eitaa logo
جمهوری/ محمد صادق شهبازی
3.2هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
999 ویدیو
85 فایل
بازخوانی انقلاب مردم
مشاهده در ایتا
دانلود
کنایه‌هایی درباره صحبتهای خودتحقیرها *۱. از شل کردن پیچ‌ نفت تا دکمه نظامی:* اینهایی که می گویند اگر آمریکا پیج فروش نفت را خودش شل نکرده بود ایران نمی توانست نفت بفروشد، همان کسانی هستند که با خودتحقیری می گفتند آمریکا با یک دکمه می تواند کل توان نظامی ایران را از کار بیاندازد. از نظر اینها آمریکا فعال ما یشاء است. نه فقط کدخدا بلکه در ذهن‌شان ظاهراً دشمن، قدرت خدایی دارد! اما ملت ایران با «وعده صادق»، استیصال ابرقدرت های پوشالی را به آنها و همه دنیا نشان داد. *۲.بازگشت ماهواره شریف از روی سکو:* اینها همانهایی هستند که پرتاب ماهواره های ما را متوقف کردند و ماهواره بری که قرار بود ماهواره دانشگاه شریف را به فضا ببرد با یک تشر ترامپ از روی سکو به انبار بردند و رهبری در خصوص تعطیل کردن پروژه های راهبردی علمی کشور هشدار دادند. *۳. تحقیر دانشمندان و اساتید:* اینها همانهایی هستند که پس از آنکه قلب راکتور اراک را بتن کردند، رضایت دادند تا ماموران و جاسوسان آژانس، حتی اتاق اساتید فیزیک دانشگاه های اصلی ما را بازرسی کنند و اساتید و نخبگان ما را تحقیر کردند تا رضایت دشمن حاصل شود و نشد! *۴.‌ از بازگشت کشتی کمک به یمنی ها تا دریای سرخ:* آنها همانهایی هستند که با یک تلفن جان کری، کشتی کمک‌رسانی ملت ایران به مردم مظلوم و تخت محاصره یمن را از میانه راه برگرداندند، اما همین یمنی های مستضعف امروز به خودتحقیرها ثابت کردند کدخدایشان در برابر ایمان و اراده ملتها در دریای سرخ قدرتی ندارد و ذلیل می شود. حرف و امضای کری برایشان تضمین بود اما همه دیدند که این حرف و امضای ملتهای مستضعف منطقه است که آمریکا را در منطقه مستأصل کرده است. *۵. چرخ هواپیمای ظریف هم نچرخید!* می گفتند باید هم چرخ زندگی مردم بچرخد هم چرخ سانتریفیوژها ؛ اما در زمان برجام و قبل از خروج آمریکا، حتی چرخ هواپیمای خودشان (هواپیمای وزیرخارجه‌شان) در سفر به مونیخ هم نچرخید و به آنها سوخت ندادند. زندگی مردم که بماند ... *۶. تقریبا هیچ!* همان موقع اوباما، خودشان می گفتند حاصل برجام «تقریبا هیچ» بوده است حالا فکر می کنند مردم فراموش کرده اند که قیمت ارز ده برابر شد. *۷. کاپ اخلاق:* بعد از رودست خوردن از آمریکا و بازگشت تحریم ها، خودشان به جای عذرخواهی گفتند هدف از برجام اصلا اقتصادی و رفع تحریم ها نبود ما آمریکا را به لحاظ اخلاقی شکست دادیم! عجب! هر دور که مذاکره می‌کنند از سعدآباد تا برجام فقط آخر کار «کاپ اخلاق» می گیرند! الماس گرانبهای صنعت هسته ای و توانمندی های ملت را می دهند و تحریم ها سرجایش می ماند و نهایتا می گویند عیبی ندارد کاپ اخلاق را گرفتیم و آمریکا رسوا شد. تیر را میزنند هر جا خورد دورش سیبل می کشند می گویند همینجا هدف بود!! *۸. از آب خوردن تا قطعی برق:* اینها می گفتند باید برجام بیاید تا آب خوردن مردم حل شود، اما همه یادمان هست با کم کاری در احداث نیروگاه، برق کشور را هم‌ در تابستان مکررا قطع می کردند. مشکلات آب شهرها و روستاها را از غیزانیه تا سیستان فراموش نکرده‌ایم. اما دیدید در دولت شهید رییسی طرح آب رسانی به ۱۰ هزار روستا کلید خورد و‌ بخش مهمی از آن انجام شد. *۹. ملت ایران بر «تحریم های فلج کننده» پیروز شد بر «تحلیل های فلج کننده» هم پیروز خواهد شد.* *۱۰. رکورد تاریخی صادرات غیرنفتی در دولت رییسی؛ زبان دنیا:* می گفتند فقط ما زبان دنیا را بلد هستیم، اما فقط دینا برایشان فقط آمریکا و انگلیس و فرانسه بود! زبان آنها را هم بلد نبودند و تحریم ها برگشت. در دوره‌ شهید رییسی، رکورد صادرات غیرنفتی تاریخ ایران با ۵۳ میلیارد دلار صادرات شکسته شد (بدون برجام و اف ای تی اف) به پیمانهای بریکس و شانگهای پیوستیم و ارتباط با همسایگان به بهترین نقطه خود رسید که آنها برای ارتباط با ایران صف کشیدند و پیغام دادند. به جای التماس به دیگران و همسایگان، پیام اقتدار و دوستی ایران به همسایگان و دنیا مخابره شد. به عقب بر نمی گردیم و این مسیر باید با قوت ادامه یابد. @enghelabemardom
🟥چرا سعید جلیلی خانواده‌اش را به «گفتگوی صمیمانه» نفرستاد؟ 🔺حضور یکی از نمایندگان مردم تهران در مجلس در برنامه‌ی گفتگوی صمیمانه از طرف ستاد دکتر سعید جلیلی مورد توجه و بحث در رسانه‌ها قرار گرفته است. به نظر می‌رسد ستاد جلیلی به جای فردی از خانواده‌ی او تصمیم به فرستادن کسی به این برنامه گرفته که سال‌ها سابقه‌ی همکاری با دکتر جلیلی را دارد و می‌تواند خصوصیات رفتاری او در کار و فعالیت به عنوان یک مدیر را به خوبی تشریح نماید. 🔺این کار ستاد جلیلی نوید جدیت او در شکل نگرفتن فرهنگ آقازادگی در دولت او و ممانعت از ایجاد مسیرهای غیررسمی برای پیش بردن امور در حوزه‌های مختلف اقتصادی و مدیریتی را می‌دهد. 🔺کاش صداوسیما هم این موضوع را روشن کند که آیا سیاست برجسته کردن خانواده و فرزندان کسانی که در معرض مسئولیت‌های ارشد کشور هستند، سیاست صحیحی است؟ و آیا این گام اول برای ایجاد برتری اجتماعی برای ایشان در فضای عمومی نخواهد شد؟
این عکس را نماد ستاد سعیدجلیلی کنیم 💢 یک کارکرد مهم نماد آن است که حرفهای عمیق و متکثری را در قالبی کوتاه و موجز به مخاطب خود می رساند. از این رو عکس خوب، ظرفیت تبدیل شدن به نماد را دارد. برای سعید جلیلی هم چنان که عدالت و توجه به اقشار مستضعف جامعه مهم است، آزادی های اجتماعی و سیاسی و حق اعتراض نیز به مثابه یک آرمان انقلاب اسلامی، دغدغه است. او مسئول تراز جمهوری اسلامی را مسئولی می داند که گوش شنوایی به اعتراضات مردمی دارد. جایگاه مسئولیت، نه به معنای برتری نسبت به عامه مردم بلکه به معنای خادمی آنان است. مسئول در جمهوری اسلامی، همچون امام جماعت در نماز جماعت، جلوی مردم حرکت می کند ولی حق ندارد بالاتر از آنان قرار بگیرد بلکه می بایست پایین تر از آن ها باشد. در جامعه امروز ما، اتفاقا آنان که برای اعتراض و دادخواهی شان، دسترسی به رسانه و تریبون نداشتند، مستضعفین و روستاییان و پابرهنگان بوده اند. این عکس، ظرفیت آن را دارد که چنین گفتاری را نمایندگی کند. 💢از سوی دیگر، در هفته پیش رو، جریان رقیب، تلاش خواهد که تصویری ترسناک و خشن از سعید جلیلی ارائه کند. اما دلنشینی و زیبایی این عکس در کنار نسبت صمیمانه ای که دکتر جلیلی به عنوان مسئول در جمهوری اسلامی با این کشاورز معترض برقرار کرده است، می تواند پارازیتی باشد بر این عملیات رسانه ای مخرب که از سوی اتاق فکرهای گفتمان رقیب انقلاب اسلامی طراحی شده است. 🔺فارغ از بحث انتخابات، ترویج این عکس توقع مردم از مسئولان جمهوری اسلامی و استاندارد مسئول در جمهوری اسلامی را نزد عموم مردم را مبتنی بر گفتمان انقلاب ارتقاء خواهد داد. 🔻خلاصه اینکه در این یک هفته تلاش کنیم، این عکس را نماد حرف و گفتمانی قرار دهیم که بناست سعید جلیلی آن را نمایندگی کند. بنرهای شهری، پوسترهایی که در مغازه ها و ماشین ها و سطح شهر نصب می کنیم، تصویری که در پروفایل فضای مجازی مان قرار می دهیم و.... می تواند در نمادسازی از این عکس کمک کند. 👇👇 https://eitaa.com/enghelabemardom/2210 @enghelabemardom
🟥می دانند آنچه را نمی دانیم ! چند کلمه در تبارشناسی عربده ها علیه سعید جمهور بخش اول 🔺به قیافه غلط اندازش نگاه نکنید.لبخندهایش فریبتان ندهد. ظاهرآرام و متواضعش گولتان نزند. با همین لبخندها و با همین آرامش و تواضع ، تا حالا دل بیش از ۹ میلیون ایرانی را برده است، از گوجه‌کاران آبدان بوشهر در حاشیه خلیج فارس تا باغداران کریم آباد رشتخوار در مرزهای افغانستان، تالنج داران و صیادان چابهار و بندرعباس تا روستاییان کوهپایه‌های زاگرس تا دانشمندان جوان مپنا تا شرکت‌های دانش بنیان اصفهان و نیشابور تا کارگران هپکو و هفت تپه تا شل حجاب های فرودگاه مهراباد،تا مادران شهدای مدافع حرم تا .... . 🔺مردم جلیلی را که می‌بینند یاد برادر بزرگتری می‌افتند سرشار از شفقت و دلسوزی و پیگیری .نوجوانها و پیرزن‌ها وقتی او را در قاب تلویزیون آرامتر و ملال آورتر از بقیه کاندیداها می‌بینند اگرچه خیلی از جملاتش را درک نمی‌کنند اما حسشان این است که او صادق و سلامت و دوست داشتنی است .اما آیا همه اینها موجب می‌شود که هشدارهایی را که در مورد او فضای مجازی را پر کرده نادیده بینگاریم؟ آیا احتیاط و عقل اقتضا نمی‌کند دقایقی گوش بسپاریم به جیغ های از جگر برآمده دکتر ظریف یا توئیت‌های خشمگینانه و سرشار از بغض آذری جهرمی یا فایل‌های ویدیویی پی در پی بیژن زنگنه و حسن روحانی؟ 🔺واقعیت آن است که آنان چیزهایی از جلیلی می‌دانند که مردم عادی و آدم‌های کوچه و بازار که فریفته او شده‌اند نمی‌دانند. همچنین فریادهای حلقه‌های زر و زور و تزویر را علیه او جدی بگیرید. 🔺جلیلی بر خلاف ظاهرغلط انداز سوسولش،گنده لات ترین سیاستمدار امروز ایران است. 🔺اگرچه خیلی ها جلیلی را برادپیت می بینند ولی سیاستمدارها با نام او ترمیناتور و گلادیاتور را تداعی می کنند. 🔺جواد ظریف به خوبی به یاد دارد که در همان روزهایی که او سربازی اش را در خیابان های نیویورک سپری می کرد سعید جلیلی در خاکریزهای شلمچه و دوعیجی در بین پیکرهای رفقای شهیدش، شیشه دوربین دیده بانی اش را زیر بارش خمپاره ها،تمیز می کرد تا گرای بهتری به توپخانه بدهد. ظریف که در تمام عمرش بوی باروت نشنیده و شاید تفاوت تیروز و بوی بمب شیمیایی برایش محسوس نبوده، جلیلی را در صحنه های خطرناک تری هم به یاد دارد. در روزها و هفته ها و ماه هایی که او برای هر ساعتش حق ماموریت دلاری می گرفت و می‌توانست از این راه ده ها هزار دلار به جیب بزند، سعید جلیلی حاضر نشد برای ماموریت های پرشمار خارجی اش چه در دوره ریاست بازرسی وزارت خارجه،چه در دوران معاونت اروپا و آمریکا و چه در دوره دبیری شورای عالی امنیت ملی، حتی یک دلار حق ماموریت بگیرد. 🔺کسی که منافع قانونی و مشروع خودش را زیر پا می گذارد معلوم است چه نگاهی به منافع نامشروع دیگران (داخلی و خارجی_رفیق و رقیب) دارد.همین کارهاست که عمده سیاستمداران ایرانی (اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و ... ) را از او هراسان و خشمگین کرده است.از فلان نماینده رانت خوار مجلس چندم تا فلان نیروی اختلاسگر ائتلاف ۱۵بعلاوه۱۷،تا فلان عضو هیات مدیره شرکت خصولتی،تا فلان بانکدار مرتبط با حاجاقا بهمانی،همه و همه چهره این گنده لات سیاست ایران را با ترس و کینه به یاد می آورند. او در عمرش یک بار هم برای برای باند و گَنگ و تیم و دارودسته ای لابی نکرده و هیچ سیاستمدار و دولتمردی یادش نمی آید جلیلی یک بار هم تقاضای شخصی یا باندی از او داشته باشد که بتواند در روزمبادا مابه ازایش را از او تقاضا کند.باید در کوچه پس کوچه های سیاست سال ها زندگی کرده باشید که بفهمید اینها چه ویژگی های عجیب و ترسناکی برای یک دولتمرد است. 🔺گنده لات ها وقتی دعوا شروع می شود اولین تیغ را به خودشان می زنند که حریف فکر خودش را بکند. 🔺جلیلی از آنهاست که در آوردگاه مبارزه با فساد ،قبل از همه خود را تیغ باران کرده است. آن که او را در مناظره تهدید به اعدام می کند یادش رفته که جلیلی سال ها پیش ، در والفجر۸ و کربلای پنج و برجام، خود را کشته و از جسم و جان و آبرویش گذشته است. پای مصنوعی جلیلی علت رفتار فطری و طبیعی او در "دنیا"ی سیاست است. 🔺پیام تیبا سوار شدن او را قبل از همه، فیل هایی فهمیده اند که خرطومشان سال هاست از بیت المال بیرون نیامده است. 🔺وقتی چنین گنده لاتی، پا به میدان می گذارد و با ۹میلیون رای ملت در مناظره دوم ،نفس کش می طلبدو فریاد می زند:" حساب یک یکتان را خواهم رسید "! 🔺همچنین اراذل و اوباش پراکنده در دنیای سیاست و اقتصاد می فهمند که این تو بمیری از آن توبمیری ها نیست. و اگر ملت پشت چنین گنده لاتی جمع شوند کم کم تمام کوچه پس کوچه هایی را که در سیاست و اقتصاد و تجارت و تشکیلات و ..‌ قرق کرده اند از قرقشان درخواهد آمد و مجال شلتاقشان در بیت المال مرحله به مرحله،تنگ تر خواهد شد. اگر در توان جلیلی تردیدی دارید به چهره های...
🟥می دانند آنچه را نمی دانیم ! چند کلمه در تبارشناسی عربده هاعلیه سعید جمهور بخش دوم ...مضطرب و رفتارهای سراسیمه و هیستریک دشمنانش نگاهی بیاندازید. 🔺آنهایی که سال ۸۸ شعار"ادب مرد به ز دولت اوست " در دست گرفته بودند، امروز از فرط اضطراب و به هم ریختگی از لبخندهای جلیلی،ابایی ندارند که در مرئی و منظر ۸۰میلیون ایرانی،همه ایرانی های پشتیبان او را طالبان،خشک مغز،دیوانه،چماق دار و ... بخوانند. 🔺حق بدهید.تصویر جلیلی را که در دستان مردم_از زن و مرد،پیر و جوان،شهری و روستایی،دانشگاهی و عامی، ...می بینند،می فهمند ؛ دوران شان سر آمده است.جسم ناقص جلیلی _که یادگار کربلای پنج است_ فهم کاملی از سعیدجمهور، به باندهای قدرت منتقل کرده است.
⭕️انتخابات ۱۴۰۳ و عبور جامعه انقلابی از گزاره های کهنه و نو اصولگرایی ✍️در باب انتخابات به برخی نکات تحلیلی کمتر پرداخته می شود که عبارتند از: 🔹حتما مشارکت برای نظام برد است! ▪️ما از فرمولی در انتخابات که با افزایش مشارکت ببازیم باید بیاییم بیرون ! ▪️ اینکه امت حزب الله الان احساس باخت دارد و شیرینی یک مشارکت 50 درصدی را احساس نمی کند، اشکال بزرگی در مبانی و تربیت سیاسی است! 🔹مشکل مهم اصولگرایی این است که مردم را قبول ندارد. می خواهد در گعده ها رئیس جمهور انتخاب کند و اگر هم موفقیتی داشته در مشارکت پایین بوده است. ▪️ اینکه حاضرند بگویند یک نفر با رای سی و هشت درصد برود کنار به نفع یک نفر با رای 15 درصد یعنی گوسفند پنداری مردم! یعنی مثل چوپان به گله می گوییم این طرف آنها هم می گویند چشم! این موضوع مهم و کلیدی است در تحلیل اصولگرایی 🔹در این انتخابات نیز همین میزان رای آقای جلیلی، ناشی از نزدیک شدن ایشان به مردم و فاصله گرفتن از ساختار اصولگرایی بود. ما این بار واقعا آدم های غیر مذهبی و غیرحزب اللهی داشتیم که آمدند و به آقا سعید رای دادند! ▪️در این مسیر، عدم انصراف و ایستادگی، مهمترین ویژگی ای بود که مردم را به سمت آقا سعید سوق داد!و از طرفی آنچه منجر به ریزش رای قالیباف شد احساس مردم به وابستگی ایشان جریان های قدرت درون نظام بود. 🔹در این انتخابات نباختیم. فاصله 2.8 میلیون رای دو نامزد ناشی از رای قومیتی منطقه آذربایجان بود، و الا در اکثر استان ها آقای جلیلی اول بوده است. 🔹ما به عنوان جامعه انقلابی باید با مردم آشتی کنیم! و لازمه آن بررسی عواملی است که فاصله ما با مردم را زیاد کرده است.من لااقل دو عامل را جدی می بینیم! 1️⃣جریان تحجر که نتیجه اش در عرصه سیاست می شود عدم باور به مردم که من نمودش را می توان در نحوه رفتار مهره‌چینهای انتخابات، جریان وحدت و وفاق و... یا نحوه تعامل با مسئله حجاب و.. . دید. اگر امت حزب الله خود را از این گعده های متحجر جدا نکند دچار سرخوردگی خواهد شد از جنس رای های باطله سال 1400! 2️⃣عامل دوم هم بر می گردد به مسئله نیروهای کنترل‌گر و... که در مسائلی مثل فیلترینگ ، کم زحمت ترین کار برای خودشان و پرزحمت ترین کار برای مردم را انتخاب می کنند و نیرو های انقلابی را در انتخابات گوشه رینگ اتهامات می برند. 🔹نگاه جامعه اصولگرایی به انتخابات ابزاری است و بالتبع شاخص های انتخاب کاندیداهای کشور داری اش هم شده قدرت رای آوری! حتی اگر با شاخص های نهج البلاغه حضرت امیر نخواند ▪️ لیکن برای بعد رای آوری برنامه‌ ای ندارند و در نتیجه در عملکرد مشابهت زیادی با جریانات لیبرال دارند (مانند آزاد سازی قیمت و ...) ▪️ ویژگی برتر آقا سعید این بود که به بعدش هم فکر کرده بود! تفاوت ها را می دانست و تصمیم می گرفت. 🔹 پزشکیان چرا رای می آورد؟! شاید مهمترین علت این بود که ما علم مبارزه با فساد و محرومیت و... را دیر برداشتیم و در نقطه مقابل پزشکیان خیلی خوب و زود و به زبان ساده خود را عدالت محور جا زد
ا. ش. وقتی رسیدم خانه، همسرم با اشک گفت: «خبر رو شنیدی؟ حزب الله رسماً اعلام کرد...» با ناراحتی سری تکان دادم و وارد خانه شدم. همسرم جلو آمد و گفت: «نیت کردم النگوم رو بدم برای لبنان. موافقی؟» چیزی نگفتم هنوز در فکر سید بودم و حواسم خیلی سر جایش نبود. دوباره پرسید. گفتم: «برای شماست و تصمیمش با شماست.»
*💠 سبک تربیتی مدارس حجتیه* فوت آقای افتخارزاده باعث گرم شدن گفتگوها و تحلیلها درباره انجمن‌حجتیه شد. اما درباره مدارس با رویکرد حجتیه تحلیل و تبیینی ندیدم. به واسطه حضور ۶ ساله فرزندانم در یکی از این مدارس و درک بی واسطه فضای آموزشی و تربیتی اینها نکات و تاملاتی دارم که ان شالله فرصت مغتنمی فراهم‌شود یادداشت و متتشر خواهم کرد. علی الحساب چون دیدم برخی از افراد از اینکه این مدارس برای ایام ۲۲ بهمن آبنبات و شکلات پخش کرده اند یا بعضا آذین بندی کرده اند، ذوق زده شده‌ یا به خطا رفته ‌اند که اینها با انقلاب اسلامی همراهند و این مدارس دیگر از ایده های خودشان در تقابل با انقلاب اسلامی کوتاه آمده‌اند ، خدمتتان کوتاه عرض کنم که مشکل این مدارس در این سطح نیست. حتی در مخالفت یا عدم تبلیغ جمهوری اسلامی نیست. شما حتی از دم دبیرستانهای برخی از این مدارس اگر عبور کنید عکس برخی از فرماندهان مقاومت را هم بر سر در مدرسه خواهید دید و البته برای ما که تجربه حضور و مراوده فکری فرهنگی نزدیک با مربیان‌ و برنامه های مدرسه را داشته ایم، اینها هم معنایی جز تدبیری برای کاهش فشار خارجی بر مدرسه ندارد. اما اصل مشکل از نظر بنده ، برای آنها که می‌خواهند بدانند در این مدارس بر دانش آموزان چه می‌گذرد اینست که، به مرور و در موقعیت های مختلف تربیتی و آموزشی به گونه ای عمل می‌شود که اولویت‌های ذهنی و فکری بچه ها عوض می‌شود. و این به نظرم بزرگترین ظلم و خطر این مدارس است. اینکه بچه دبستانی شما دغدغه اول ذهن و فکرش خطر اهل سنت شده ، بدون اینکه بتواند بین اولی و دومی و ظالمان به اهل بیت با جریان اهل سنت ما بعد سقیفه و امروز تفکیکی داشته باشد، این خطر است. اینکه بیش از یک سال از اتفافات فلسطین و دنیای مقاومت بگذرد اما بچه ها جایی برای بروز عواطف و احساسات خود در نسبت با این اتفاقات در مدرسه پیدا نکنند و تازه نگران باشند که شهدای غزه ( چون متعلق به اهل سنت هستند و اهل سنت به پیروی از انحراف اولی و دومی منشا همه گناهان اول و آخر روی زمین) در واقع شهید نیستند واین خون ها هدر ،این خطر است‌. در درس علوم اجتماعی ششم و درس تاریخ علم در جهان اسلام ، معلم اکثر دانشمندان جهان اسلام را چون اهل سنت هستند از دایره فضیلت و ارزشمندی بیرون بریزد ، و در نهایت دانش آموزان به همه آنچه دوران طلایی تمدن اسلامی در علم خوانده می‌شود شک کنند و ته ذهنشان غرب همچنان پر قدرت پرچمدار علم و ساینس و تکنولوژی از ازل تا ابد بماند، این خطر است. اینکه ایام‌حج به دانش آموزان گفته شود حج‌ ما بواسطه بدعتهای اهل سنت و تبعیت ما از مدل برگزاری آنان خراب شده و فرزند شما به این نتیجه برسد که حج ما نه به خاطر همه آنچه از روح حج و پویایی و اثر حج در مسائل سیاسی و اجتماعی جهان اسلام غایب است، بلکه به خاطر اندیشه تقریبی و وحدتی مان ضایع شده. نمونه های بسیار زیادی از این ابرازهای مربیان و جابه‌جایی اولویتهای فکر و عمل متربیان دارم که ان‌شاءلله در فرصت دیگری به آن‌ها خواهم پرداخت. اما علی الحساب برای آنها که از پخش شکلات و کاربرگ‌نقاشی به واقع بی محتوا و بی خاصیت ( کاربرگ نقاشی هم‌ می‌تواند با محتوا باشد و موثر ، بر خلاف کاربرگی که مدرسه به بچه ها داده بود) و جشن خاطره درباره ۲۲ بهمن ، راضی شده اند، بگویم که دنبال اندیشه حجتیه آنجا بگردید که در درس آزاد فارسی دوم دبستان که همزمان با ایام دهه فجر شده است معلم درس را با توصیف الگوی شخصیت علامه کرباسچیان و آرزوی شبیه شدن دانش آموزان به آن، تدریس می‌کند و از کنار الگوهای درخشان انقلاب اسلامی عبور و با بی اعتنایی ، آنها را خفیف و بی اثر می‌کند‌. پسر ۸ ساله ام‌ میگفت، فکر میکردم آقا از امام خمینی یا شهید سلیمانی بگوید بنویسیم ، اما سر کلاس هم مخالفت نکرده، چون قبلا و در مراسم شهادت امام هادی علیه السلام و ایام فاطمیه و عدم مشارکت در لعن دسته جمعی و مخالفت با مراسم عمومی لعن در مدرسه متهم به عدم همراهی با برنامه‌های مدرسه شده است. کار اصلی این مدارس عوض کردن اولویتهای ذهن و فکر بچه هاست. اینکه ایام فجر انقلاب به شخصیت علامه کرباسچی فکر کنند، ایام‌طوفان الاقصی به جای فکر و تامل درباره استکبار و استعمار به عمر و ابوبکر، به جای فکر درباره پیشرفت و تمدن اسلامی و مسئولیت ما در قبال آن، به دشمنی غزالی اهل سنت که بچه شیعه‌ها را در مکتبش راه نمی‌داد، و ده‌ها مثال دیگر از کلاس احکام، نحوه تبیین فلسفه احکام و حتی مدل اولویت گذاری احکام... نکات زیادی درباره این مدارس دارم که شاید زمینه طرح آن باید بین فعالان تعلیم و تربیت و سیاستگذاران تربیتی باشد چون معتقدم اگر چه تعداد این مدارس زیاد نیست ، اما به واسطه نتایج و تجارب خوب آموزشی ، نبض تعلیم و تربیت کشور دست این جریان بوده و بر سبک و سیاق تربیتی سایر مدارس نیز موثرند.
پرده اول: ترامپ به عنوان مهمان رسمی در ریاض علیه ایران فحّاشی می‌کند و بن ‌سلمان و مقامات سعودی هم برایش کف می‌زنند. نه وزارت خارجه ما به سعودی‌ها اعتراض می‌کند و نه سعودی‌ها خود را موظف به عذرخواهی و دلجویی می‌دانند... پرده دوم: یک ایرانی در فضایی غیررسمی انتقاداتی به حاکمان سعودی مطرح می‌کند و بلافاصله سر از زندان در می‌آورد. موج عذرخواهی و دلجویی و «چه سری چه دمی عحب پایی» از جانب مقامات مختلف ایران راهی عربستان می‌شود! کاش همیشه عزت، حکمت و مصلحت با هم در نظر گرفته می‌شد...