eitaa logo
دانلود
خدا همتون رو حفظ کنه. ❤️
هدایت شده از خاکستري
ای درد اگر تو نماینده خدایی، که برای آزمایش من قدم به زمین گذاشته ای، تو را میپرستم تورا در آغوش میگیرم و هیچگاه شکوه نمیکنم، بگذار بند بندم از هم بگسلد، هستی ام در آتش بسوزند و خاکسترم به باد سپرده شود باز هم صبر میکنم و خدایا بزرگ را عاشقانه میپرستم ای خدا این آزمایش های دردناکی که فرا راه من قرار دادی این شکنجه های کشنده ای که بر من روا داشتی همه را میپذیرم، خدایا با غم درد انس گرفته ام ای خدا امروز از آسمان لذت میبرم زیرا اگر وسعت و عظمت آن از شدت درد روحی ام نکاهد، دیگر خفه میشوم‌.شهیدچمران
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تشکر کردی؟ از خانومِ خونه بخاطر دستپختش. از اون مردی که اضافه‌کاری وایمیسه‌ دخل و خرج بخونه. از اونی که جلو میره ولی در رو برات نگه‌میداره. از اونی که بهت نشونی درست میده دور خودت نپیچی. از اونی که دورت میگرده!از اونی که دورت نمیزنه! از اونی که میگه چی جا گذاشتی. از اونی که میتونه ولی غر نمیزنه. از اونی که برات صبر میکنه. از اونی که میدونه از چی خوشت میاد از چی نه. از اونی که بهت میگه چقدر لباست خوبه و چه عطر خوبی زدی! از اونی که اشتباهاتت‌ رو به روت نمیاره. از اون دشمنی که باعث شد رشد کنی. از دوستات که دلگرمیت بودن. از دوستات که بعداً دشمنت شدن و باعث شدن بفهمی آدم ناامن یعنی چی! از اونی که برات کادو میگیره. از اونی که تولدت رو یادش بود. از اونی که بهت عیدی داد. از اونی که جلو همه ازت دفاع کرد. از اونی که پشتت غیبت نکرد. از اونی که این روزها برات پرچم خرید. از اونی که به‌جات پرچم‌ چرخوند. از اونی که میگه دلش برات تنگ شده. از اونی که بدونِ تو یه جاهایی نمیره. از اونی که پیام داد گفت نایب‌الزیارت بوده. از اونی که سوغاتی آورد. از اونی که گفت جات خالیه. از اونی که ادب یادت داد. از اونی که سایه‌ی بالاسرته‌. از اونی که کارتو‌ راه انداخت. از کسی که شهرتون رو تمیز میکنه. از اونی که بیمه‌ت کرده. از اونی که سپردتت‌ دست امام حسین.. سید مصطفی موسوی @ir_tavabin
من این روزها زیاد می‌خوابم‌. تنها راهِ به قول امروزی‌ها ریسِت‌ شدن شاید همین باشه. حالا همچین خوابِ هفت‌پادشاه‌ رو هم نمی‌بینما. تو خواب هم یا دارم از دست یه عده فرار می‌کنم یا یه عده از دست من. یا از اون ساختمونه‌ که تو هم از بالاش تا حالا صدبار افتادی پایین، می‌افتم پایین. یا یهو زیر پام خالی می‌شه. خیلی وقته دیگه دنبال تعبیر خواب هم نیستم. مگه بیداری‌مون تعبیر داره که خوابمون‌ داشته باشه؟ خواب دیدی خیره دیگه.. شاید باید صبح‌ها زودتر پاشم برم با این پیرمرد پیرزن‌ها تو پارک لاله ورزش کنم. یا برم پیش اون پیرمرد پیرزن‌ها که وسط چمن اتوبان میشینن مواد میکشن بشینم مواد نکشم و حرف بزنم. چمیدونم مثلاً بهم بگن «دنیا رو جدی نگیریا» منم جدی نگیرم دیگه. دنیا رو‌ جدی نگرفتم، خواب‌هام رو چیکار کنم؟ چندبار تو خواب از دست داعشی‌ها در رفته باشم خوبه؟ چندبار حاج‌خانم‌صدیقه نگاهم کرده باشه بگه «آتقی شمایی؟ چه زود شکسته شدی! جوونی‌هات یادمه‌ها» بغضم رو بذارم تو گلوم، نگم حاج‌خانم من نوه‌تم آلزایمر گرفتی یادت رفته‌ها. من هنوز جوونم. تو خواب که نمیشه حرف زد. بختک میفته رو سینه آدم نفسش در نمیاد. بختک لامصب تو بیداری هم ول کنم نیست. می‌ترسم آخر بگه باید منو بگیری‌، مهریه‌م هم سنگینه‌، جاهازم‌ ندارم. سید مصطفی موسوی @ir_tavabin