eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
من‌ میگم‌، ولی‌ تو‌ نپرس‌ چرا.
می‌دونی همین "تنهایی" از ما؛ ما رو ساخت.
امحا
کی می‌دونه نویسنده‌ی ما چقدر درد کشیده که حالا این‌طوری داره داستان‌مون رو روایت می‌کنه؟ هرچند مطمئ
این‌بار می‌خوام نویسنده‌ی داستانمو در آغوش بگیرم.. بابت دردهایی که کشیده و داستانی که داره از دردهای خودش؛ عمیق‌تر و غم‌زده‌تر روایتش میکنه
امحا
خنده داره که هنوز باور نکردم نه؟ می‌دونی.. نباید یادت می‌رفت که چقدر می‌تونستم کم بیارم و نیاوردم. چ
نباید یادت می‌رفت چقدر می‌تونم شکسته باشم درحالی که قوی‌تر از هر وقتی دیده می‌شم.. نباید یادت می‌رفت از پسِ چه کارایی برمیام اما؛..
گاهی فکر می‌کنم کاش می‌شد فقط بخشی از اتفاقاتِ داخلِ خواب شخص دیگه‌ای بودم شخصی که می‌خواد ب زودی بیدار شه..
دیر کردی کورنسیای من؛ دیر کردی.
اینکه اینقدر در برابر کپی کردن تو یادداشتام و شات گرفتن ناتوانم، معذبم
دیگه کجای شهرو برگردم که تصادفی ببینمت؟
منو نشوند کنارش و از نوجوونی و جوونیاش واسم گفت گفت گفت یهو دیدم از یجا به بعد انگار یکی آینه گرفته جلوم داره منو توصیف می‌کنه یکم که گذشت دیدم نه انگار انداختنم وسط ی کتاب چاپ نشده با ژانر کمدی سیاه که شخصیت اول کتابش با یه لبخندِ ترک خورده داره زخمای کهنه‌شو؛ نو می‌کنه. دلم می‌خواست فقط جلوشو بگیرم و بگم ادامه نده فقط بگم.. "بابا نمی‌دونی زخمات چقدر بوسیدنی‌ به نظر می‌رسن" اما خب بغض همیشه کارو خراب می‌کنه..