امحا
پله پله دارم به پاک کردن اینجا نزدیک تر میشم و بعدش نمیدونم نوبت کدوم یکی از دلبستگیامه که با دستای
تو مرحله از بین بردن آدما دارم خوب پیش میرم
امحا
تو مرحله از بین بردن آدما دارم خوب پیش میرم
ولی اینطور که معلومه خودم نفرات اول لیست بودم-
امحا
اگه نتونم لبخند به لبهای خسته از کش اومدنهای نمادین و رسمیت بیارم چی؟!
-رنگ بزن بر لب این خندهی دلمردهی من-
امحا
پس صداتو ازم نگیر، به حرفای تو ذهنت نگو ساکت باشن، برام حرف بزن لبخندِ من!
من فکر میکردم با بغل کردنت روحمو نوازش میکنی، نگو داشتی زخمش میکردی یه یادگاری بمونه واسه تموم نبودنات
امحا
i wish i could erase it make your heart believe
زمان:
حجم:
4M
but im a bad liar...bad liar...
now you know now you know.
احتمالا یکی از آرزوهام موقع فوت کردن شمعا، داشتن یه دوست خوب بود که واسم شیرشکلات بخره و هندزفزیشو باهام شریک شه.