eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
امحا
اینو دیدم یاد زمانی که با آبرنگ نقاشی می‌کردم افتادم هیچ‌وقت روپوشمو نمی‌شستم چون قبول داشتم قشنگ‌ترین قابیه تابحال خلقش کردم چون خدا می‌دونه چقدر احساسات کنترل نشده‌م رو، اشک‌ها و لبخندهامو ناخواسته درون خودش به تصویر کشیده و این برای من خیلی عزیز بود.
تو تبدیل به دلیلی شدی که بخوام ادامه بدم؛ با اینکه من دنبال دلیل نبودم. ولی که چی؟ باید کنارت میذاشتم؟! من می‌خواستمت پس ادامه دادم.. طوری که فقط "ادامه دادن" نباشه. طوری که معنی "زندگی کردن" بده. تا وقتی عطر تو لابه لای دلیل های کمی که داشتم پیچیده بود...
زمان گذشت و فهمیدم نمیشه.. تو نیومده بودی که من رو نجات بدی چون غرق شده‌ بودی تو خودت یه زخم بودی. یه زخم بزرگ که به شیرینی منو از پا درآورد. روی همه زخم‌های دیگه رشد کرد و تبدیل به بزرگترینشون شد. تو یه زخم بزرگ بودی که من فقط بیشتر و بیشتر پنهانت کردم، تا وقتی‌که توی سرم پر از عفونت شد. درد داشتم و نمی‌تونستم لبخند هارو تشخیص بدم. نتونستم غمت رو تشخیص بدم و شادی برام بی معنا شد. گاهی زخم‌هایی که زندگی بهت میده هدیه‌های ناخواسته‌این که تو ازشون متنفری!
و ما زیادی جوون بودیم برای زندگی که تحملش کردیم. زیادی جوون بودیم و به دوش کشیدنش سخت بود. شاید برای همین بود که کم آوردیم...
امحا
هی برگرد به عقب؛ هرشب و هرشب بیا ببینیم آخرش چی ازت می‌مونه هوم؟
لطف می‌کنی پاتو از رو گلوی ما ورداری جناب دنیا؟
ناامید کننده‌ست که برای زندگی‌ای که انتخاب خودت هم نیست باید التماس یه قلب مریضو بکنی که هی! می‌شه چند ثانیه آروم و کمی‌.. فقط کمی بیشتر بِتَپی؟ لطفا اونم فقط و فقط برای عقب انداختن دردی که قراره مهمونِ قلبِ تو بشه مامان.
ما چیزی به غیر از غم به غیر از هم نداریم ما حسرتِ یک خنده‌ی دنباله‌داریم
دلم طعم پرتقالای آلبر کوچولو رو می‌خواد که طعم رفاقت می‌داد^