امحا
با من غریبه بمون. در هر صورت ما انتهای مسیر رو میدونیم.
«من هم از پایان خبر دارم، ولی گاهی خیالپردازی میکنم.»
قلمم به درد آغشتهشده
فاصلهمیگیرم تا جراحت عمیقی دامنگیرم نشه؛
اما هردو خوب میدونیم که این دوری، فقط از مهلتِ کوتاهم میکاهه؛
بهم بگو! اینبار باید از جدال با مرگ، دست بکشم؟