوگند به پينه هاى پيشانى تو با سن کمت پير دعايى قاسم در کرب و بلا همه حرم دار شدند اخر تو خودت بگو کجايى قاسم گويا که حرم نداشتن ارث شماست بى مرقد و بى صحن و سرايى قاسم پشت سر تو دعاى نجمه زيباست از بسکه لطيف و دلربايى قاسم تو وارث تکسوار جنگ جملى الحق حسن کرب وبلايى قاسم زير پر عباس کشيدى شمشير شاگرد امير خيمه هايى قاسم گردن زده اى ازرق و اولادش را زيرا نوه ى شير خدايى قاسم در عرش براى تو على کف زده است تو وارث شاه لافتايى قاسم اى واى گرفتند همه دورت را چون گل به ميان خارهاى قاسم پهلوى تو ضربه خورده مثل مادر افتاده ميان دست و پايى قاسم زير سم اسب نرم شد پيکر تو بر داغ عظيم مبتلايى قاسم بازيچه قاتل است اين کاکل ناز گيسوى تو شد رنگ حنايى قاسم از کهنگى نعل کفن پاره نشد سر بسته شده چه روضه هايى قاسم جان داشتى و تن تو را کوبيدند فرق من و توست ماجرايى قاسم نجمه همه گيسوان خود را مى کند تو قاتل او به نيزه هايى قاسم ......... علیه السلام علیه السلام عزیز کرده‌ی شاهنشه مدینه سلام بزرگ زاده ای و من غلام ابن غلام میان سلسله اولاد حضرت زهرا تویی که قاسمی و با ابالحسن همنام مورخان ننوشتند روز میلادت شب ششم به تو منصوب گشته در ایام کسی که از تو طلب کرده رزق کرببلا قسم به حضرت نجمه نمیشود ناکام شفا گرفت به نام تو دردهای دلم شدی همیشه برایم "مسکن الآلام" تو نان سفره‌ی دو سفره دار را خوردی شبیه بارش باران عنایت تو مدام تو که مفسر اَهلیٰ مِنَ العسل هستی کمی به ما بچشان یاکریم ازاین جام بدون شک به تو آن لحظه وحی نازل شد ز جبرئیل مقرب گرفته ای الهام حسین تا بغلت کرد گفت آه حسن ز سینه‌ی تو کند بوی دلبر استشمام تمام اهل حرم در پی تو گریانند چه محشری تو به پا کرده ای میان خیام به وقت رفتن اگر قامت تو کوته بود به روی خاک شدی قد کشیده مثل امام همه به حال پریشان نجمه خندیدند نگاه او به سرت بود کربلا تا شام ....... ای گل بی مثل ای مثل حسن هاشمیان را چراغ انجمن نوجوان عارف درس حسین عشق را هستی تو سِرّ شور و شین مِی ز دست حق تعالی خورده ای از پدر ارث کرامت بُرده ای فخر جاوید عروس حیدری شیرهء شیرین جان کوثری ای رکاب دلربایی را عقیق بهر اکبر بهترین یار و رفیق ای زنسل نور حق ای آفتاب مدح یک مویت هزاران بیت ناب ای تعالی یافته در بزم عشق با حسین و با عمو هم رزم عشق ای ابوفاضل تورا اُستاد عشق ای تو زینب را گل شمشاد عشق ای ز سر تا پا جمالت فاطمی از تبار هاشمی و قاسمی ای تو یوسف را به شک انداخته حق تو را زیباتر از او ساخته ای به بازار دو عالم بی بدل مشتری شهد لبهایت عسل قاسمی و قسمت ما دست توست تو گلاب خالصی دل مست توست سیزده ساله شدی پیر مُراد تا قیامت نام پاکت زنده باد آبرو داری نمودی از پدر جای بابا کربلا دادی تو سر کربلا با رزم تو چون مجتبی زنده شد یاد جنگ جمل در ذهن ها گر چه ای گل بوده ای عطشان آب از تو بگرفتند گلچینان گلاب نالهء بشکستنت آمد حزین از چه رو پا می کشیدی بر زمین ناله سخت از حنجرت آمد برون حجله ی دامادیت شد موج خون ✍ .
. ✅بند اول توی ذهن من پره از شعر و غزل شیرینه لبم مثه کندوی عسل مسته مستم از باده های کوثر و آخه اومده پسره شیره جمل خنده ش به دل میشینه مثل عسل شیرینه بی همتا چون عباس و زیبا رو مه جبینه جانم جانم جانم به قدو بالای رشید حضرت قاسم «ع» به جلالش، سکناتش و به هیبت قاسم «ع» وجناتش،به مثال اسدالله العلی به پدر رفته چنان کوه ابهت قاسم«ع» یا قاسم یا قاسم «ع» ✅بند دوم حماسی در میرن لشکر همه بی مُعَطّلی میگن الفرار که اومد عجب یلی آنی ازرق رو با تمومه پسراش به درک واصل کرده با یه یا علی«ع» تا میزنه به میدون یک تنه مثل یه لشکر کوچیکه اما دلیره مثل باباشه دلاور ضربه های دستش مداوم و توفنده میزنه با تیغش به دشمنا کوبنده همه میگن الفرار این قاسم ابن الحسنه نوه ی آقایی که خیبر از جا کنده یا قاسم یا قاسم «ع» 💠💠1⃣4⃣4⃣5⃣💠💠 ✍ .👇
امام حسین ع
. #میلاد_حضرت_قاسم #سرود_حضرت_قاسم #شب_پنجم_رمضان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ باز زده ت
. یادواره السلام علیک یا قاسم بن الحسن علیهماالسلام حضرت اُمِّ وَلَد زادی کریم‌ دیگری آسمان بی کران مجتبی را اختری آمده از نسل پاک تو حسن را زیوری عرشیان و فرشیان را مه لقا و سروری حضرت نجمه، عروس فاطمه، مادر شدی کوری جعده ی ملعون، صاحب گوهر شدی اوست شمشیر حسن، سردار کرّارحسن اوّلین یاس همیشه سبز گلزار حسن وارث زیبایی و انوار رخسار حسن گوئیا که اوست در هر وصف،تکرار حسن محفل انس ملائک ، خانه ی زهرا شده شیعیان تبریک! مولامان حسن بابا شده آمده آن کس که مِهرش قلب ما را حاکم است دشمنی با دشمنش، بهر سعادت لازم است هرکه شد شاه دو عالم درسرایش خادم است او کریم ابن کریم ِ آل حیدر، قاسم است چون پدر ،روح کرامت،مظهر جود وعطاست جان به قربانش، نوه ی فاطمه ومرتضاست بس که او زیباست الحق یوسف دوران شده مات رخسار نکویش حضرت یزدان شده با قدومش درد هر دلداده ای درمان شده بر تن هر مبتلای مجتبی چون جان شده ذکر لب های مجانین الحسن یا قاسم است هرکه دنیایش حسن شد محشرش با قاسم است هر ملک بر روی عرش حق غزل خوانش شده هر که دیده جلوه اش را مست وحیرانش شده حضرت روح الامین گهواره جنبانش شده کلّ هستی ،روشن از خورشید رخشانش شده به به از یمن قدوم قاسم و میلاد او شد حسین بن علی بن ابیطالب عمو اوست چون جدّش علی خیبرگشای دیگری آمده تا بر عمو باشد یل جنگاوری سیزده ساله ولی باشد خودش یک لشکری بعد اکبر او شود بهر عمویش اکبری آمده تا جای بابایش حسن ، دوّم ولی او شود یار عموجانش حسین بن علی اوست شیر دیگری از نسل سردار جمل در میان کارزار ِ کربلا مرد ِ عمل می کند محشر به پا با رزم های بی بدل او شهادت را کند اعلام: اَحلی' مِن عسل با دَم ِ (اِن تَنکُرونی) بر دل لشکر زند ازرق شامی وآلش را به تیغش سر زند وای از آن دم که او پیروز میدان می شود ناگهان زندانی ِ چشم حسودان می شود چون پدر تنها میان چند گردان می شود تیرباران شد پدر،او سنگ باران می شود تیغ دشمن می شود نازل به ماه مجتبی' می شود فرقش دوتا مانند جدّش مرتضی از شرار تیغ عَمرو بن سعید ِ بی حیا می خورد با صورتش روی زمین کربلا بین دشمن می زند وقتی عموجان را صدا می زند در زیر نعل اسب دشمن دست وپا زیر ثم مرکبان قدّش کشیده می شود از غمش قدّ عموجانش خمیده می شود ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) ........ ................ عزیز کرده‌ی شاهنشه مدینه سلام بزرگ زاده ای و من غلام ابن غلام میان سلسله اولاد حضرت زهرا تویی که قاسمی و با ابالحسن همنام مورخان ننوشتند روز میلادت شب ششم به تو منصوب گشته در ایام کسی که از تو طلب کرده رزق کرببلا قسم به حضرت نجمه نمیشود ناکام شفا گرفت به نام تو دردهای دلم شدی همیشه برایم "مسکن الآلام" تو نان سفره‌ی دو سفره دار را خوردی شبیه بارش باران عنایت تو مدام تو که مفسر اَهلیٰ مِنَ العسل هستی کمی به ما بچشان یاکریم ازاین جام بدون شک به تو آن لحظه وحی نازل شد ز جبرئیل مقرب گرفته ای الهام حسین تا بغلت کرد گفت آه حسن ز سینه‌ی تو کند بوی دلبر استشمام تمام اهل حرم در پی تو گریانند چه محشری تو به پا کرده ای میان خیام به وقت رفتن اگر قامت تو کوته بود به روی خاک شدی قد کشیده مثل امام همه به حال پریشان نجمه خندیدند نگاه او به سرت بود کربلا تا شام ........ . گشایم روزه را امروز با افطار شیرینی عسل در کام می ریزم کنار یار شیرینی امام مجتبی گل کرده در دلدار شیرینی خبر دارید بر نجمه گلی سرخ و سپید امد ؟ امام مجتبی روی بغل آورده سربازی نهد بر روی دامان برادر گویدش رازی عمو از او خریده فکر کن آن روز چه نازی خبر دارید بر دست حسن حُسن جدید آمد؟ چه شیرین است طعم بوسه هایش بر لب عباس گرفته خانه را در روز میلادش شمیم یاس نباشد قابل توصیف این پیروزی و احساس خبر دارید بر ماه بنی هاشم مرید آمد؟ عمو ها هر کدام از او به نحوی دل برند امشب چقدر این عمه ها ناز لبش را می خرند امشب کبوترهای مشهد هم در آنجا می پرند امشب خبر دارید در ماه مبارک نور عید آمد؟ علی اکبر اذان گوید به آهنگ دلارامی بگیرد کام او را از عسل مولا عجب کامی گذارد نام او قاسم چه ابهامی چه ایهامی خبر دارید بر دست شهیدان یک شهید آمد؟ زینت کریمی نیا ✍ ...... .