🔻پایان استعارهٔ زنِ قربانی!
✍دکتر مجتبی رستمیکیا
🔸#یادداشت_اختصاصی
▫️زبان، جنسیت و میدان نبرد
جنگها صرفاً در میدانهای نظامی رخ نمیدهند. یکی از مهمترین میدانهای نبرد امروز، میدان معنا است. در این میدان، زنان با بازتعریف استعارههای جنسیتی، روایت غالب از «قربانی بودن زن در جنگ» را به «عاملیت استراتژیک زن» تبدیل کردهاند. تجمعات خیابانی ۵۰ شب اخیر در ایران، صحنهای بیسابقه از این تحول معنایی بود.
استعاره «مادر-فرمانده»: از حضیض فقدان به اوج عاملیت
در فرهنگ سنتی جنگ، زن اغلب در استعاره «مادر سوگوار» یا «همسر منتظر» چارچوببندی میشد. اما آنچه در خیابانهای ایران در پنجاهمین روز فقدان رهبر شهید رخ داد، گسست از این استعاره کهنه بود. زنان با حضور در صفهای مقدم رژه «جانفدایی»، خود را نه به عنوان «سوگوارانی منفعل»، بلکه به عنوان «مادران-فرمانده» بازتعریف کردند. این استعاره جدید، تلفیقی از عاطفه مادرانه و عزم رزمنده است.
▫️استعاره «صورتیسازی قدرت»: معکوس کردن رمزگان تهدید
در فرهنگ نظامی متعارف، رنگ صورتی نمادی از «ضعف»، «لطافت» و «غیررزمی» است. اما آنچه زنان در تجمعات اخیر انجام دادند، واژگونی این دلالت معنایی بود:
تفنگ صورتی نه به معنای «اسباببازی» یا «کمتهدیدکننده» بلکه بهمعنای مؤنثسازی مقاومت و نمایش این حقیقت که «قدرت جنسیتی برساختهای بیش نیست»
موشک و ماشین صورتی: بازنمایی این ایده که حضور زنانه در جنگ، نه حاشیهای، بلکه ساختارشکن است. صورتی شدن سلاح، استعارهای است از «در اختیار گرفتن نمادهای قدرت توسط سوژهای که قرار بود فقط قربانی باشد»
این «صورتیسازی» را میتوان مقاومت نشانهشناختی نامید بازپسگیری نمادهایی که علیه زنان ساخته شده بودند.
▫️سهگانه خیابان، میدان و دیپلماسی: استعاره «پل زنانه»
تحلیلهای سنتی، عرصه جنگ را به سه حوزه مجزا تقسیم میکنند: خیابان (اعتراض و پشتیبانی مردمی)، میدان (نبرد نظامی) و دیپلماسی (مذاکرات سیاسی). اما زنان در ۵۰ روز مقاومت ایران، استعاره «پل زنانه» را برساختند: آنها در خیابانها حضور فیزیکی داشتند، در میدان نبرد با طراحی عملیاتهای «جانفدایی» نقش مستقیم ایفا کردند، و در عرصه دیپلماسی، «شهیدان دختر» را به نمادی از «خط قرمزهای ملی» تبدیل ساختند.
این سهگانه، در تحلیل نهایی، یک پیوستار معنایی است: زن نه در یک عرصه که همزمان در سه عرصه، روایت جنگ را بازمینویسد.
▫️لباس فرم زنان: استعاره «بدن-سنگر»
یکی از برجستهترین نشانهها در تجمعات، پوشش زنان بود. نه لباس جنسیتیِ «غیرنظامی» و نه لباس نظامیِ خشن، بلکه «لباس فرم زنان». این لباس، استعارهای است از «بدنسنگر»: بدنی که هم مؤنث است، هم مقاوم؛ هم در معرض تهدید، هم خود تهدیدکننده برای دشمن. این لباس، مرز میان «حیات خصوصی» و «عرصه عمومی نبرد» را محو میکند.
▫️پایان اسطوره «زن قربانی»
آنچه در ۵۰ روز مقاومت ایران و تجمعات رخ داد، یک تحول استعاری بنیادین بود: زن از قاب «قربانی منتظر نجات» خارج شد و وارد قاب «سوژهای استراتژیک» گردید. سهگانه خیابان، میدان و دیپلماسی دیگر عرصههایی مجزا برای «مردان جنگی» نیست؛ زنان با استعارههای صورتی، لباس فرم و جانفدایی، خط مقدم معنا را فتح کردهاند. شاید مهمترین پیام این یادداشت این باشد: در جنگی که معنای آن در خیابانها ساخته میشود، دیگر نمیتوان «بدون زنان» درباره جنگ حرف زد.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻راهبرد خلق معنا در نبرد ارادهها
چگونگی بازتاب پیروزی در جهانبینی زنانه
✍ زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
🔹#گزیده_ویژهنامه
وقتی رهبر شهیدمان فرمود: «گاهی زنان، ايمان پُرشورتر و ديدِ روشنتری نسبت به مسائل جامعه دارند و كشور و مسائل آن را متعلق به خودشان میدانند.» شاید کمتر کسی گمان میکرد که این جمله، یک دادۀ راهبردی مهم در دل خود پنهان کرده باشد؛ امری که زنان را در لایهای نزدیکتر و در معرض دعوتی خاص نسبت به اوامر ولی قرار میدهد.
➕دانلود فایل شمارهٔ چهارم ویژهنامه جنگ تحمیلی سوم
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻خوانش بیانات رهبری از منظر معنا و قدرتهای زنانه
وحدت ساحات در گرو فریادهایی که بیم وامید میآفرینند
✍ محدثه مولایی، دانشجوی ارشد حقوق زن در اسلام
🔹#گزیده_ویژهنامه
دعوت به حفظ «خیابان» و پیوند «میدان و دیپلماسی» با نگاهی جدید به ظرفیتهای اجتماعی، فرهنگی و معنایی جامعه گرهخورده است. اینجا همان نقطهای است که قدرت و گفتمان زنانه بهمنزلهٔ نیروی معناپرداز در قلب تحولات اجتماعی ظاهر میشود.
➕ دانلود فایل شمارهٔ چهارم ویژهنامه جنگ تحمیلی سوم
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
هدایت شده از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
🟡 حجاب پس از سالها رکود به نقطۀ عطف رسیده است
ده پیام تبیینی و راهبردی دربارۀ حجاب، جنگ و بعثت زنان
... وضعیت حجاب با جنگ پس از سالها از رکود خارج شده و حالا به نقطۀ عطف رسیده است. سالها وضعیت حجاب از ارادۀ مؤثر خارج شده که این بهخاطر کممایگیهای نظری و ناگشودگیهای گفتمانی پدید آمده است. حالا با جنگ و بعثت مردم و زنان، اصلیترین محرک میدان ارادهها فراهم شده و این مهمترین پیشنیاز تغییر وضعیت حجاب است. حالا حجاب از این نقطۀ عطف میتواند اوج بگیرد و تعالی پیدا کند و در یک بازۀ میانمدت، اوضاع حجاب پایدار و قابلقبول بشود و میتواند ما را در وضعیتی وخیم و بحرانآفرین و سپس بحرانی قرار دهد...
🚻 دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
@gesostu_ir
GESOSTU.ir
هدایت شده از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
ده پیام تبیینی و راهبردی دربارۀ حجاب، جنگ و بعثت زنان.pdf
حجم:
716.5K
📎 #دانلود_کنید
حجاب پس از سالها رکود به نقطۀ عطف رسیده است
ده پیام تبیینی و راهبردی دربارۀ حجاب، جنگ و بعثت زنان
🚻 دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
@gesostu_ir
GESOSTU.ir
🔻شهر به حنجرۀ زنان مسلمان نیاز دارد
🔁#بازتاب_اندیشهها
صفورا سادات امین جواهری، منتشر شده در کانال شخصی
بعد از هفته اول جنگ، وقتی قدری خودمان را در شرایط جدید بعثت امت پیدا کردیم، به هر خواهری، دستم رسید پیشنهاد دادم تریبون دست بگیرد، زمانه میطلبد، شهر صدای زنان مسلمان ایرانی را بشنود.
ایران هرگز پیش از این، این همه زن محجبه و ماهر و نخبه نداشته است، کافی است هر کسی از بطن روزمرهی متعالیاش با مردم سخن بگوید، آن زنی که معلم است، مدیر است، فعال اقتصادی است، فرهنگی است، پژوهشگر است، دانشجو است، مادر است ...
یا گوش متصدیان فرهنگی بدهکار نبود، یا خود زنان حاضر به این کار نبودند و در کل عزم و همتی بر این کار نبود. تریبونداری زنان در فضای شهری و خیابان، مثل پرچمگردانی است، اعم از زن و مرد است و البته جنسیت در سبک آن ضرب میشود نه در اصلش. تریبون رفتن در این شبها، چیزی نیست که ما منتظر بفرمایید از جانب کسی، بنشینیم. تریبون یکی از راه ارتباطی ما مردم با همدیگر است.
این شهر، شهر ماست، این کشور، کشور ماست، این انقلاب، بستر رشد و قوی شدن ماست، با حنجره که هیچ، با جان برای پاسداشتش قیام میکنیم.
از حدود یک ماه پیش، خودمان پیشقدم شدیم، تریبون دست گرفتیم. شهر صدای ما را شنید و بازخوردهای مثبتِ مخاطبان و متصدیان حاکی از این بود که وقتش شده است.
پیام ما این است:
ما از داخل طرح انقلاب اسلامی، مدعیان آزادی حقیقی زن هستیم، ما مبلغان اندیشه رهبر شهیدمان درباره هویت زن هستیم. ما به شما نشان میدهیم چطور مقاومت و جنگ ما در سمت خیابانش، ربط بیشتری به هویت زن دارد.
ما اهل گفتوگو هستیم و اگر کسی مدعی سبک دیگری از آزادی برای زن است، بیاید دستاوردهای آزادیاش را سر دست بگیرد تا گفتوگو کنیم.
و اما حجاب
زنان محجبهای که عزم کردند تریبون دست بگیرند و منتظر بفرمایید تریبون داران ننشستند، حجابشان عین پرچم مبارزه آنان است (شهید بهشتی). دقیقا مثل پرچم ایران در آیین پرچمگردانی شبها🇮🇷. شاید کسانی بخواهند با پرچمهای کوچک به مبارزه با اسکتبار بیایند (کمحجاب)
یا حتی برخی بدون پرچم (بیحجاب).
قطعا خیابانهای ایران پذیرای همهی مردمش است، اما طبیعتا این سبک از حضور قابل مصادره یا معنادهیهای متفاوت توسط هر جریان دیگری است. اگر کسی بدون پرچم به خیابان بیاید، ممکن است تماشاگر تلقی شود، همین وضعیت است برای زنانی که بدون حجاب به مبارزه میآید (فرق دارد با کمحجاب)، خیلی طبیعی است که به سختی در صف مبارزان مصمم دستهبندی میشوند.
اما قطعا با پرچم اسرائیل و آمریکا کسی نمیتواند به تجمعات ملی خیابانهای ایران بپیوندند، همین ماجراست برای زنانی که به طرز ناهنجاری با وضعیت نیمهعریان سمت تجمعات میآیند، حتی اگر پرچم ایران به دست بگیرند.
آیا کسی میپذیرد، یک نفر در دست راست پرچم ایران و در دست چپ پرچم آمریکا در دست بگیرد و ادعای مبارزه با دشمن بکند؟
آیا کسی با آغوش باز او را مردم مینامد؟
همین ماجراست برای زنان نیمه عریان پرچم ایران به دست (حساب کمحجاب یا حتی بدون روسریها جداست با اینکه حرام سیاسی است، اما نیمهعریانی و لباس ناهنجار قطعا نماد زن در جریان استکبار است).
اصلا این ماجرا نیازی به تذکر لسانی ندارد، پیشفرض مردود است. کسی که در رفتار اجتماعی نمادهای ایرانی که پوشیدگی زن و حتی مرد به هر نحوی و با هر رنگی است را ندارد، چگونه در تجمعات ایرانی برای منافع ملی نقشآفرینی کند؟
ولایت اجتماعی زنان و جهاد امر به معروف و نهی از منکر آنجایی مصداق مییابد که ما با دختران این سرزمین روبه رو هستیم، نه منادیان نمادهای استکبار جهانی.
ما ناگزیر از دیدن این تفاوتهای واقعی و امتدادهای اجتماعی آن هستیم و وقت گفتوگو بر سر این تفاوت رسیده است، همانطور که در میدان سیاست هم، وقت گفتوگو با استکبار جهانی رسیده است.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻 خیابان، گرمابخش معنا
✍️حمیده عربسرخی، منتشرشده در اندیشکده رهیافت
🔁#بازتاب_اندیشهها
زن مسلمان ایرانی، خیابان را از فضای سردی که در نظریات و ادبیات غربی ترسیم میشود، تهی کرده و آن را به فضایی گرم، خانوادگی، هدفمند و جذاب تبدیل میکند؛ فضایی که افراد مشتاق بازگشت به آن، سخنگفتن از آرمانها و عقایدشان، فریاد زدن، رجزخوانی کردن و استقبال از شهدا هستند.
ما با فضایی سرد و رادیکال مواجه نیستیم که در خود تناقضاتی داشته باشد و مقاومتش غیرفعال باشد. این مقاومت، درهمتنیده با زندگی فردی و اجتماعی است و دوگانگی میان زندگی فردی و اجتماعی را برای فرد ایجاد نمیکند؛ بلکه زندگی او آکنده و همسو با اجتماع، خیابان و خانه است.
خیابان و خانه اکنون برای او معنایی واحد دارند. دلیل چنین پیوند عمیقی، حضور و مشارکت جدی و فعال زن در عرصه کنشگری، فعالیت و میدانداری است که این اتفاق را رقم میزند. اکنون ما با تجمعاتی هدفمند، جهتدار و آمیخته با حضور نیروهای زنانه مواجه هستیم.
امروز ما درگیر یک تقابل خاص هستیم؛ تقابلی از سرما و گرما. سرما به عقل مادیگرا و محاسبهگر اشاره دارد که گاهی در مقالات و نظریات غربی مورد نقد قرار میگیرد و به عنوان عاملی برای شناخت صرف در نظر گرفته میشود. در مقابل، عنصری وجود دارد که ما آن را عاطفه و گرما مینامیم؛ در این راستا، در بیانات رهبری مبنی بر اینکه زنان از قدرت معنوی بیشتری نسبت به مردان برخوردارند، اشارات دقیقی وجود دارد.
تفاوتی که ما بین جامعه غربی و ایرانی در زمینه خیابان مشاهده میکنیم، ناشی از نوع نگاه به این فضا و درک آن از سوی زنان است. در حالی که در جوامع سکولار، خیابان به عنوان فضایی محاسباتی و مکانیکی تعریف میشود، که پاسخهای آن معطوف به منطق و عقل است، در جامعه ما خیابان به عنوان فضای همدلانهای تجلی مییابد که با عشق و ایمان متصل است.
بنابراین، نوع نگاه زنان ایرانی و تأثیرات مثبت آنان بر فضای خیابان، قدرت معنوی و همدلی را در این فضا به شکل بارزتری بروز میدهد و بر غنای اجتماعی و فرهنگی آن میافزاید. در پایان، میتوان گفت که در ایران امروز، خیابان نه فضایی برای گذر، بلکه خانهای برای زندگی است.
➕مطالعه متن کامل یادداشت
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻فناوری نرم، بازآفرینی در ویرانی جنگ
نقش محوری زنان در ترمیم گسستهای تاریخی، معنایی پس از جنگ با محوریت مقاومت
📄#یادداشت_اختصاصی
✍️حانیه زلفی، پژوهشگر مطالعات جنسیت
جنگ، در ابتداییترین ساحت خود، نه یک واقعهیِ نظامی، که یک هجوم تمامعیار به امکان بودن است؛ نیرویی گسستآفرین که میکوشد پیوستگی تاریخی و معنایی یک ملت را از هم بپاشد و حیات را به امری تصادفی و بیریشه بدل کند. با این حال، در بطن این ویرانی ساختارمند، فرآیندی معکوس برای اعادهی هستی جریان مییابد که میتوان آن را فناوری نرم بازآفرینی نامید. در این ساحت، زن نه به مثابه یک سوژهی آسیبپذیر و منفعل، بلکه در قامت کارگزار اصلی تدبیر و ترمیم ظاهر میشود. این کنشگری که ریشه در بسط وجودی زنانه دارد، فراتر از یک واکنش عاطفی زودگذر، در حقیقت یک نظام پیچیده برای جبران مافات است؛ تلاشی که از لایههای سخت ویرانی فیزیکی عبور کرده و به بازخوانی و بازسازی ارکان بنیادین اجتماع میپردازد. در این پارادایم، زن با بهرهگیری از هوش اجتماعی و جایگاه قدسی خود در نهاد خانواده، موفق به ابداع سازوکارهایی میشود که در تیرهترین شرایط نظامی، امکان استمرار زندگی و تقلیل جراحتهای سهمگین روانی را فراهم میآورد.
سهمگینترین خسارت هر نبرد، فروپاشی امنیت معنایی بازماندگان است؛ جایی که آینده در زیر آوار کنون» دفن میشود. در تجربیات معاصر جبههی مقاومت، بهویژه در حماسهی صبوری غزه، شاهد ظهور الگویی هستیم که در آن، زنان با اراده، شبکههای غیررسمیِ حمایت را میسازند تا خلأ نهادهای رسمی از هم گسیخته را پر کنند. این شبکهها، نظامهایِ خودجوش التیاماند که وظیفهی بازگرداندن معنا به زندگی خانوادههای آسیبدیده را بر عهده دارند. این فرآیند بیداری و سرپرستی، بهویژه در قبال کودکان یتیم، تنها یک کنش اخلاقی نیست، بلکه یک دفاع تمدنی است. زنان با پیوند زدن دردهای فردی به یک کل منسجم اجتماعی، مانع از تثبیت یأس و فروپاشی هویت ملی میشوند. حضور فعال مادران در این زنجیرهی انسانی، نوعی جبران خسارت معنوی است که هیچ جایگزین مادی و تکنولوژیکی در فرآیند بازسازی پساجنگ نخواهد داشت.
از منظری عمیقتر، بازتعریف فضاهای بحرانی به زندگی و معنا بخشی، یکی از شاخصترین فناوریهای زنانه در مدیریت هستی است. ایجاد مهدهای موقت در پناهگاهها و تبدیل ویرانهها به کانونهای آموزش در خلال جنگها، نشان از درکی ناب دارد؛ درکی که میداند برای حفظ یک ملت، باید منطق مرگبار جنگ را توسط منطق پویای زندگی به حاشیه راند. این اقدام، یک فناوری پیشگیرانه برای جلوگیری از خسارات ماندگار روانی در نسل آینده است. در واقع، فرآیند جبران خسارات توسط زنان، فراتر از ترمیم داشتههای مادی، به بازسازی حافظهی جمعی معطوف است. وقتی نهادهای رسمی آموزشی زیر بار حملات فرو میریزند و یا در انتقال هویت و معنا الکن هستند، خانهها به دژهای انتقال دانش و ارزشها بدل میشوند. این شکل از جبران مافات، نوعی مقاومت معرفتی است که طی آن، زن با بازتولید روایتهای پایداری، اجازه نمیدهد ویرانی فیزیکی به یک ویرانی تاریخی و فراموشی هویتی منجر شود.
علاوه بر این، باید به اصالت نهاد خانواده در نگاه قرآنی به عنوان هستهی بنیادین حل مسئله توجهی ویژه داشت. در این ساختار، خانواده صرفا یک واحد سکونتی نیست، بلکه یک سازمان مدیریت بحران توزیعشده است. زنان با بازآفرینی این کارکرد در میانه میدان، نشان میدهند که چگونه میتوان از ظرفیتهای عاطفی برای حل معضلات سخت تدارکاتی و امنیتی بهره برد. در این مدل، جبران خسارت ناشی از فقدان سرپرست، از مسیر پیوندهای ولایی و اخوتی میان خانوادهها صورت میگیرد و مانع از ایجاد طبقهی آسیبپذیر رهاشده در پساجنگ میشود.
در نهایت، نقش زنان در بازسازی امید به مثابه یک ابزار راهبردی، بزرگترین کنش سیاسی و الهی است. ناامیدیِ یک ملت، پیروزی نهایی دشمن است؛ اما زن با خلق جلوههای زندگی و اصرار بر تداوم شعائر، پیام بقای مقتدرانه را مخابره میکند. این فناوری نرم، ثابت میکند که موفقیت در فرآیند بازسازی، بیش از آنکه مرهون سازههای بتنی و کمکهای خارجی باشد، مدیون نیروهای درونی و عاملیت هوشمندانهی زنانی است که از دل خاکستر، شکوه دوبارهی جامعه را ترسیم میکنند. این مسیر، نه تنها به جبران خسارات گذشته میانجامد، بلکه جامعه را برای ساختن فردایی مقاومتر و انسانیتر مهیا میسازد.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
✳️ شمشیر زنان مبارز
در صدر اسلام زن در میدان جنگ علاوه بر بستن زخم مجروحان. که این کار بیشتر بر عهده زنان بود - حتی گاهی با نقاب در میدان جنگ و رزمهای دشوار آن روز شمشیر هم میزد درعینحال، فرزندان خود را هم در آغوش میگرفت تربیت اسلامی هم میکرد، حجاب خود را هم حفظ میکرد. چون اینها منافاتی با هم ندارند.
۱۳۷۵/۱۲/۲۰ | #بیانات_رهبر_شهید
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
هدایت شده از مجلۀ قریحه
📍روایت دست چندم از زنان دست اول!
نگاهی انتقادی به بازنمایی سلاح زنان در سینمایی «دستهٔ دختران»
📽#سینمایی
✻ فیلم «دستهی دختران» به کارگردانی منیر قیدی به روزهای ابتدایی جنگ ۸ ساله و قصّهی مقاومت خرمشهر میپردازد؛ اما اینبار دوربین به جای تمرکز بر روایت میدان نبرد، همراهِ گروهی از زنان خرمشهری میشود که تصمیم گرفتهاند در شهر بمانند. داستان حول محور تلاش این زنان برای حراست از سلاح و مهمات میچرخد.
✻ از خانم کمایی، معلم ابتدایی، گرفته تا سیمین دختری که به اصرار خودش از خانواده جدا میافتد، وجه اشتراک این ۵ زن این است که اصرار بر ماندن و ایفای نقشی فراتر از کمکهای پشت جبهه دارند. در طول فیلم، ما شاهد کشمکش این شخصیتها با موانع لجستیکی و مخالفتهای نیروهای نظامی هستیم که حضور آنها را در وضعیت جنگیِ شهر نمیپذیرند. روایت، صرف مواجههی دسته با موقعیتهای پرفشار و انفجارهای پیدرپی میشود تا به زعم فیلمساز، سهم نادیدهماندهی زنان در دفاع از شهر بازسازی شود.
✻ در مطالعات جنسیت، بازنمایی «زنِ مبارز» همواره با چالشهای ساختاری جدی روبهرو بوده است. «دستهی دختران» بهانهای شده تا بار دیگر به تقابل میان واقعیتِ تاریخی و سلیقهی بصری سینماگر بپردازیم.
✻ این یادداشت، در پی کشف این پرسش است که چرا برخی تلاشها برای قهرمانسازی، در نهایت به ضد خود تبدیل میشوند. نگاهی به این که چگونه یک فیلم میتواند با رویکردی دور از حقیقت، حضور تاریخی زنان در جنگ را به یک تصویر منفعل تقلیل دهد و فرصت بازخوانی دقیق تاریخ را از کف بدهد...
🔖 مجلهٔ قریحه
مطالعات جنسیت در هنر و رسانه
@GHariheMag