هوا گرگ و میش بود و بوی باروت در هوا پیچیده بود که در آشوبهای دیماه تیر به پهلوی راستش اصابت کرد، او را به یکی از حسینیههای مرودشت منتقل کردند، راه بیمارستان قرق شده بود و در حسینیه دارویی در دسترس نبود، اما حسین از پا ننشست، درد لحظهای رهایش نمیکرد.
اما انگار او از همان زمانی که نامش را از پژمان به مولایش حسین تغییر داد، ایستادگی را تمرین کرد تا در هجدهم دیماه ۱۴۰۴ در آشوبی ناجوانمردانه به درد هم لبخند بزند و در کمال امیدواری و ایستادگی با زبان روزه و لبهای تشنه در اوج مظلومیت به ارباب شهیدش بپیوندد و خم به ابرو نیاورد تا درسی بزرگ بیاموزد به دختران و البته دانشآموزان مدرسه قرخلو درودزن.
وصیتنامه که نه اما یادداشتی که از حسین منتشر شد گویای سادگی و اعتقادش بود.
@emtedade
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با امضای اولی آرارات و اروند
با امضای دومی بحرین
سومی چیزی نداشت ولی ..
#فاجعه_پهلوی
@emtedade