eitaa logo
آستان مقدس امامزاده هادی فین کاشان
880 دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
13.6هزار ویدیو
112 فایل
برای ارتباط بامسئول فرهنگی آستان به شماره ۰۹۱۳۳۶۳۹۰۴۰ اعتماد پیام بدهید
مشاهده در ایتا
دانلود
فرازی از یک شب همان شب که سفر مبدأ دوران می‌شد خط به خط باور تقویم، مسلمان می‌شد شب همان شب که جهانی نگران بود آن شب صحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب در شب فتنه، شب فتنه، شب خنجرها باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها مرد، مردی که کمر بسته به پیکار دگر بی‌زره آمده در معرکه یک‌بار دگر تا خودِ صبح، خطر دور و برش می‌‌چرخید تیغِ عریان شده بالای سرش می‌چرخید مرد آن است که تا لحظۀ آخر مانده در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده باده در دستِ سبو بود و نفهمید کسی و محمد خود او بود و نفهمید کسی در شبِ فتنه، شبِ فتنه، شب خنجرها باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها دیگرانی که به هنگامه تمرّد کردند جان پیغمبر خود را سپر خود کردند بگذارید بگویم چه غمی حاصل شد آیۀ ترس برای چه کسی نازل شد بگذارید بگویم خطر عشق مکن «جگر شیر نداری سفر عشق مکن»... باز هم یک نفر از درد به من می‌گوید من زبان بسته‌ام و خواجه سخن می‌گوید: «من که از آتش دل چون خُم مِی در جوشم مُهر بر لب‌ زده، خون می‌خورم و خاموشم» طاقت ‌آوردن این درد نهان آسان نیست شِقشقیّه‌ست و سخن گفتن از آن آسان نیست... ✍
14.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 روایت حمیدرضا برقعی از تماسی که استاد فرشچیان در مکه با او گرفت درباره تماسی که در زیارت خانه خدا با او داشته است، گفت: یک روز تلفن من زنگ خورد و عزیزی پشت خط بود. خودش را معرفی کرد و گفت من محمود فرشچیان هستم. تعجب کردم که چرا با من تماس گرفته بود. به من گفت در زیارت خانه خدا هستم و شعری از شما شنیدم که اسم من را در آن آوردید. خواستم از شما تشکر کنم. او بعد از چند روز تمام آثار آئینی‌‏اش را به‌‏عنوان هدیه با امضای خودش برای من فرستاد. https://eitaa.com/emamzadeh_hadi