Fadaeian_Moharam1400_Shab09_01.mp3
24.01M
📋عاشق که باشی وضع من را تازه می فهمی
#مناجات
کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عاشق که باشی وضع من را، تازه میفهمی
اینگونه سرگردان شدن را، تازه میفهمی
پروانه را از نیمه شب، زیرِ نظر داری
وقتی سحر شد، سوختن را، تازه میفهمی
وقتی گناهانِ تو را با گریه میبخشند
آن لحظه، لطف پنجتن را، تازه میفهمی
زهرا برای، روضهها ما را سوا کرده
ماه محرم حرف من را، تازه میفهمی
شور حسین، از شر معصیت خلاصت کرد
پس قدر این سینه زدن را، تازه میفهمی
محشر لباس مشکیات وقتی شفیعت شد
خاصیت این پیراهن را، تازه میفهمی
در کفن و دفن یک مسلمان، خوب دقت کن
فرق حصیری با کفن را، تازه میفهمی
گفتم مُرَمَّلٌ بالدِّماء، داد تو در آمد
چون بعد از آن وضع بدن را، تازه میفهمی
*شاعر: #علی_محمدی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#شب_دهم_محرم
07 - Shor - K. Mohammade Azimipur - Moharram 14000518.mp3
3.09M
🎧 #شور | دوباره روضه هاتو دیدم
📅 دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰
🎙بانوای: کربلایی محمد #عظیمی_پور
#محرم_۱۴۰۰
#شور
دوباره روضه هاتو دیدم...
شاعر و نغمه پرداز :
#صادق_بچم
دوباره روضه هاتو دیدیم /یعنی هنوز دلت باهامه
خیلی دوسم داری میدونم/دلیلش این اشک چشامه
اگه گریه م میگیره
واسه اینکه میای جلوی چشمام میشینی
اشکم دست خودم نیس
واسه اینکه تو میخوای منو تو این حال ببینی
قطره قطرشه برام آب حیات
میمیرم برات قتیل العبرات
_
با خوشیِ دو روز دنیا/عوض نمیکنم غمت رو
حال دلم خوب میشه وقتی/چشام میبینه پرچمت رو
زهرا دعام میکنه
تا برا سینه زنا چایی روضه میریزم
وقتی میگم حسین جان
میگه که خیرِ جوونی تو ببینیی عزیزم
غرقم کن تو موج دریای نگات
دستامو بگیر سفینه النجات
_
کجای روضه رو بخونم/آخه داره میشنوه زهرا
بسکه مصیبتت بزرگه/زبون من قاصره آقا
دلشو ندارم که
بگم از دمی که با خنده به گودال رسیدن
این غصه کشته ما رو
که با نیت تقرب سرتونو بریدن
موهاتو با دست گرفته نا نجیب
صورتت خاکی شده خد التریب
.
.
#امام_سجاد_علیه_السلام
#شهادت_امام_سجاد
#مسمط_مربع
تا اشک هست در بصرم گریه می کنم
با این توان مختصرم گریه می کنم
تنها نه با دو چشم ترم گریه می کنم
با خون مانده بر جگرم گریه می کنم
رنگم زمان دیدن مذبوح می پرد
یا لحظه ای که طفل گلوبند می خرد
یا مادری که کودک شش ماهه می برد
با هر چه هست دور و برم گریه می کنم
روح صحیفه پر شده از گریه کردنم
خمس عشر، بهانه شده بهر شیونم
گاهی گریز بین ابوحمزه می زنم
بین نوافل سحرم گریه می کنم
از خنده های حرمله زجری کشیده ام
من که عقیله را سر بازار دیده ام
بر دردهای عمه ی قامت خمیده ام
بر غربت بزرگ حرم گریه می کنم
ناموس خود به ناقه ی عریان که دیده است؟
آتش میان زلف پریشان که دیده است؟
افتادن قطار اسیران که دیده است؟
عمری است با غم سفرم گریه می کنم
باید چه کرد بین گلو آه و ناله را
زخم عمیق پهلو و بازوی لاله را
خیلی زدند خواهر من را، سه ساله را
یاد رقیه با پسرم گریه می کنم
وقتی عقیله وارد بزم شراب شد
وقتی که خواهرم به کنیزی خطاب شد
روی سرم تمام زمانه خراب شد
بر خاک ریخته به سرم گریه می کنم
یادم نمی رود پدرم را پیاده بود
هر طور بود روی دو پا ایستاده بود
بر نیزه ی غریبی خود تکیه داده بود
بر حال غربت پدرم گریه می کنم
عمامه اش به خاک لگد مال مانده بود
خیلی غریب در ته گودال مانده بود
با کام تشنه، زخمی و بی حال مانده بود
از اوج روضه با خبرم، گریه می کنم
بالم زمان پا شدنم تیر می کشد
از داغ زهر کل تنم تیر می کشد
حالا که تشنه ام... بدنم تیر می کشد...
... یاد عموی تشنه ترم گریه می کنم
#محمد_جواد_شیرازی
#استاد_مجید_طاهری 🎤
👇