eitaa logo
♡مهدیاران♡
1.5هزار دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
5.1هزار ویدیو
18 فایل
دل💔پر زخم زمین🌍 گفته کسی می آید ... ⁦ -فعالیت تخصصی درزمینه #مهدویت درقالب ارائه متن،کلیپ،صوت،کتاب،عکس نوشته... 📞پاسخگویی : @Majnonehosain 🌐کانال مرجع: @emamzaman 📱اینستاگرام: Www.instagram.com/emamzaman.12 همراه ما باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
حاج‌مھدی‌اکبریS1394122102-AVAYESOOZ.BLOG.IR.mp3
زمان: حجم: 1.95M
بابا مَـن‌ألـذّۍ‌أیتَمَنۍ باباۍ‌خـوب‌من‌،عشق‌منۍ...💔😞 @emamzaman_12 ┄┅┅┅❁✿❁┅┅┅┄
وَدَراِزایِ‌دوتابوسہ،‌دادجآنَش‌را نَدیده‌چِشمِ‌کسی‌اینچنین‌مُعامِلہ‌را💔... 🥀 @emamzaman_12
@emamzaman_12goftam-meiad-baba.mp3
زمان: حجم: 4.64M
باباکجارفتی،ندیدمت رونیزه‌هابودی‌میدیدمت تشت‌طلارفتی‌میدیدمت😔
🖤استاد پناهیان: رقیه ثابت کرد اگر خوب تمنا ڪنی، حسین به خرابه هم می‌آید.. رقیه ثابت کرد اگر خوب تمنا ڪنی، حسین با سر می‌آید ...💔 @emamzaman_12
هدایت شده از 🌸یاس گراف🌸
4.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بابایی خیال کردی قهرم حالا اومدی برا آشتی..😔💔 🥀 【@yas_graph
سخت است ؛ از رقیه بگویم به دخترت ای کاش بعدِ واقعه دختر نداشتی... 📸 آغوش پدرانهٔ فرمانده بجای پدر دختر شهید «حاج یدالله کلهر» در آغوش سردار حاج‌ علی فضلی مراسم سوم شهید ؛ سال۱۳۶۵ مسجد روستای بابا سلمان @emamzaman_12
روح الله رحیمیاننماهنگ لالا گل لاله.mp3
زمان: حجم: 3.89M
لالا لالا گل لاله داره لالایی میخونه یه سه ساله😔💔 🥀 【@emamzaman_12
@emamzaman_12goftam-meiad-baba.mp3
زمان: حجم: 4.64M
باباکجارفتی،ندیدمت رونیزه‌هابودی‌میدیدمت تشت‌طلارفتی‌میدیدمت😔 🥀 [@emamzaman_12]
⚫️ شهادت غریبانه‌ی حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها در تاریکیِ خرابه‌های شام، صدای ناله‌ای از جگر خونین برخاست: «پدر... پدر کجاست؟» عمه‌اش آغوشش را تنگ کرد و با چشمانی اشکبار پاسخ داد: «فرزندم... او به سفری دور رفته...» رقیه (س)، با دلِ بی‌قرار، در گوشه‌ای از آن ویرانه زانوی غم بغل گرفت و به خواب رفت... اما ناگهان از خواب پرید و باز فریاد زد: «پدر را می‌خواهم! چرا صدایم را نمی‌شنود؟!» صدای گریه‌اش چنان بلند شد که همه‌ی اسیران را به شیون واداشت... یزیدِ سنگدل، وقتی از ماجرا باخبر شد، دستور داد سر بریده‌ی امام حسین علیه‌السلام را نزد او ببرند... وقتی سرِ پدر را پیش رویش گذاشتند، رقیه(س) با چشمانی معصوم پرسید: «این سرِ کیست؟» «سرِ پدرت است...» ناگهان، آن کودکِ یتیم، سرِ خونین پدر را به سینه چسباند... بر پیشانی‌اش بوسه زد و با صدایی لرزان گفت: «پدر جان! چه کسی صورت تو را به خونت رنگین کرد؟ چه کسی گردنت را برید و مرا یتیم گذاشت؟...» سپس، لب‌های کوچکش را بر لب‌های پدر گذاشت... و در حالی که اشک‌هایش مانند باران بر گونه‌های پدر می‌ریخت، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد... (س) 💚 【@emamzaman_12
وَدَراِزایِ‌دوتابوسہ،‌دادجآنَش‌را نَدیده‌چِشمِ‌کسی‌اینچنین‌مُعامِلہ‌را💔... 🥀 @emamzaman_12