برام نوشته که با تو حرفی بجز اینکه بگم ببخشید که آغوش این دیوونه محکم نیست؛ ندارم که بزنم
پس ببخشید که آغوش این دیوونه محکم نیست که بتونه برای دقایقی تو رو با خودش یکی کنه؛ یواشکی غما رو از رو قلبت بدزده و بعد تو رو از آغوشش جدا کنه.
ببخش که آغوش این دیوونه محکم نیست.:)
اینجا همه چیز خوبه
گرما خوبه سرما خوبه
قهر و گریه و خنده؛ همه چیز خوبه
اما همینکه ازینجا بیرون میرم سگ سیاه افسردگی پاچه مو میگیره و میگه ازین غلطا نداریم تو هنوزم یه بدبختِ فلک زدهی تنها هستی عیزم
we were born in the summer fog looking at each other and we died before the autumn
leaves
only yesterday was our day
very short
however
I beg
dont forget our good yesterday..