eitaa logo
زندگی برای ❞ علوم انسانی ❝
1.8هزار دنبال‌کننده
869 عکس
211 ویدیو
11 فایل
❞ فلسفه، علوم اجتماعی، شعر ❝ « یک نیمه من شعور افلاطون است یک نیمه دیگرم دل مجنون است » • گروه #شعر و هنر چامه : https://eitaa.com/joinchat/1530200446C77195466fb 👥 ارتباط: @taha_mojahed تبادل نداریم🙏
مشاهده در ایتا
دانلود
"باید با وحدت وجود ملاصدرا نظام های اجتماعی ساخت" 📝 ◾ توحید یک امتداد اجتماعی و سیاسی دارد. «لااله‌الا ّاللَّه» فقط در تصوّرات و فروض فلسفی و عقلی منحصر و زندانی نمی‌ماند؛ وارد جامعه میشود و تکلیف حاکم را معیّن میکند، تکلیف محکوم را معیّن میکند، تکلیف مردم را معیّن میکند. ◾میتوان در مبانی موجود فلسفىِ ما نقاط مهمّی را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهای بسیار فیّاضی را در خارج از محیط ذهنیّت به‌وجود میآورد و تکلیف جامعه و حکومت و را معیّن میکند. دنبال اینها بگردید، این نقاط را مشخّص و رویشان کار کنید؛ آن‌گاه یک دستگاه فلسفی درست کنید. از وحدت وجود، از «بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء»، از مبانی ملاّ صدرا، اگر نگوییم از همه‌ی اینها، از بسیاری از اینها - میشود یک دستگاه فلسفىِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی درست کرد؛ فضلاً از آن ◾فلسفه‌های مضاف که آقایان فرمودند: فلسفه‌ی اخلاق، فلسفه‌ی اقتصاد و... و. این، یکی از کارهای اساسی است. این کار را هم هیچ‌کس غیر از شما نمیتواند بکند؛ شما باید این کار را انجام دهید. ۱۳۸۲/۱۰/۲۹ بیانات در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی ____ _ ❞ زندگی برای علوم انسانی ❝ ༺ @ensani_islami
📝موت در واقع یک نوع کمال برای انسان است. توضیح موت با بیان حرکت جوهری ملا صدرا... معتدلترین اجسام ، یعنی مغز وقتی در جنین پیدا شد این آخرین درجه جسم است که عرش جسم بوده و تا این مغز حرکت کرده اول مرتبهٔ احساس ، تولید می شود چون جسم به جوهره ، به واسطه حرکت منقلب به حس لمس شده و چون این حس به جسم نزدیک است و آخر مرتبه جسم ، اول مرتبه حس است ، لذا حالّ در جسم است و بتدریج حرکت کرده ، مشاعر و احساسات دیگر پیدا میشود و قوه خیالیه به وجود می آید .بعد که این حس رو به ترقی گذاشت ، آخر مرتبه عالم طبیعت ، اول مرتبه تجرد است و بتدریج این قوا که تکمیل میشوند و رو به عالم غیب میگذارند وحدتی به دنبال اینها حاصل می آید که نفس است ؛و نفس بوحدتها جامع و حاوی این کثرات است ، که بتدریج حرکت میکند و مادامی که در طبیعت است ، مرتبه به مرتبه به حرکت جوهریه خود را از طبیعت بیرون می کشد ، در عین حال که مرتبه ای از آن تجرد پیدا کرده ، مرتبه دیگرش طبیعی است و در حقیقت اختلاط عالم _ غیب و شهود ، اختلاط طبیعت و تجرد و اختلاط کثیف با لطیف است تا اینکه وقتی با سبر ترقی خود را از طبیعت بیرون کشید با کاروان قافله مجردات منسلک می شود ، و در حقیقت این سواری است که از اول نقطه طبیعت و عالم هیولا برخاسته و با قافله موجودات عالم طبیعی که هم قافله بود از طبیعت جلو افتاد تا به مرز طبیعت و تجرد رسید و از آخرین مرتبه طبیعت که قدم برداشته به اولین درجه عالم تجرد قدم می گذارد و از عالم شهادت گذشته به عالم غیب می رسد ، و اینکه از مرز طبیعت و تجرد می گذرد با قافله طبیعت وداع می کند و این فراق است که آن را موت می نامیم . این فراق قهری و طبیعی و این وداع ، وداعِ اجباری و این مسافرتِ جبلّی است . فاذا جا ٕ اجلهم لا یستأخرون ساعة و لا یستقدمون کتاب تقریرات فلسفه امام خمینی ____ ___ ❞ زندگی برای علوم انسانی ❝ ༺ @ensani_islami
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نامه ای به خواهرم سلام خواهر نمیدانم حواست هست یا نه. اما اینجا ایران است دراین مملکت آغوش قیمت ندارد. "آغوش فروشی"برای جاهای دیگری است که الگوی ذهنی تو شده اند.ماهر وقت همدیگررا می بینیم بغل میکنیم و میبوسیم. ماکمبود آغوش نداریم. ما اصلا غمگین نیستیم. ما شادترین ملت دنیا هستیم. دنیای اطراف تو را نمیدانم. اما در اطراف من همه شاد هستند و اتفاقا هر چه به آن طرف دنیا نگاه میکنم چیزی جز غم و افسردگی و سگ دو زدن برای یک لقمه نان نمی بینم. هر چه به آن سوی دنیا نگاه میکنم فقط کالا میبینم. فقط بازار می بینم. همه در حال خرید و فروش هستند. از کف خیابان گرفته تا روی تختخواب. همه چیز در حال خرید و فروش است. لبخند و آغوش هم آنجا کالاست. هر چه به آنسوی دنیا نگاه میکنم چیزی جز شکاف طبقاتی و بردگی و اسارت نمی بینم. نمیدانم. شاید باید عینکت را عوض کنی. شاید هم رسانه هایت را! تو خواهر من هستی و من برایت ارزش قائلم. اگر سالها آنجا بایستی حتی لحظه ای به تو نزدیک نمی شوم. اما اگر در آنسوی دنیا بودی احتمالا خیلی ها برای لذت بردن به تو نزدیک می شدند. چه چیزی برای آنها جذاب تر از آغوش رایگان است؟ راستی مشکلاتمان را می بینی؟در اقتصاد و ...؟ همه آنها هم همین شکلی هستند! یعنی مساله ای راخواستیم حل کنیم به جای آنکه ببینیم راه حل خودمان چیست بدون هیچ تاملی رفتیم سراغ پاسخهای آنوریها پاسخ هایی که مشکلات خودشان را هم حل نکرده است خلاصه آن آغوشی که باز کردی نه غمی رااز تو برطرف میکند نه از دیگری فقط غمی برغمهایت می افزاید غم اینکه چراکسی نیست که برای آغوشت ارزش (نه قیمت) قائل شود. @h_abasifar __ @ensani_islami
🕯️ للأسماء عطورها ايضا كلّما ناديتك هبّت ريح جَنّة! {و نام‌ها را نیز عطری‌ست هر بار تو را صِدا زدم، نَسیم بِهشت وزیدن گرفت!} ‌ • ما به آغوش تو یک باره چه محتاج شدیم... ___ ❞ زندگی برای علوم انسانی ❝ ༺ @ensani_islami ༻  
☕ جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بود عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود عقل با دل رو به رو شد صبح دلتنگی بخیر عقل برمی گشت راهی را که دل پیموده بود عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود عقل منطق داشت ، حرفش را به کرسی می نشاند دل سراسر دست و پا می زد، ولی بیهوده بود حرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفت گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود من کی ام؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود ای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشق از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود ____ ❞ زندگی برای علوم انسانی ❝ ༺ @ensani_islami
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
زندگی برای ❞ علوم انسانی ❝
◾ امام (رضوان اللَّه علیه) چکیده و زبده‌ی مکتب ست؛ نه فقط در زمینه‌ی فلسفی اش، در زمینه‌ی عرفانی هم همینجور است. ۱۳۸۶/۰۹/۰۸ ____ ❞ زندگی برای علوم انسانی ❝ ༺ @ensani_islami
❞ پیرامون وطن پرستی و نوع دوستی ❝ ■□ یادداشتی از ▽▽▽▼▼▼▼▼▼
زندگی برای ❞ علوم انسانی ❝
❞ پیرامون وطن پرستی و نوع دوستی ❝ ■□ یادداشتی از #علامه_طباطبایی ▽▽▽▼▼▼▼▼▼
۞ صرف "نوع دوستی" و "وطن دوستی" نه ضامن عدم تجاوز به حقوق دیگر انسان هاست و نه هرگز میتواند دلیلی برای از جان گذشتن و فداکاری باشد. ■□ ▪️ و اما اينكه اين توهم (كه اتفاقا بسيارى از اهل فضل را به اشتباه انداخته) كه مثلا" حب وطن"،" نوع دوستى"" ثنا و تمجيد در مقابل صحت عمل" و امثال اينها بتواند كسى را از تجاوز به حقوق همنوع و هموطن باز بدارد (توهمى است كه جايش همان ذهن است، و در خارج وجود ندارد) و خيالى است باطل چرا كه امور نامبرده، عواطفى است درونى و انگيزه‏هايى است باطنى كه جز تعليم و تربيت، چيزى نمى‏تواند آن را حفظ كند و خلاصه اثرش بيش از اقتضا نيست، و بحد سببيت و عليت نمى‏رسد، تا تخلف ناپذير باشد، پس اينگونه حالات، اوصافى هستند اتفاقى و امورى هستند عادى كه با برخورد موانع زايل مى‏شوند و اين توهم مثل توهم ديگرى است كه پنداشته‏اند عوامل نامبرده يعنى حب وطن، علاقه به همنوع، و يا عشق به شهرت و نام نيك، اشخاصى را وادار مى‏كند به اينكه نه تنها به حقوق ديگران تجاوز نكند بلكه خود را فداى ديگران هم بكند، مثلا خود را به كشتن دهد تا وطن از خطر حفظ شود و يا مردم پس از مردنش او را تعريف كنند، آخر كدام انسان بى‏دين، انسانى كه مردن را نابودى مى‏داند حاضر است براى بهتر زندگى كردن ديگران و يا براى اينكه ديگران او را تعريف كنند و او از تعريف ديگران لذت ببرد خود را به كشتن دهد؟ او بعد از مردنش كجا است كه تعريف ديگران را بشنود و از شنيدنش لذت ببرد؟. ▪️ و كوتاه سخن اينكه هيچ متفكر بصير، ترديد نمى‏كند در اينكه انسان (هر چه مى‏كند به منظور سعادت خود مى‏كند، و هرگز) بر محروميت خود اقدامى نمى‏كند، هر چند كه بعد از محروميت او را مدح و ثنا كنند، و وعده‏هايى كه در اين باره به او مى‏دهند كه اگر مثلا براى سعادت جامعه‏ات فداكارى كنى (قبرت بنام سرباز گمنام مزار عموم مى‏گردد) و نامت تا ابد به نيكى ياد مى‏شود، و افتخارى جاودانى نصيبت مى‏شود و ... تمام اينها وعده‏هايى است پوچ و فريب‏كارانه كه مى‏خواهند او را با اينگونه وعده‏ها گول بزنند، و عقلش را در كوران احساسات و عواطف بدزدند و چنين شخص فريب خورده‏اى اينگونه خيال مى‏كند كه بعد از مردنش و به اعتقاد خودش بعد از باطل شدن ذاتش همان حال قبل از مرگ را دارد، مردم كه تعريف و تمجيدش مى‏كنند او مى‏شنود و لذت مى‏برد و اين چيزى جز غلط در وهم نيست همان غلط در وهمى است كه مى‏گساران مست در حال مستى دچار آن مى‏شوند، وقتى احساساتشان به هيجان در مى‏آيد بنام فتوت و مردانگى از جرم مجرمين در مى‏گذرند و جان و مال و ناموس و هر كرامت ديگرى را كه دارند در اختيار طرف مى‏گذارند، و اين خود سفاهت و جنون است، چون اگر عاقل بودند هرگز به چنين امورى اقدام نمى‏كردند. محمدحسین طباطبایی| ترجمه تفسير الميزان، ج‏4، ؃ 177 _ _ ❞ زندگی برای علوم انسانی ❝ ༺ @ensani_islami
💠 دختر صاحب نظریه از طراحان تحریم ایران در وزارت خارجه آمریکاست. از این فکر چه راه نجاتی است...؟ _ ❞ زندگی برای علوم انسانی ❝ ༺ @ensani_islami
🖊 راه صعب و دشوار آینده ✍️ سیدجواد میری مینق در این چند روز فرصتی دست داد با برخی از نمایندگان جنبش "زن، زندگی، آزادی" صحبتی کنم و از مطالبات آنها و اینکه مقصودشان از حضور در تظاهرات چیست بپرسم. یکی از نکاتی که در میان همگی مشترک بود اینست که بحث فقط مسئله حجاب نیست بل این محملی است تا بتوانند مطالبات بنیادی‌تر خود را حول آن شکل دهند و مهمترین مطالبه آنها "گذر از جمهوری اسلامی" به یک نظام نوین است. اما اینکه این نظام دیگر چیست یا چه مختصاتی دارد در باب آن تاملی نکرده‌اند و اساساً می‌گویند این پرسش الان مطرح کردنش موجب تضعیف موضع خواهد شد. بنابراین اکنون باید بر این موضع پافشاری کنیم که "چه نمی‌خواهیم" و در وهله بعد به این بیاندیشیم که "چه خواهیم خواست". در نگاه معترضین این جنبش حرکت آنان اصلاً سیاسی نیست بل جنبش ماهیت مدنی دارد ولی در پاسخ به این پرسش که اگر این حرکت صرفاً مدنی است پس چرا به دنبال تغییر در ساختار سیاسی هستند پاسخ کوتاه آنها این است که نمی‌توان به وعده‌های حاکمیت "اعتماد" کرد. البته خودِ این عدم ورود به ساحت چانه‌زنی نشان از این دارد که جنبش موجود در "فاز مدنی" نمی‌تواند زیاد توقف کند و به زودی خواهی نخواهی تغییر ماهیت خواهد داد و این تغییر بدون تبعات در سطح کلان جامعه نخواهد بود. نکته دیگر که از منظر معترضین این جنبش کاملاً یا مغفول مانده یا به سهو/عمد "اپوخه شده" ساحت بین‌المللی است. به تعبیر دیگر، آیا نباید به این اندیشید که چه نیروهایی در نبود جمهوری اسلامی برای ایران تصمیم خواهند گرفت؟ پاسخی که من دریافت کردم این است که در دوران معاصر هرگاه بیگانگان ورود کرده‌اند به ایران آسیب جدی وارد نشده است. پاسخ‌هایی از این سنخ نشان می‌دهد که معترضین هیچ تصوری از آرایش نیروها ندارند. البته این عدم فهم آرایش نیروها صرفاً محدود به معترضین در این جنبش نیست بل به این پروبلماتیک باید "اقلیم" دیگری را هم افزود و آن سردرگمی مفهومی است که هم معترضین دچارش هستند و هم پوزیسیون و هم اپوزیسیون خارج از کشور. معترضین در جنبش "زن، زندگی، آزادی" می‌گویند ما یک دولت سکولار می‌خواهیم و رضا پهلوی هم این دولت را بدینگونه صورتبندی می‌کند که در دولت آینده در ایران "کلیسا" (Church) از "دولت" (State) جداست و نیروهای سیاسی داخل هم مدعی هستند که در برابر امر سکولار ایستاده‌اند. حال به نظرم دشواری راه آینده در اینجاست که نه معترضین می‌دانند که چگونه باید از دستاوردهای جنبش صیانت کرد و نه چارچوب مفهومی امر سیاسی نسبتی با اینجا و اکنون ایران دارد. دولت جمهوری سکولار، پادشاهی مشروطه‌خواه، دولت سکولار دموکراتیک ... و مفاهیمی یوروسنتریک از این دست در بسیاری از مقالات و نوشته‌ها و سخنرانی‌های اپوزیسیون پر است و هر کدام به نحوی جنبش را به نفع "براندازی" مصادره به مطلوب می‌کنند و این در‌حالیست که جنبش‌ها می‌توانند "اصلاحی"؛ "بدیل"؛ "رهایی‌بخش" و "انقلابی" باشند و با توجه به تجربه‌های تاریخی یک سده اخیر در ایران راه پیش روی "جنبش‌های اصلاحی" می‌توانند باشند که راهکارهای رهایی‌بخشی نیز به همراه داشته باشند. زیرا دو انقلاب نتوانست بن‌بست‌های جامعه ایرانی را حل کند بل هر تغییری در ساختار سیاسی بدون دگرگونی در جایگاه زیربنایی ایران در نظم جهانی قادر نخواهد بود وضع طبقات اجتماعی در ایران را به صورت بنیادین متحول کند و چنین تغییری در ساحت جهانی هم بسادگی و بدون پشتوانه فکری و تکنولوژیک دور از دسترس است. ✍️راه کم هزینه‌تر پیش روی ما چیست؟‌ باز-گشت به "روح قانون اساسی" که بنیادی‌ترین مولفه‌اش ترجیح "خیر عمومی" بر "منافع شخصی/گروهی/جناحی/صنفی/طبقاتی/خویشاوندی" است و پرسش اینجاست که آیا عزمی چنین در ما یافت می‌شود که "خیر عمومی" را اصل رکین حکمرانی قرار دهیم یا خیر؟ .__________ ❞ زندگی برای علوم انسانی ❝ ༺ @ensani_islami