هدایت شده از بنیاد تاریخپژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی
✴️وقتی امام در تبعید حج را سیاسی می داند.
🔷مقام معظم رهبری مدظلهالعالی در دیدار با مسؤولین ایرانی برگزاری #حج_ابراهیمی فرمودند:«اینکه برخی می گویند #حج را سیاسی نکنید، سخن نادرستی است زیرا ابعاد سیاسی حج، مطابق با خواسته و #دستورات_اسلام است.» این منطق ریشه در #معارف_عمیق_اسلامی دارد که امام خمینی قدس سره نیز با درک آن؛ حداکثر استفاده را از این ظرفیت عظیم داشتند و در سال۱۳۹۰ ه.ق برای نخستین بار پیام خود را به کنگره عظیم حج ارسال داشتند. امام در این پیام تاریخی زائران خانه خدا را به #احیای_وظایف_فراموش_شده در مرکز وحی فراخواند و مسئولیت هایی را که در برابر اسلام و مسلمین دارند، به آنان گوشزد کرد و از زائران خواست که جریانات،رویدادها و #مشکلات_کشور خودشان را در این #کنگره_بزرگ_اسلامی برای یکدیگر بیان کنند و به اطلاع برسانند، و خود در این مورد پیشگام شد و سیاهنامه اعمال و رفتار رژیم شاه را برای مسلمانان بر خواند.
❌ارسال این پیام اما کار راحتی نبود و سختیهای خود را داشت.ماجرای ارسال این پیام را از زبان تاریخنگار انقلاب اسلامی که به صورت مستقیم در جریان این امر بودند میخوانیم:
🔹« از آنجا که می دانستیم #رژیم_سعودی از وارد کردن اعلامیه های امام به کشور #حجاز بشدت جلوگیری می کند، ناگزیر شدیم اعلامیه ها را در یخچال های سفری جاسازی کنیم، بدین صورت که لایه های آن را بیرون آورده به جای آن اعلامیه ها را جا دادیم..برادرهایی که مسئولیت پخش پیام امام در میان زائران خانه خدا را بر عهده داشتند... بنا بود در #شب_عرفه در یک ساعت معین دست به پخش آن بزنند.
🔸#رژیم_شاه پیش از آن از پخش فتاوا، اعلامیه ها و نظریه های امام در میان زائران خانه خدا در مراسم حج به شدت نگران و ناراحت بود.از این رو به منظور پیشگیری از پخش و توزیع نشریات آگاهکننده و روشنیبخش امام در حج، برنامه گسترده ای تنظیم کرد و نیروهای زیادی به #عربستان فرستاد..در نتیجه شیخ محمد رضا ناصری هنگام پخش پیام امام به وسیله یکی از مقامات ساواک به نام ازغندی دستگیر شد و در چادر یکی از کارواندارهای وابسته به ساواك مورد بازجویی و #شکنجه قرار گرفت.
با وجود دستگیری آقای ناصری ، دیگر برادران با تلاش همه جانبه ماموریت خود را پی گرفتند..و علی رغم تلاش های بین المللی و فشارهای طلاب حوزه نجف آقای ناصری حدود دوسال در زندان های مخوف سعودی زندانی شد.
🔹پیام امام به رغم خفقان و شکنجه و رعب و وحشتی که رژیم شاه ایجاد نموده بود به گوش زائران خانه خدا رسید و تاثیر ژرف و مثبت آن در میان توده های ستمدیده چشمگیر بود و نشان داد پیام ها و رهنمودهای امام در استواری نهضت تاثیر گذار است.»(نهضت امام خمینی(ره)، ج۲، صص ۷۶۳- ۷۵۷)
@Bonyadtarikh
بنیاد تاریخپژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی-قم.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🥺 چقدر مهربون قرآن می خونه
🎙️ استاد #حصری
📜 سوره مبارکه #انبیاء
🎵 عنوان نغمه: #حجاز
✍️ ترجمه آیه:
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺍﮔﺮ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﻛﺎﺭﻱ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﻫﻴﺪ [ ﻭ ﻣﺮﺩ ﻛﺎﺭ ﻫﺴﺘﻴﺪ ]ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻴﺪ ، ﻭ ﻣﻌﺒﻮﺩﺍﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﺭﻱ ﺩﻫﻴﺪ .(٦٨)
[ ﭘﺲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺍﻓﻜﻨﺪﻧﺪ ]ﮔﻔﺘﻴﻢ : ﺍﻱ ﺁﺗﺶ ! ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﻲ ﺁﺳﻴﺐ ﺑﺎﺵ !(٦٩)
#تلاوت_مجلسی
🆔https://eitaa.com/emamsadegh_ir
✳️ #تیزبینی مرحوم سید یزدی در مواجه #عوامل_کهنه_کار_استعمار به روایت ژنرال انگلیسی
🔹سر رونالد استورز یکی از سیاستمداران انگلیسی است که در قسمت امور مربوط به خاورمیانه عربی و از بازیگران مهم سیاست انگلستان در عربستان، بوده است.
🔸زمانی که انگلیسیها در سال 1917 کشور عراق را اشغال کردند، ژنرال استورز در اداره کمیسر عالی انگلستان سمت مشاور را داشت و چون زبان عربی را به خوبی و با لهجه عربی، صحبت می کرد، همیشه با رجال و متنفذین آن کشور در تماس بود.
🔹وی خاطرات روزانه خویش را در کتابی به نام «شیوههای خاوری» گرد آورده است. استورز، درخاطرات مزبور، ماجرای دیدار و گفتوگوی خویش با مرحوم آیت الله #سیدمحمدکاظم_یزدی را چنین شرح می دهد:
🔸«روز 20 مه 1917، ساعت دو و چهل دقیقه بعدازظهر، از کوفه به #نجف مراجعت کردیم. پس از کمی استراحت در هوای خنک زیرزمین (سرداب)، در حدود ساعت 5 بعدازظهر به اتفاق گاریت یکی از مامورین کمیساریای عالی انگلستان در بغداد برای ملاقات سیدمحمدکاظم یزدی که کلامش از عراق تا اصفهان نافذ است، حرکت کردیم.
🔹مشارالیه چندان احساسات خوبی نسبت به ما (انگلیسیها) نداشت و حتی هدیهای را که به مبلغ دویست لیره قبلا به او تقدیم شده بود رد کرده بود. گاریت این مرتبه دستور داشت که با مبلغ یک هزار لیره به او نزدیک شود و با آنکه ناامید بود که باز بتواند وی را به پذیرفتن آن بقبولاند، از من خواهش کرد که در این کار به او مساعدت کنم.
🔸من با کمال احتیاط این ماموریت را قبول کردم و پاکت محتوی اسکناس را در جیب خود گذاشتم و به اتفاق گاریت به طرف منزل سید شتافتیم. چند دقیقه درب منزل سید منتظر شدیم و سپس طلبه ای با کمال وقار به جایگاه او رفته و ورود ما را اطلاع داد.
🔹سید، که بسیار پیر بود و جامه سفید وعمامه ای سیاه بر سر داشت و محاسن و ناخنهای وی با حنای قرمز خیلی خوب رنگ شده بود و درخشندگی خاصی داشت، بیرون آمد و با کمال سردی و بی اعتنایی به ما خوشامد گفت و ما را روی حصیری که در بیرون اتاقش افتاده بود، نزدیک خود نشانید. در آنجا بود که به سر تاثیر و نفوذ زیاد و حسن شهرت او پی بردم.
🔸در خطوط صورت او قوه جاذبه ای وجود داشت و چشمانش خاکستری و خسته می نمود و در وجود نحیف و خسته او، یک قدرت ونفوذ خارقالعاده موجود، و بیان او بسیار سحر آمیز بود که من کمتر در کشورهای اسلامی نظیر آن را دیده بودم.
🔹 بعد از احوال و پرسی به ما گوشزد کرد که در شهرهای شیعه نشین عراق، تنها افراد شیعه را به سمتها و مسوولیتها بگماریم و دستور داد که بایستی دکتر مظفر بک و جمال بابا، دو تن از شیعیان را که در بغداد توقیف بودند، آزاد نموده، فرماندار نجف را نیز میرزامحمد قرار دهیم.
🔸من گفتم [که] اوامر عالی ایشان را به سرپرستی کاکس کمیسر عالی انگلستان در عراق اطلاع خواهم داد.
🔹بعد به ایشان نزدیکتر شده خواهش کردم که سه دقیقه خلوت کنیم. پس از آنکه تنها ماندیم، موضوع فقرای بی حد و حصر آنجا را پیش کشیده، تقاضا کردیم که در این باب با ما مساعدت کنند و سپس پاکت اسکناس را جلوی ایشان گذاشتیم.
🔸سید، با کمال وقار، پاکت را به طرف ما پس زده، با عزم راسخی گفت که: هنوز موقع آن نرسیده است و از دریافت مبلغ، معذرت خواست.
🔹من اطمینان حاصل کردم که با او نمی توان صحبت از پول کرد، مقام عالی او قابل خرید و فروش نیست و بسیار خوشوقت است که در این باب با او صحبتی ننماییم و البته چنین وضعی را در کشورهای مصر و #حجاز که همه برای پول به دنبال ما می دوند نمی توان یافت.(هفت رکن حکمت، ترجمه مسعود کشاورز،ص ؛ 113به نقل از کتاب خاطرات استورز( شیوه های خاوری))
🆔https://eitaa.com/emamsadegh_ir