eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
زمزمه ی عاشقانه نام حسین است مستی اهل ولا ز جام حسین است مکتب او معرفت ، شهادت و ایثار غیرت و آزادگی مرام حسین است در رگ اسلام ، خون او جریان یافت دین خدا زنده با قیام حسین است دولت توحیدی اش زوال ندارد سکه ی فضل و شرف به نام حسین است تا به قیامت در اهتزاز بماند پرچم تکبیر ، روی بام حسین است عزت دنیا و آخرت همه از اوست هر که به رسم ادب غلام حسین است شیفته ی خود کند زمین و زمان را شور و شعوری که در کلام حسین است توبه ی أدم که شد قبول خداوند از قِبَل فیض و لطف عام حسین است رحمت گسترده ی خداست و این هم گوشه ای از جلوه ی مقام حسین است ✍ کمیل کاشانی .
از فرزند امام سجاد(ع) نقل شده است که وقتی جدّم امام حسین (ع) شهید شد زنان بنی‌هاشم در عزای آن حضرت لباس سیاه پوشیدند و این لباس را در گرما و سرما تغییر نمی‌دادند.[1] لازم به ذکر است که بعضی از فقهای بزرگ مقید بودند در ایام سوگواری امام حسین(ع) جامۀ سیاه بپوشیدند و به وسیلۀ آن تبرک جسته و با جدیت از آن نگهداری و مراقبت می کردند و وصیت می نمودند بعد از رحلتشان به عنوان تبرک با آنها دفن شود. بنابر این پوشیدن لباس سیاه در ایام سوگواری ائمه(ع) خصوصا در دو ماه محرم و صفر نه تنها کراهت ندارد بلکه از آن جهت که اظهار همدردی با آن ذوات مقدس و احیای امر ایشان است، دارای فضیلتی بس بزرگ است.   📚 [1] البحرانی، الحدائق الناظرة فی احکام العترة الطاهرة، ج 7، ص. 118
. چقدر خیر دیده‌ایم از محبت حسین به روی شانه‌های ماست دست رحمت حسین زیانزد تمام عالم است مهربانی‌اش دل مرا که برده است؟ این عطوفت حسین! روایت است این که هر سحر فرشته می‌برد سلام صبح‌گاهی مرا به خدمت حسین شفیع روز محشر است آجر حسینیه به این بهانه که درآن شده‌ست صحبت حسین چه بهتر است با وضو میان روضه گریه کرد عبادت است گریه‌های بر مصیبت حسین رفیق! روضه‌خانه سنگر ولایت علی‌ست هزینه داده است شیعه پای هیئت حسین رضایت حسین باطناً رضایت خداست رضایت خداست باطناً رضایت حسین به یک نظر دل خراب را درست می‌کند خدا کند شویم شامل عنایت حسین نترس! ظرفیت برای حر شدن هنوز هست رسول ترک حر شده‌ست با هدایت حسین گناهکار دوتا قطره اشک بین روضه ریخت خدا هم از گناه او گذشت بابت حسین حسین بانیِ قبولِ توبه‌های آدم است همین هزار و چند ساله نیست قدمت حسین به گرد و خاک معجر سه ساله دخترش قسم برای دردهای ما دواست تربت حسین به حشر هم قدم که مینهد هنوز بی سر است قیامتی‌ست لحظه‌ی ورود حضرت حسین .
مــائیــم و عــنــایــت ابــاعــبــدالــلــه در ظــل حــمــایــت ابــاعــبــدالــلــه در روز جــزاڪــاش نــگــردم مــحــرومــ از فــیــض شــفــاعــت ابــاعــبــدالــلــه مــن جــای دگــر خــانــه نــگــیــرم هرگــز جــز ســایــه ی رایــت ابــاعــبــدالــلــه یــک لــحــظــه نــیــفــتــد از ســر مــا تــا حــشــر ایــن شــور حــڪــایــت ابــاعــبــدالــلــه چــشــمــان بــه خــون نــشــســتــه ی مــا زخــم اســتــ از ســوز روایــت ابــاعــبــدالــلــه بــگــذر ز گــنــه تــا ڪــه فــراهم گــردد اســبــاب رضــایــت ابــا عــبــدالــلــه مــا تــذڪــره ی صــحــن نــجــف مــی گــیــریــمــ بــا دســت ڪــفــایــت ابــاعــبــدالــلــه .
⚫️ 🔘 ▪️ 🔹سرلوحه عشق است و نزول برکات 🔸بفرست به محمد و به آلش صلوات 🔹خواهی نشوی لال به هنگام ممات 🔸بفرست به محمد و به آلش صلوات 🔹خواهی که بگیری ز علی جام حیات 🔸بفرست به محمد و به آلش صلوات 🔹خواهی که قبول شود زیارات و دعات 🔸بفرست به محمد و به آلش صلوات 🔹خواهی که بگیری ز خداوند درجات 🔸بفرست به محمد و به آلش صلوات یارب الحسین بحق الحسین اشفع صدررالحسین بظهور الحجه ⬅️دهه دوم محرم و ایام اسارت عمه سادات زینب کبری... ایامی که بی‌بی با کاروانی همراهه که سرهای بریده، مقابل کاروانه... وقتی خانم چشمش به سرهای بریده می افتاد اشک از چشماش جاری میشد...غم دلشو میگرفت.. 💔ای کوفه من با کوچه هایت آشنایم 💔بانوی دین، بنت علی مرتضایم 💔ای کوفه با ما اینچنین، رسم وفا نیست 💔مهمان نوازی این چنین با آشنا نیست کجای عالم دیدی مهمونی وارد شهری بشه سنگ بارانش کنند... با سنگ و خاکستر پذیرایی کنند... 💔اینجا زمانی مسکن و مأوای ما بود 💔در جای جای کوچه هایش جای ما بود ⬅️بی‌بی رو وارد شهر کوفه کردند.... خاطرات کوفه داره براخانم زینب کبری زنده میشه... (چه خاطراتی) مگه چه خاطراتی داره خانم زینب کبری... خاطرات امیرالمومنین ع یرا زینب زنده شد.. (خاطراتی که وجود خانم زینب کبری رو غرق در ماتم و غم و اندوه میکنه) 💔هرسائلی در کوچه چون محتاج نان بود 💔هر کس غریب و بی کس و بی خانمان بود 💔در خانهٔ بابای ما او را مکان بود ⬅️هر فقیری وارد کوفه میشد......خونه امیرالمومنین رو نشونش میدادن... هر غریبی وارد کوفه میشد.....، سراغ علی و بچه های علی رو میگرفت... هر کی زمین خورده بود یه یا علی میگفت، مولا به دادش میرسید... اینجا خونه باباش علی بوده... این شهر بوی باباش علی میده... این شهر بوی برادرشو میده.... این شهر بوی حسین میده... همون حسینی که حالا سرش رو نیزه است... ⏪حالا زینب با کاروان زن ها و بچه ها وارد کوفه شده.... اسیرو بی کس و تنها... دستای بی‌بی رو بستن.... از بالا بام خاکستر میریزن... سنگ میزنن... 💔ای کوفه با ما اینچنین رسم وفا نیست 💔مهمان نوازی اینچنین با آشنا نیست ♻️بگمو التماس دعا ♻️آی حاجت دارا... جوون دارا...آبرو دارا....آی غریب نوازا ⬅️یه وقت بی‌بی زینب نگاه کرد دید یه عده زنها اومدن دارن نان و خرمای صدقه پخش میکنند ...اونم دست اهل بیت پیغمبر... دست بچه هایی که گرسنه بودنُ شاید چند روز بود که غذا نخورده بودن... زینب این نان و خرماهای صدقه رو از دست بچه ها میگرفت.. آخ صدقه بر ما اهل بیت حرامه...... امان امان امان 💔این رسم مهمانداری از آل عبا نیست 💔بر نیز بنگر تا ببینی ماجرایم 💔در سینه درد و غم ز خلق الناس دارم 💔بر نیزه پیش رو سر عباس دارم ⬅️اینجا یه زبان حالی داره.... یه نگاه کرد به سر بریده عباس... صدا زد عباسم داداش.... دادلش پاشو حال زینبو ببین... ای غیرت الله .. پاشو پاشو ببین زینب اومده اسیری.... زینبی که قامتش رو نامحرم نمیدید... حالا ما بین نامحرماست... ⬅️زینبی که هر وقت میخواست به زیارت قبر مادرش زهرا بره... امیرالمومنین میگفت جوونای بنی هاشم دور زینبو بگیرید... نور چراغو کم کنید... کسی قد و قامت زینبم رو نبینه.... داداش بیا ببین بین نامحرما اسیرم... ای غیرت الله ..عباسم ...پاشو بیا به داد خواهرت زینب برس.... 🖤کوفه چه غوغایی شده 🖤زینب تماشایی شده هرچقدر ناله داری به ناله های دل بی‌بی زینب کبری دستتو بلند کن سه مرتبه از سویدای دلت ناله بزن ....بگو یا حسیـــــــن...... هنگام نشر لطفا حذف نشه⬇️ 🖤هدیه به خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها (صلوات)🖤
ســبــک مــنــم بــایــد بــرمــ شــبــای روضــه هات شــبــای عــشــق عــالــمــه هوای مــجــلــســات ،هوای خــوب حــالــمــه بــرا غــمــت حــســیــن ، اگــه بــمــیــرمــم ڪــمــه بــجــون مــادرت ، آقــامــنــو رهام نــڪــن ، یــه لــحــظــه هم مــنــو، از ایــن خــونــه جــدام نــڪــنــ قــاطــی ایــن خــوبــام، تــو روخــدا ســوام نــڪــنــ حــســیــن آقــام آقــامــ.... مــیــام تــو روضــه هات ، ڪــه قــلــبــمــو جــلــا بــدیــ مــیــام ڪــه ایــن دل، ســیــاهمــو شــفــا بــدیــ بــرای اربــعــیــن بــهم یــه ڪــربــلــا بــدیــ بــهم نــگــو بــرو ، بــدون تــو ڪــجــا بــرمــ دلــم مــیــخــواد بــاشــه، روی ضــریــح تــو ســرمــ دوای درد مــن ، یــه شــب جــمــعــه یــک حــرمــ حــســیــن آقــام آقــامــ... نــمــی ره یــاد مــن ، غــروب روز ڪــربــلــا تــو گــودی افــتــادیــ،هی مــیــزدی تــو دســت و پــا روی تــنــت پــر از ، شــمــشــیــر و تــیــر و نــیــزه ها یــڪــی بــا ســنــگ مــیــزد، بــه روی زخــم پــیــڪــرتــ یــڪــی نــشــســتــه بــود بــود، رو ســیــنــه ی مــطــهرتــ یــڪــی بــریــد ســرت، جــلــو چــشــای مــادرتــ حــســیــن اقــام آقــام آقــامــ
🍁 فراق مادر(سبک عجب رسمیه) چه رسمی داره-دو روزه دنیا میره عزیزت-میشی تو تنها خزان گل را- بدیده بینی گل است و مادر-میون گلها ای مهربانم-آرام جانم-کجایی مادر-کجایی مادر به زیر پایت-بهشته مادر خدا بنامت-نوشته مادر گذار قدم را-به روی چشمم دل تو با رحم-سرشته مادر ای مهربانم-آرام جانم-کجایی مادر-کجایی مادر سخته خدایا-داغ جدایی گوشه نشینم-از بینوایی گویم به ناله-آه از جدایی مادر خوبم-به گو کجایی ای مهربانم-آرام جانم-کجایی مادر-کجایی مادر گل بهارم-برگرد بخونه غمت ز قلبم-کشد زبونه چو طفل این دل-برای مادر زند شراره-گیرد بهانه ای مهربانم-آرام جانم-کجایی مادر-کجایی اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
روضه ختم مادر وای از جدایی از غم سرایی تنها شدم من مادر کجایی یک دل پر غم / یک خانه ماتم/مونده برا من بعد از تو مادر / ماندم چه تنها/ تنهاتر از پیش / در بین مردم بعد از تو مادر با ناله هر شب / گیرم سراغت/ مادر خوبم ⏪ کیا مادر ندارن / کیا صورت مادر اشونو بخاک گذاشتن / اونی که طعم بی مادری کشیده / صورت مادر رو روخاک گذاشته/ امروز بیا ناله بزن / اشک چشتو هدیه کن به روح مادر / بخدا تو عالم هیچ کسی جای مادر رو برات نمیگیره/ مادر سنگ صبوره دختره / هر وقت دختر غم ها رو دلش سنگینی میکنه کنار مادر میشینه با مادر درد دل میکنه ✅ آخ گل گلخونه ام بودی تو مادر ✅ چراغ خونه ام بودی تو مادر ✅ زنم بوسه به عکس دلربایت ✅ آی بریزم اشک و اشکم از برایت ✅ کجا رفتی عزیزم ای جون مادر ✅ آی چقدر خون جگر باید بریزم ای مادر .... ⬅️ عزیرم جاتو خالی جاتو خالی ⬅️ گل گشته خزونم جاتو خالی ⬅️ ز هجرونت دلی غمناک دارم ⬅️آی به دل داغ گلی درخاک دارم ⏪⏪ هر مادری از دنیا بره دوستان فایلا آشناها جمع میشن / نازنین بدن مادر رو غسل میدن / کفن میکنند/این بدن رو احترام میکنند/ تشییع میکنند اما میخوای ناله بزنی بگو یا زهرا..... من یه مادر غریبی میشناسم تو مدینه /تو دل شب علی داره بدن زهراشو غریبانه غسل میده ◼️اسما بریز آب روان بر روی گلبرگ گلم ولی آهسته آهسته ◼️ آخ ببین بشکسته پهلویش سیه گردیده بازویش ◼️ بریز آب روان رویش ولی آهسته آهسته الی آخر...... ☑️زهرا رو غسل داد / یکی یکی بندای کفن رو می بنده / آی حاجت دارا دلش نیومد بند آخرو ببنده /آی اونایی که مادر از دست دادید/ نمیدونم لحظه جون دادن مادر بودی یا نه / نمی دونم لحظه ی آخر چطور با مادر خداحافظی کردی علی یه طرف کفنو رو هم می آورد / هی برمیگشت یه نگاهی به صورت زهرا //میدونی چی میگفت// 💟 آخ شب دامادیم کی باورم بود 💟 که من روزی عزادار تو باشم ⏪⏪کی باورم میشد خودم غسلت بدم / خودم کفنت کنم /خودم بدنتو تشییع کنم ⚫️کجا خاکش کنم امشب خدایا ⚫️ چگونه من بشویم جسم زهرا ⚫️ رمق دیگر ندارم که گذارم ⚫️ به روی دوش خود تابوت زهرا آی اونایی که مادر از دست دادید//یادت میاد// اون لحظه ای که میخوان بدن مادر رو بردارند یکی جلو جنازه صدا میزد // بلند بگو لااله الا الله // آی مریض دارا / گرفتارا / اون دل شب تو مدینه کسی نبود بلند بگه لا اله الا الله / بدن زهرا رو غریبانه می بردن/ قربون آون دختری که دنبال جنازه مادر میدوید...... ⏪⏪ بدن زهرا رو درون خانه ی قبر گذاشت / سنگای لحد چید/ خاکارو ریخت/ علی نشست کنار مزار زهرا / علی ناله زد / دیدن دلش قرار نمیگیره / علی گریه کرد / دیدن دلش آروم نشد / یه وقت دیدن امیرالمومنین خم شد صورت رو خاک قبر زهرا گذاشت /هی میگه فاطمه غریبم / فاطمه مظلومم//دلت اینجاست // دلتو ببرم کربلا.... هر گریزی خواستید بزنید اگه اون شب تو مدینه امیرالمومنین صورت رو خاک قبر زهرا گذاشت / ناله زد....آی حسینیا آی کربلاییا ابی عبدالله تو کربلا صورت به صورت علی اکبر گذاشت / هی از سوز جگر صدا میزد //ولدی علی//........
عاقبت حسینی بودن ... شاعر ؟؟؟ دوش دیدم که مرا گریه کنان می بردند فارغ از خویش به آنسوی زمان می بردند کس و کارم همه بودند و به افغان بودند زیر تابوت ، رفیقانِ پریشان بودند خاک کردند و به صد ناله صدایم کردند شب که شد گریه کنان رفته رهایم کردند لرزه افتاد به جانم ، که رفیقان نروید در شب تار من اینقدر شتابان نروید اشک می ریختم و ذکر به لبهایم بود آسمان بود که جولانگه پاهایم بود در و دیوار به یکباره زبان وا کردند من پر سوخته را یکسره رسوا کردند بدنم سوخت، دلم سوخت ، جوابم کردند از خجالت زدگی پاک خرابم کردند ملکی گفت که پرونده سیاه است سیاه ببریدش که پر از جرم و گناه است گناه ببریدش که جزایش همه آتش باشد حکم پرونده فقط آتش سرکش باشد آه از سینه ی دلسوخته ام سر دادم باز هم دل به غم حضرت دلبر دادم گفتم ای شاه کجایی که پرم سوخته است تو به دادم نرسی پا به سرم سوخته است ای که یک عمر به یادت جگرم سوخته است آه ارباب بیا بال و پرم سوخته است ناگهان هودجی از جنس گل و نور آمد پرده ها رفت کنار و یکی از دور آمد وحشت شام سیه میل به زیبایی کرد باز در حق من آقای من آقایی کرد آمد و جمع ملک دست به تکریم شدند همه پیش قدمش امر به تعظیم شدند گفت آزاد کنیدش دل او غم دارد چشمهایش همه شب اشک دمادم دارد این که اینجاست دلش غصه و ماتم دارد نوکر ماست ، غم ماه محرم دارد این که در چشم خودش چشمۀ زمزم دارد زیر پرونده اش امضای مرا کم دارد این همان سینه زن ماست نپرسید که کیست؟ هیئتی بوده، مگر پیرهن اش مشکی نیست؟ امر فرمود ، از آن غصه نجاتم دادند با نگاه کرم اش برگ براتم دادند لطف ارباب مرا دور ز آفاتم کرد باز مدیون غم مادر ساداتم کرد تا رها گشتم از آن مهلکه آرام شدم خیره بر پیرهن مشکی احرام شدم دیدم از دور چه آهنگ غمی می آید بوی سیب است و زسمت حرمی می آید دیدم انگار یکی نوحه سرایی دارد گله از غربت ایام جدایی دارد مجلس روضه به پا بود خدایا شکرت مجلس خون خدا بود خدا یا شکرت همه بودند ملائک به سر و سینه زنان انبیاء گرم عزا، اهل حرم گریه کنان «این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست خار و خاشاک زمین منزل و مأوای تو نیست اینقدر نیزه زدند بر بدن نازک تو جای یک بوسه ی زینب همه اعضای تو نیست» چشمم افتاد به ناگاه کنار منبر روضه خوان فاطمه بود و بغلش پیغمبر شمر برگرد نرو داخل گودال نرو طرف این بدن خسته ی پامال نرو شمر برگرد به سمت بدن شاه نرو اینقدر بر بدن زخمی او راه نرو نکش اینقدر تو از پشت سرش موی اش را با لگد کم بزن اینقدر تو پهلویش را اینقدر حرف سر و نیزه و شمشیر مگو وقت افتادن سر اینهمه تکبیر مگو یک نفر کاش بیاید بدنش بردارد آخر این بی کفن افتاده سه دختر دارد .
صاحب عزا بیا ...  روزی هزار بار که شکر خدا کنیم  شاید که حق آمدنش را ادا کنیم شب های ماتم آمده باید که خویش را آماده تا برای دو ماه عزا کنیم امسال هم بدون تو سر زد هلال غم کی با رخ تو دیده به این ماه وا کنیم ما عهد کرده ایم، به هر بزم روضه ای اول برای روز ظهورت دعا کنیم صاحب عزا بیا که به اذن نگاه تو در سینه باز خیمه ماتم بپا کنیم دستی بده که سینه زن نوحه ها شود اشکی بده که خرجی این دیده ها کنیم شاگرد مکتب شهدا و ولایتیم هیهات اگر که بیرقتان را رها کنیم یک روز می رسد که همه در جوار تو عزم زیارت نجف و کربلا کنیم ___________ شهداي كربلا-امام زمان(عج) - محرم بر سینۀ خود می‌فشارم زانوی غم را وقتی که بی تو باز می‌بینم مُحرم را صاحبِ عزا با دست‌های خویش کوبیدی بر روی دیوار کدامین خانه پرچم را ای آسمان چشمه جوشان اشک خون پربارتر کن بارش این اشک نم نم را هر شب میان کوچه‌ها بر سینه خواهی زد وقتی که می‌خوانند شور و نوحه و دم را بر رشتۀ پرچم دخیل گریه می‌بندم آقا مگیر از دست ما این حبل محکم را با اذنِ زهرا اذنِ مولا اذنِ پیغمبر با اذن تو پوشیده‌ام این رختِ ماتم را دل‌شوره دارم اربعینم را همین اوّل امضا کن آقا جان برات کربلایم را .
علیه السلام 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ به دنبال تو بودم بین هیات ها شدی پیدا میان صفحه ی سرخ روایت ها شدی پیدا به دنبال تو گشتم دسته های سوگواری را میان کوچه ها، بین علامت ها شدی پیدا ، پرچم، کتل، منبر و حتی استکان چای تو را میبینمت در این عبارت ها شدی پیدا ببین حال بُکا دارند آجرهای هیات هم یقیناً لا به لای این ارادت ها شدی پیدا هر آنچه بر تو منسوب است، جان ما به قربانش خودت در بین اسباب هدایت ها شدی پیدا تو را در بین صدها سال روضه جستجو کردم و در بالاترین شکل عبادت ها شدی پیدا چگونه لقمه ی ناپاک را باید مشخص کرد؟ - - زمانی که تو در بین اهانت ها شدی پیدا تو را کشته ست فتوای مقدس ها؛ ملالی نیست که حالا بین نقد بی عدالت ها شدی پیدا .
روضه جانسوزحضرت زهراس _ گریز روضه حضرت رقیه(س)قسمت اول ▪▪▪▪▪▪▪▪▪▪ از صفای ضریح دم نزنید حرفی از بیرق و علم نزنید گریه های بلند ممنوع است *اگه دلت مدینه میخواد اینجا گریه هاتون رو بکنید،اونجا فقط باید نگاه کنی ..." اصلا قانون مدینه اینه،مدینه فقط باید نگاه کنی* خودم دیدم که دشمن مادرم را *اگه مدینه میخوای بری یه دل سیر گریه کن ..."مدینه هر کی گریه کنه میزننش ..." مدینه هر کی گریه کنه بهش اهانت میکنند" یا زهرا،دلمون برای گریه تنگ شده بود* گریه های بلند ممنوع است روضه كه هیچ ، سینه هم نزنید كربلا رفته ها ، كنار بقیع حرفی از صحن و از حرم نزنید سلام من به بقیع و به چهار قبر خرابش *یاامام حسن مدینه میخوام* زائری خسته ام نگهبانان به خدا زود می روم نزنید زائری داد زد كه نا مردان 3 تازیانه به مادرم نزنید *مادرمو نزنید...؛ منو بزنید...؛ مادرمو نزنید...* غربت ما بدون خاتمه است مادر ما همیشه فاطمه است كاش درهای صحن وا بشود شوق در سینه ها به پا بشود كاش با دست حضرت مهدی این حرم نیز با صفا بشود كاش با نغمه حسین حسین این حرم مثل كربلا بشود در كنار مزار ام بنین طرحی ازعلقمه بنا بشود پس بسازیم پنجره فولاد هر قدر عقده هست وا بشود چارتا گنبد طلایی رنگ چارتا مشهد الرضا بشود *یا صاحب الزمان،اگه لایق دونستی رو ما حساب کن،لباس کارگری میپوشیم میایم بقیع رو میسازیم،قبل ازاینکه شروع کنیم اگر اجازه بدید با کارگرای حرم های ائمه اطهار همه دور هم جمع میشیم،یه ذره روضه میخونیم،آماده بشیم،دلامون جلا بگیره..." در وسط کوچه،امشب منو رد نکن...؛ با یه امیدی آمدم...* این بقیعی كه این چنین خاكی است رشك پروانه های افلاكی است در هوایش ستاره می سوزد سینه با هر نظاره می سوزد هشت شوال آسمان لرزید دید صحن و مناره می سوزد بارگاه بقیع ویران شد دل بی راه و چاره می سوزد این حرم مثل چادر زهراست كه در اینجا دوباره می سوزد این حرم مثل خیمه ی زینب كه در اوج شراره می سوزد سالها بعد قدری آن سو تر چند قرآن پاره می سوزد *خب روضمو جمع کنم،مسیر رو ضه رو کجا بردن؟حرم بقیع خراب شد،خرابه شد،ویرانه شد،من یه خرابه ی دیگه هم سراغ دارم* دلم از خرابه دیگه خونه امشب ... مزاحم شدم من برا عمه زینب ... *چی میشه منم بیام از حرمت دفاع کنم؟چی میشه منم در این خرابه بایستم؟* دلم از خرابه دیگه خونه امشب مزاحم شدم من برا عمه زینب میسوزم تو این تب ( صورت من کبوده و زرده حرف دلم گلایه و درده یه دختر شامی رو دیدم که روسری منو سرش کرده ) 2 یه دنیا درد دل دارم بابا ازاون شب سرد توی صحرا *چی شد؟! نمیگم بهت بابا* موی سرم سپیده و قدم شده شبیه مادرت زهرا 2 دعا کن بمیرم برم از خرابه برای همیشه سه سالت بخوابه که موندنم عذابه دوری تو طاقتمو برده دیر برسی دختر تو مرده تموم راه شام و بازارو عمه به جای من زمین خورده تو این خرابه نفسم تنگه ➖➖➖➖➖➖➖➖➖▪▪▪▪▪▪▪▪▪ *بابا ، بابا ، کی به لب هات سنگ زده؟!* (تو این خرابه نفسم تنگه چرا رو لب هات اثر سنگه)2 راستی تو بازار حراجی ها دیدم سر خاتم تو جنگه 2 *روضه ی بقیع میخوندیم چی شد؟دلامون کجا رفت؟اینم برای امام زمان میگم* یکی نیست بپرسه گناهم چی بوده؟ چی بوده که رنگم پریده،کبوده تو آتیش و دوده نگفتی که سه ساله جون میده واسه تصدق یکی نون میده خسته شدم بس که تو این بازار یکی همش ما رو نشون میده جای طناب مونده رو گردن ها حتی حیا نکردن از زن ها از روی ناقه افتادم ، گفتم الهی هیچ زنی نشه تنها 2 *بابا یاد مادرت افتادم که تو کوچه ها تنها گیرش آوردن،بابا امام حسن نتونست کاری برای مادرش کنه* از روی ناقه افتادم ، گفتم الهی هیچ زنی نشه تنها اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ