eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
-محاق: وقتایی که زیاد حرف می‌زنم در واقع دارم از اون درد اصلی که نمی‌خوام دربارش حرف بزنم، فرار می‌کنم.
-یادداشت‌ها
https://eitaa.com/seyyedoona/1838 دوسش داشتم:)
ولی اگر ببارم‌ و نتونم به پشت انگشت های گرم پوستِ گندم‌رنگ و آفتاب‌گرفته‌ات بوسه بزنم چی؟ اگر نتونم گونه‌های گرمت که زیر شالگردنِ تیره‌ و زخیمت دفن شده؛ ببوسم چی؟ اگر نتونم لبخند به لب‌های خسته‌ از کش‌اومدن‌های نمادین و رسمیت بیارم چی؟ اگر دیر ببارم و نتونم با نشستن رو نوکِ بینیِ سُرخ شده‌ات توجهِ سیاه‌چاله‌های پُر مژه‌ات رو به خودم جلب کنم و بهت دلخوشیِ کوتاه بدم چی؟ اگر، اگر، اگر...
اگر دیگه برفی که منتظرش بودی بباره و اون من نبودم چی؟ اگر دیر رسیدم؛ اگر دیگه منتظر نبودی و اگر نشد که روحت با باریدنم نفس بکشه چی؟ برای تمام‌ِ اگر‌هایی که نشد چیکار کنم؟ پس من میبارم همیشه؛ حتی اگر تنها و تیره‌ترین باشم.
من میبارم و تو بهم قول بده روحِ مرزعه‌ی گندمم؛ قول بده که همیشه سرت رو به آسمون بالا باشه. من پیدام میشه، من پیدام میشه برای بوئیدنت... من می‌رسم به دست‌هات، می‌رسم به موهای پریشون و تیره‌رنگت و لباس خودم رو به تنش می‌کنم. -بازمانده
«من میبارم برات عزیزکرده... میبارم به موقع.»
امحا
«من میبارم برات عزیزکرده... میبارم به موقع.»
«من‌ حوالی‌ِ چشم‌هات‌ میبارم‌ که‌ با‌ نگاهت‌ زندگی کنم‌ و گرماش‌ رو‌ بغل‌ بگیرم و با لبخند ذوب شم؛ درست قبل از اینکه اولین سقوط، آخرین پروازم باشه...»
قرار بود وقتی می‌نویسم خودمو پیدا کنم؛ نه گم. -بازمانده
هدایت شده از پیچش‌ِتاك‌ها؛