در من یک تیمارستان وجود دارد یک تیمارستان با هفتاد تخت خواب
هفتاد تخت خواب با هفتاد دیوانه و سخت ترین کار دنیا را من میکنم
زمانی که از من میپرسند: خوبی؟؟ و من باید یک تیمارستان هفتاد تخت خوابی را آرام کنم و با متانت صادقانه ای بگویم:
بله امروز خیلی خوبم!
و غالبا کسی چیزی هدیه نمیده بهم
ولی گل هدیه دادن خیلی خوبه
گل هدیه بدید به کسایی کع دوسشون دارید
اون همیشه میگفت دستها یه چیزی تو درونشونه
یه چیزی مثل قلب
آره دستا سرشار از احساسن و خیلی راحت اینو منتقل میکنن به کسی که دوسش دارن
اون روز گریه م گرفت جلوشون
برگشت بغلم کرد مثل همیشه گفت الهی کافر بمیره نکن دختر
چند دیقه بعد از بغلش اومدم بیرون، گفت بمونم دلداریت بدم یا برم پایین؟
رفتاراش خیلی نمکه😂
یه چیزی بین فوران احساس و سادگی تمام
نوشته به تک تکتون افتخار میکنم و ازینکه کنار شما هستم خیلی خیلی خیلی به خودم میبالم. خواستم برم از پشت گوشی بغلش کنم بگم تو خیلی خوبی