eitaa logo
مجله اقلیـــــــــما
690 دنبال‌کننده
467 عکس
4 ویدیو
17 فایل
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه کاری از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه https://gesostu.ir/eqlima_mag/ @Gesostu_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
مجله اقلیـــــــــما
🔻پای قانون جمعیت کجا می‌لنگد؟ غیبت هویت زنانه در سیاست‌گذاری جمعیت ✍️هانیه کثیری، طلبه و پژوهشگر 🔸 وقتی قانون برای «فرزندآوری» فاکتور صادر می‌کند. مشکل اصلی قانون جمعیت دقیقاً آن‌جاست که به‌جای فهم لایه‌های وجودی و هویتی، می‌کوشد مسئله را با «منطق جبران مافات» و صرفاً در بستر اقتصادی حل کند. گویی اگر وام بدهیم، یارانه اضافه کنیم و زمین در نظر بگیریم، فرزندآوری نیز همانند یک تصمیم مصرفی یا سرمایه‌گذاری، خودبه‌خود افزایش می‌یابد. اما حقیقت این است: فرزندآوری از جنس خرید کالا نیست؛ از جنس تغییر یک جهان زیسته است و هیچ جهان زیسته‌ای را نمی‌توان فقط با پول توضیح داد یا برانگیخت. این سیاست، به‌جای آنکه از معنای زنانۀ فرزندآوری آغاز کند، از «منطق مردانه‌ی تأمین معیشت» آغاز می‌کند. در این منطق، فرزند بیش از آنکه «ثمره‌ی یک پیوند وجودی» باشد، به «بار اقتصادی» تبدیل می‌شود که باید سبک‌تر شود. اما زن، به‌ویژه در نسبت با مادری، بیش از پول به امنیت معنایی، هویتی و اجتماعی نیاز دارد. قانون جمعیت اگر بخواهد از درجا زدن بیرون بیاید، باید تصویر مادری را بهبود ببخشد: ۱. زن را از موقعیت «ابژه‌ی جمعیت» به «سوژه‌ی فرزندآوری» ارتقا دهد؛ ۲. مادری را نه مانع رشد، بلکه یکی از اصلی‌ترین صورت‌های رشد معرفی کند؛ ۳. پدر را فقط تأمین‌کنندۀ مالی نبیند، بلکه شریک در شکوفایی هویت زن و فرزند بداند؛ ۴. به جای «خریدن فرزندآوری»، امکان «زیستنِ معنادارِ مادری» را فراهم کند. فارغ از اشکالات بروکراتیک، برای تحلیل محتوای قانون جمعیت باید رشد ۵۰ درصدی فرزندان سوم‌و چهارم را در کنار کاهش ۱۲ درصدی فرزندان اول و دوم در تعاملِ «بازی قدرت و تضعیف بین گفتمان و ساختار» فهم کرد. تحلیل‌هایی که تنها با تکیه بر آمارِ «اختصاص زمین» ادعای موفقیت می‌کنند، ضمن عدم تکریم اراده جهادی خانواده، حامل نوعی کج‌فهمی‌اند. قانون باید در خدمت بازتولید معنای فطری فرزندآوری قرار بگیرد، نه اینکه به گونه‌ای آن را مادی کند که دیگر اختصاص زمین در ناکجاآباد که هیچ، حتی تسهیلات کلان‌تر هم پاسخگو نباشد. 📌برای مطالعهٔ کامل متن _اینجا_ کلیک کنید 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🎯جهان امروز به زنان خشمگین‌تری نیاز دارد. برای عبور از عصر بی تفاوتی، نیازمند پادزهری روحانی هستیم ✍️دکتر فرح الشریف 🔖 ▫️نبرد برای روح اسلام اکنون به اوج خود رسیده است: غزه افشاگر بوده است. هر ریاکار، هر نهاد همدست را رسوا کرد، به افسانه نظم لیبرال «مبتنی بر نیرنگ» پایان داد، هر دروغ لیبرالیسم و ​​حقوق بشر را افشا کرد. خلأ اخلاقی آنقدر فاحش است که باید توسط کسانی که بیشترین مجوز و تجهیزات را برای به ارث بردن آن دارند، پر شود. ▫️و با وجود اینکه او نمادی است که این سیستم از آن بیشترین نفرت را دارد، زن مسلمان ریشه‌دار، نترس و قدرتمند، روشن‌ترین آینه را در برابر این سیستم قرار می‌دهد. این امر زنان مسلمان را نه صرفاً قربانی، بلکه به عنوان کسانی که بیشترین موقعیت را برای ارائه پادزهر قدرتمندی برای همه این ریاکاری نئولیبرالی و فساد اخلاقی دارند، قرار می‌دهد. اما زمانی که در قلمرو استدلال‌های فرهنگی، حقوقی و منطقی گیر افتاده‌ایم، خیلی پیش نخواهیم رفت. ▫️برای مقابله با این تاریکی، هیچ چیز جز یک انقلاب مبتنی بر روح، کافی نیست. ▫️یک تحول درونی، به رهبری نوری که از قلب سرچشمه می‌گیرد. شاید همان خشمی که به زنان آموخته‌اند به‌عنوان «بیش‌ازحد احساسی» سرکوب کنند، در حقیقت، یکی از آخرین نیروهای باقی‌مانده است که قادر به تکان دادن این جهان از بی‌تفاوتیِ پرورش‌یافته‌اش است. شاید زنان خشمگینی که نسل‌هاست زیر فرمان خوش‌برخورد، خونسرد و آرام ماندن دفن شده‌اند، دقیقاً همان چیزی باشند که این عصر بی‌حسی اخلاقی را از هم خواهد پاشید. ▫️باشد که به کوره‌ای چنان سوزان تبدیل شود که این جهان بیمار را شعله‌ور سازد و زمینه را برای تولد جهانی دیگر فراهم کند؛ جهانی که بار دیگر به ما بیاموزد انسان بودن به چه معناست و زیستن با هدفی پیامبرانه به چه معناست. ▫️زنان مسلمان به کار درونی جدی نیاز دارند. باید از بت‌های خودخواهی خود و نیاز مداوم به تأیید بیرونی، از هنجارهای فرهنگی نئوجاهلی یا وضع موجود فاصله بگیرند و مانند مادرانی که در حال حاضر در شرایط غیرقابل تحمل در رباط یا سلول‌های زندان خود زندگی می‌کنند، به ظرف‌هایی برای بیان حقیقت و اجرای عدالت تبدیل شوند 📌برای مطالعهٔ کامل متن اینجا کلیک کنید 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻باز‌خوانی حکم حرام سیاسی در کشف حجاب. حرام سیاسی یعنی ایجاد مفسدهٔ سیاسی برای جامعهٔ اسلامی 🔖 ▫️همان طوركه اشاره شد، فقه سياسى بخشى از فقه است كه احكام مرتبط باسياست رابررسى مى كند. ▫️از آنجاكه احكام فقهى شامل احكام وضعى وتكليفى مى شوند واحكام تكليفى نيز شامل واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح‌اند، مى‌شود گفت كه فقه سياسى نيز با همين تقسيم به بررسى احكام مرتبط به سياست مى پردازد. ▫️از منظر فقهى، حكم حرمت در مواردى به كار برده مى شود كه موضوع حكم مفسده شديده داشته كه شارع الزام بر ترک كرده است؛ زيرا انجام آن باعث مفسده شديده مى شود. ▫️بنابراين واژه حرام سياسى يعنى كارى كه انجام آن مفسده شديده براى حكومت اسلامى دارد و به همين دليل شارع راضى به انجام آن نيست. ▫️به عنوان مثال، اكر كارى موجب تضعيف وضربه زدن به حكومت اسلامى شود، حرام سياسى محسوب مى گردد و مجرى آن به دليل اخلال درنظام اسلامى، بايد به اشد مجازات محكوم شود. ▫️درفقه اسلامى كسانى كه مرتكب جنين جرم هايى مى گردند، با عناوين مفسد فى الارض يا باغى ناميده شده‌اند و مجازاتى درحد مرگ براى آن قرار داده شده است. ▫️در بررسى مسئله حجاب درفقه سياسى، شايد نشود حجاب را واجب سياسى دانست؛ زيرا ممكن است رعايت نكردن حجاب كامل موجب ضربه به نظام سياسى نباشد. ▫️اما نكته مهم دراين است كه از آنجاكه كشف حجاب دراين عصر به عنوان نماد مخالفت بانظام اسلامى است وازطرفى، همه دشمنان اسلام دست به دست هم داده اندتا براى براندازى نظام اسلامى ازاين طريق اقدام كنند كشف حجاب يك جرم وحرام سياسى است ومجازات آن باكسى كه فقط يك حرام اجتماعى را انجام داده، متفاوت است. ▫️حرام سياسى به معنى مخالفت بانظام سياسى كشور و گردنكشى در مقابل حكومت اسلامى است ولذا حكومت اسلامى بايد مجازاتى متناسب با این جرم در نظر بكيرد. ▫️البته اين حكم براى افرادى كه نسبت به حرمت سياسى آن توجيه نشده اند، ممكن است قابل تخفيف باشد؛ ولى كسانى كه پس از توجيه و تذكر، دوباره مرتكب آن مى شوند، قطعاً مرتكب حرام سياسى شده اند ونمى شود به سادكى ازجرمشان گذشت. ▫️بنابراين، براساس دلايل ييش گفته مى‌شود جنين نتيجه گرفت: حجاب شرعى ا زمنظر فقه حكومتى، واجب اجتماعى بوده وحكومت اسلامى وظيفه دارد براى اجراى حجاب در جامعه برنامه ريزى وقانون گذارى كند. ▫️قوانين مرتبط باحجاب بايد جنبه ايجابى و سلبى داشته و علاوه بر محركيت بر تحقق حجاب در جامعه: بازدارندگى لازم دربرابركم كارى مجريان و مردم راداشته باشد: ▫️از منظر فقه سياسى، اگرچه حجاب شرعى واجب سياسى نيست، كشف حجاب حرام سياسى است ولذا بايد مجازات آن متناسب باحرمت سياسى باشد. 📌برای مطالعهٔ کامل متن اینجا کلیک کنید 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻تخریب تصویر زنِ محجبه توسط پهلوی! 🔁 ✍امیر سیاهپوش در کانال شخصی ▫️رضاخان فردی بی‌سواد و بسیار خشن بود که به گفتۀ هارت آمریکایی، یک قدم بیشتر با توحش فاصله نداشت. این موجود نادان و خشن، قدرت طراحی برنامه‌های ویرانگر فرهنگی را نداشت. طرح جامع دین‌زدایی را دیگران ریختند، او تنها یک مجری بود. سربازی حرف‌گوش‌کن و سفاک برای اربابان غربی. ▫️رژیم فاسد پهلوی از طرفی حجاب را ممنوع ساخته بود و با آن مقابلۀ عملی می‌کرد و از طرف دیگر برای بدنام‌سازی زنان محجّبه و محترم و تبدیل چادر به نماد هرزگی و بی‌عفّتی، برنامه داشت. هیچ یک از زنان بدنام و به اصطلاح معروفه‌ها و فاحشه‌ها اجازه نداشتند بدون حجاب در مناظر عمومی ظاهر شوند. به این ترتیب چادر و حجاب، امری منفور و متعلّق به افراد بدنام و هرزه تصویر می‌شد. ▫️در تاریخ ۲۷ آذرماه ۱۳۱۴ یعنی حدود بیست روز قبل از ابلاغ رسمی کشف حجاب توسّط حکومت رضاخان، محمود جم وزیر داخله و رئیس‌الوزرای این دوران، ابلاغی به کلّیّۀ وزارتخانه‌ها صادر می‌کند. در انتهای این ابلاغ آمده است: «از دخول بعضی عناصر بد و زن‌های بدسابقه در این قبیل مجامع (مجامع عمومی و سایر مجامعی که توسط بی‌حجاب‌ها برگزار می‌شود) باید ممانعت شود. حتّی اگر فواحش به کشف حجاب احترام نمایند، باید قویّاً جلوگیری شود که صدمه به این مقصود مقدّس نزنند.» (اسنادی از واقعۀ کشف حجاب (۱۴۰۰)، ص ۴۱) ▫️در یکی دیگر از اسناد محرمانۀ وزارت جنگ وقت در تاریخ ۱۳۱۴/۱۱/۸ ضمن دستور به جلوگیری از کشف حجاب زنان بدکاره، افسری که این قاعده را رعایت نکرده و با زنی معروفه و بدون حجاب به سینما رفته است، توبیخ می‌شود: «در ضمن دستور و تعلیمات صادره راجع به رفع حجاب زن‌ها، زن‌های معروفه حق ندارند خود را داخل در مجامع نسوان و خانواده‌های نجیب نموده و در صورت رفع حجاب، جلوگیری به عمل می‌آید. طبق راپورت‌های شهربانی خوزستان با اینکه بعضی از زن‌های معروفه که به اتّکاء افسران، ترک چادر نموده بودند از طرف شهربانی جلوگیری به عمل آمده معذالک نصرت نام معروفه به اتّفاق نایب شاهرخی افسر ارتش بدون حجاب به سینما رفته است. متمنّی است امر فرمایند در این خصوص تعلیمات لازمه صادر گردد.» (کفیل اداره‌ی کلّ شهربانی، سرپاس مختار) (همان ص۴۶) ▫️چهار روز بعد برای تأکید بیشتر، دستور توبیخ شدید افسر مذکور در ۱۳۱۴/۱۱/۱۲ طیّ تلگراف محرمانۀ دیگری و برای تکمیل نامۀ قبلی آمده است: «طبق راپورت واصله ستوان یکم شاهرخی افسر آن قسمت با نصرت نام معروفه بدون حجاب به سینما رفته؛ چون این طور مقرّر گردیده که کلّیّۀ زن‌های معروفه بایستی با چادر بوده باشند علیهذا مقتضی است قدغن فرمایید ستوان یکم مزبور را توبیخ و شدیداً مؤاخذه نمایند که چرا رعایت مقرّرات جاریّه را ننموده؟ و علاوه بر آن اکیداً دستور داده شود که افسران مزبور به‌هیچ‌وجه حق ندارند با این قبیل زن‌های معلوم‌الحال در معابر و مجامع عمومی رفت‌و‌آمد نمایند.» (همان ص ۵۰) 📝 فصلنامه اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زیره به کرمان زن ایرانی بردن! 🔁 ✍️ نامیه اصفهانیان در صفحۀ شخصی ▫️روشنفکر ایرانی؛ هم‌پای استعمار روشنفکر ایرانی یکی از بزرگ‌ترین مسائل ایران است. همیشه بوده. به اندازهٔ استعمار و پابه‌پای آن. مهم‌ترین ابزار نفوذ استعمار تا مغز استخوان جامعهٔ ایرانی است. چه آن زمان که در دورهٔ قاجار به ممالک متمدن سفر می‌کرد و با دهانی که آب از آن سرازیر بود به ایران برمی‌گشت و زیر گوش شاه و دربار می‌خواند که آی! چه نشسته‌اید که از ما بهتران پیشرفت‌ها کرده‌اند و ما هم برای اینکه از قافله جا نمانیم باید افسار سرنوشتمان را بدهیم دست آن‌ها تا بیایند منابعمان را برایمان استخراج کنند و از نیروی کارمان بهره‌کشی کنند و سهم ناچیز ما را هم کف دستمان بگذارند؛ تا حالا که از ضخامت کورتکس استعمارگران برایمان چماق تحقیر می‌سازند و همهٔ مصیبت‌هایمان را به پای عقب‌ماندگی ذاتی‌مان می‌نویسند. ▫️فروش مقاومت زن ایرانی به روایت غربی روشنفکر ایرانی خودش مصیبت است. ببینید چطور دهه‌ها مقـاومت مظلومانهٔ بخش بزرگی از زنان ایران را این‌طور سبک‌سرانه، به مبارزات ملوی چند زن غربی می‌فروشد که تازه بعد از هشتاد سال و حالا که تشت رسوایی غرب از بام افتاده، فریاد دادخواهی غزه به گوش‌شان رسیده. وقیحانه، شرافت زن ایرانی انقلابی را که زیر فشار استخوان‌خردکن استعمار، نه‌تنها خودش نشکسته که با صبر و ایثار، زندگی و مقاومت در منطقه را آبیاری کرده، به کنش‌های "صلح‌طلبانهٔ" نایس چند زن غربی که همه‌ٔ رفاه و آزادی‌شان را مدیون جنایات و چپاول‌گری‌های دولت‌های متبوعشان در اقصی‌نقاط عالم‌اند تاخت می‌زند. ▫️عشق وحشیانهٔ روشنفکر به غرب روشنفکر ایرانی غرب‌پرست است. نمی‌تواند بفهمد که اگر زنان اسطوره‌ای ایران، مادران و همسران و دختران شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودان، خانواده‌های ازجان‌گذشتهٔ دانشمندان و نظامیان، زنان مبارز در جبههٔ مقاومت و پشت جبهه، چهل و چند سال، آتش رنج فـلسطین را روشن نگه نداشته بودند، اگر محکم و مؤمن و استوار، پشت مقاومت نایستاده بودند، بعید بود جهان شاهد چنین روزهایی در تاریخ مبارزات زنان غربی باشد. ▫️نگاه غرب‌زدهٔ روشنفکر به فلسطین روشنفکر ایرانی از ایرانی بودن متنفر است. ایران را وقتی دوست دارد که شبیه غرب باشد. ایران را از نگاه غرب دوست دارد. ایرانی را که غرب پسندیده باشد دوست دارد. علاقه‌اش به ایران توریستی است. حتی توجه‌اش وقتی به فلسطین جلب می‌شود که صدای انسان غربی درآمده باشد. روشنفکر ایرانی به رنج انسان غربی حساس است. نـسل‌کشی غـزه را با واسطهٔ رنج انسان غربی می‌فهمد. به خاطر همین پنجاه سال مقـاومت زن ایرانی اصلاً به چشم‌اش نمی‌آید ولی از نشانه‌های مقـاومت در زن غربی این‌جور ذوق‌زده می‌شود 📝مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻پوشش زن مشرق زمین بر زیر یوغ استعمار مرد غرب(بخش اول) ✍️حمیده عرب سرخی، ارشد جامعه شناسی و پژوهشگر مطالعات جنسیت 🔸 «به نظر من زنان ایرانی بیش از تمام کشورهای مشرق‌زمین، مقید به حجاب‌اند و با دقت و وسواس بیشتر، قسمت بالا و چهره خود را می‌پوشانند...» این جمله یک اروپایی در مواجه با حجاب زن ایرانی است. مسئله حجاب زن ایرانی که همواره مورد توجه افراد متعدد بوده، همچنین یکی از مؤلفه‌هایی به شمار می‌رفته که اتفاقاً کشورهای دیگر و حتی سردمداران آن کشورها برای نفوذ و دست‌یابی به برخی از عناصر ایران از آن استفاده می‌کردند. گویی نوعی هویت‌زدایی از زن ایرانی، تحت تأثیر استعمار حاکم بر جهان، در حال وقوع بوده است. آنچه رخ می‌دهد این است که در وهله نخست، پوشش و حجاب زن ایرانی مورد یوغ و ظلم دشمن، به‌عنوان حرکتی مستبدانه و استبدادی از سوی استعمارگران قرار می‌گیرد؛ یعنی برداشتن حجاب زن و نیز سخن گفتن و گفت‌وگو درباره حجاب زن همواره اهمیت داشته است. به‌طور کلی، زنان مسلمان همواره نکته‌ای بوده‌اند که چه از سوی سفرنامه‌نویسان و چه افراد متعدد درباره‌شان سخن گفته می‌شده و اتفاقاً نقطه‌ای بوده‌اند که به دنبال حذف آن بوده‌اند و آن را تحت عنوان یک مانع تلقی می‌کرده‌اند. فرانتس فانون درباره حجاب زنان الجزایر می‌گوید: «هر چادری که دور انداخته می‌شود، افق جدیدی را به سمت استعمارگر می‌گشاید و پس از دیدن هر چهره بی‌حجابی، امیدِ حمله‌ور شدنِ اشغالگر ده برابر می‌شود.» انگار آنچه در غرب، طی انقلاب صنعتی و پس از آن، برای زن اروپایی رخ داده، باید برای زن مسلمان نیز رخ بدهد. همچنان که زن مسلمان با داشتن پوشش خود را از سایر زنان متمایز می‌کند، حتی نوع پوشش می‌تواند در کشورهای متفاوت برای او یک‌ فرهنگ تحت عنوان فرهنگ پوشش بسازد؛ فرهنگی که در عرف و شرع جامعه چگونه خوانده می‌شود و چگونه به آن نگاه می‌شود. انگار برای تسلط و دست‌یابی به یک کشور، استعمارگر حجاب زن را نیز تحت شعاع خود قرار می‌دهد و می‌خواهد سبک زندگی این فرد را تغییر بدهد. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻پوشش زن مشرق زمین بر زیر یوغ استعمار مرد غربی( بخش دوم) ✍️حمیده عرب سرخی، ارشد جامعه شناسی و پژوهشگر مطالعات جنسیت 🔸 جهانگردان متفاوتی درباره این مسئله سخن گفته‌اند و اعلام برائت و نارضایتی خود را نیز اعلام کرده‌اند. چارلز ویلس معتقد است که زن‌های ایران‌زمین همیشه در چادرهای سیاه مستور پیچیده‌اند و برای شخص خارجی ممکن نیست صورت آن‌ها را ببیند؛ لذا انسان را ممکن نیست در چنین مملکتی اظهار عشق نماید. انگار حجاب این زن‌ها برای آن‌ها عامل تنفر بوده و مانعی ایجاد می‌کرده که نمی‌توانستند وارد خانه و حریم آن زن شوند. اتفاقاً با گفتن اینکه این حجاب برای آن‌ها مستورگی می‌آورد، آن‌ها را در خفقان خانه و در گوشه‌ای از خانه‌ها می‌گذارد، به‌عنوان یک شیء که حتی گوشه خانه خاک می‌خورد و اتفاقاً ارزش برداشتن این حجاب‌ها باعث می‌شود زنان بیشتر دیده شوند و آزادی‌های خود را به دست آورند. حجاب زنان، تا قبل از دوره قاجار (اوایل دوره زندیه)، پوشش متداولی بوده است. تغییر پوشش در ابتدا با لباس‌هایی آغاز شد که ناصرالدین شاه وارد کرد؛ جامه‌های چتری بسیار کوتاهی که با یک جوراب پوشیده می‌شدند. این تغییرات ابتدا از خاندان شاهی و حرمسرا آغاز شد و این‌گونه تغییر پوشش شکل گرفت. همچنین، از جایی به بعد، مدرن‌سازی در کنار بی‌حجاب شدن قرار گرفت؛ زیرا اولین مولفه‌ای که شاید در خیابان‌های اروپا به چشم شاهان ایرانی، یا حتی روشنفکران و منورالفکران ایرانی، به نظر می‌رسید، نداشتن حجاب و متفاوت بودن آن بود. به همین دلیل است که هم از سوی بیگانگان و هم از سوی روشنفکران (که به قول رهبری، روشنفکران بیمار بودند)، هر چیزی که می‌دیدند، ابتدای امر آن را مقایسه می‌کردند و این‌گونه تعریف و بسط پیدا می‌کرد. رهبری معتقدند روشنفکری از ابتدا درجامعه ایران بیمار متولد شده و همین علت است که همیشه غرب نوک پیکان توجه قرار می‌گیرد. روشنفکران ما، مانند میرزا آقا خان کرمانی، به صراحت می‌گوید: «هر شاخه از اخلاق زشت ایرانیان که دست بزنیم، ریشه او را عرب کاشته است؛ یکی از آن‌ها حجاب بی‌مروت زنانه است.» حجاب زن به‌عنوان پرده‌ای از مستورگی، محجوبیت و مهجور بودن او در نظر گرفته می‌شده است و حقیقتا این جمله حاج محمدکریم کرمانی که می‌گوید: «کی مشرک تر و ظالم تر از فرنگی؟» جمله به جایی در فضای غلبه استعمار بر اراده‌هاست. به نظر می‌رسد که زن ایرانی در فضایی از تسلط گفتمان غربی قرار دارد و حجاب خود را به‌عنوان هویت‌بخش شخصیت خود در نظر می‌گیرد؛ چنانچه آن را محلی برای مبارزه خود می‌بیند. اتفاقاً همین مسئله در دوران قاجار و همچنین به صورت جدی‌تر و بسط‌یافته‌تر در دوران پهلوی، که منجر به انقلاب اسلامی شد، حجاب را برای زن تبدیل به یک عنصر ایدئولوژیک و مقاومتی در بستر اعتراض علیه حاکمیت می‌کند. منابع: یادداشت مریم صادقی پری منتشر شده در سایت پژوهشکده تاریخ معاصر کتاب دغدغه‌های فرهنگی، سید علی حسینی خامنه‌ای مقاله بررسی نوع پوشش و حجاب زنان در دوره قاجار با نگاهی به آثار سیاحان خارجی 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻ماجرای حجاب فراتر از پوشش است. باز‌خوانی معنای حجاب در معرکهٔ گفتمان ها. 🔖 ▫️داستان حجاب، داستان امروز و اینجا نیست؛ همیشگی و همه‌جای جهان بوده و هست؛ چه صرفاً پوشش باشد و چه پرچم‌دار باورها و اندیشه‌ها. ▫️در ایران پساانقلاب، این نزاع میان ایدئولوژی اسلام و غرب بالا گرفته؛ تا جایی که می‌شود «حجاب» را پاشنه‌آشیل مخالفت غرب با جمهوری اسلامی دانست. ▫️مسئله حجاب فقط تقابل غرب با اسلام نیست؛ درون جمهوری اسلامی هم قرائت‌های متأثر از نگاه‌های سنت‌گرایانه، روشن‌فکرانه و غرب‌گرایانه شکل گرفته و همین، مسئله را پیچیده و زنان را میان نسخه‌ها سردرگم کرده است. ▫️در عین حال، مطابق دیدگاه رهبری، حجاب یعنی حضور زن و مرد در عرصه اجتماعی با رعایت مرزها و اصل حجاب؛ نه حذف اجتماعی. ▫️نقد نگاه حداقلی این است که مسئله را به «پوشش خیابانی» تقلیل می‌دهد؛ در حالی که از منظر رهبری، اصل نزاع عمیق‌تر و فرهنگی‌تر است. ▫️از این رو، حجاب از منظر اسلام یک ضرورت شرعی دانسته می‌شود و در برابر منطق غربی «تساوی ادعایی» و تجربه‌های خشن و ابزاری‌سازی زن، حجاب عامل انزوا تلقی نمی‌شود بلکه حافظ عظمت و شأن زن است. ▫️با نگاه سیستمی، حجاب فقط پوشش نیست؛ به عفاف، سلامت روابط اجتماعی و بقای خانواده گره خورده است. 📬 آنچه خواندید، گزیده‌ای از یادداشت «ماجرای حجاب فراتر از پوشش است» نوشتهٔ مهدیه نقش‌زن در شماره یک و دو مجلهٔ اقلیما است. جهت دریافت متن کامل اینجا‌ کلیک کنید. ‌ 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
📃 ▫️در کارنامۀ اسلام انقلابی، نسبت حکومت اسلامی با مسئله زن، هرگز در قالب تعامل با یک «اقلیت ضعیف و محتاج اعطای حقوق» تعریف نشده است. بلکه در الگوی اصیلِ نبوی و نیز در تجربۀ انقلاب اسلامی، با زنان از منظر «قدرت زنانه» مواجه‌های راهبردی صورت گرفته است. در واقع جریان نبوی و علوی، اصلی‌ترین کلان‌راهبرد اسلامی که عبارت‌ است از «اقامۀ دین توسط مردم» را از رهگذر «سیاسی کردن زنان» دنبال می‌کردند؛ به این معنا که زن نه تنها باید بتواند، بلکه مکلف است در رقم‌زدن مقدرات اساسی جامعه دخالت کند و به سرنوشت کشور حساس باشد. گویی به هر میزان که زنان سیاسی‌تر شوند، میخ پایه‌های تمدن اسلامی محکم‌تر به زمین کوبیده می‌شود و اصول دینی به تحقق روی زمین از سوی مردم نزدیک‌تر می‌شود. ▫️گاهی اوقات، شناخت یک چیز از راه شناخت ضد آن اتفاق می‌افتد؛ نقطۀ مقابل این راهبرد کجاست؟ آنجا که زنان را «غیرسیاسی» کرده و آنها را به زور تازیانه و سیاست‌های حکمرانی، از مساجد (کانون تحولات سیاسی) به خانه‌ها تبعید کردند. جایی که امام خمینی(ره) بر سر حضور زنان در تظاهرات با برخی فقها به مشکل می‌خورد، دقیقاً از جنس همان درگیریِ برخی نزدیکان پیامبر(ص) با دستور ایشان برای آمدن زنان به مسجد بود. پیامبر، زنان را به متن فعالیت‌های سیاسی و علمی خواست؛ اما پس از او، سیاست‌های کلان حکمرانی، «غیرسیاسی‌سازی زنان» را در دستور کار قرار داد و جریان ولایت و اقامۀ دین از همین طریق تضعیف شد. 📬 اینجاست که مقالۀ «حکمرانی تأدیبی و تنظیم بدن زنانه، تحلیل گفتمان قدرت و نظم سیاسی در سیرۀ خلیفۀ دوم» اهمیت خودش را نشان می‌دهد؛ این پژوهش جامعه‌شناختی-تاریخی، با بهره‌گیری از نظریۀ قدرت میشل فوکو و تحلیلِ متون معتبر اهل سنت، پرده از سازوکاری برمی‌دارد که طی آن، زنانِ حاضر در مسجد، بازار و میدان نبردِ عصر نبوی، به «ابژه‌های نظم» و «بدن‌هایی رام» تبدیل شدند. مقاله نشان می‌دهد که سیاست‌های خلیفۀ دوم، با بازتعریف زن به مثابه «منبع فتنه»، نهادینه‌سازی خشونت خانگی به عنوان تکنیک مشروعِ انضباط، و بازتولید هنجارهای قبیله‌ای در پوشش شریعت، به‌طور سیستماتیک «شخصیت اجتماعی»، «حق پرسشگری» و حتی «تنظیم عواطف جمعی» را از زنان سلب کرد. در این الگو، از طریق مواجهه‌های تنبیهی با بدن زنانه و تغییر هندسۀ روابط زن و مرد، نظم سیاسی جدید تثبیت می‌شود و هرگونه حضور اجتماعیِ زن، ذاتاً تهدید امنیتی تلقی می‌گردد. اگرچه بنابر تأکید نگارنده، مقاومت‌های زنان آزاده با اتکا به میراث نبوی در این عصر را نباید نادیده گرفت. ▫️این مقاله برای هرکس که به دنبال درک ریشه‌های تاریخیِ نبرد امروز بر سر «حضور زن و به تبع آن مردم در عرصه عمومی» است، یک ضرورت است. چرا که با تمایز قاطع میان «نص دینی» و «ترجمۀ حکمرانی» آن، نشان می‌دهد چگونه می‌توان از میراث نبوی در خصوص زنان دفاع کرد و از تکرار آن الگوی تأدیبی که زنان را به «غیرسیاسی» بودن محکوم می‌کرد، پرهیز نمود. 🖇 برای مطالعهٔ مقاله اینجا کلیک کنید. 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻چرا زوجیت آرامش‌آفرین است؟ 🔁 ✍حجت الاسلام احمد فرحانی در کانال سرثاری آرامش و سکینه برای توحید است؛ پس چرا زوجیت را توحیدآفرین می‌دانیم؟ زیرا اگر زوجیت اعتباری به زوجیت تکوینی ختم شود و نسبت حقیقت و اعتبار آن حفظ شود، آنگاه توحیدمآبانه است و مسیری برای عبور از کثرت. به تعبیر شهید مطهری: ازدواج، اولین غیرپرستی است؛ اولین عبور از من، اولین عبور از ماهیت، اولین گذر از شخص و شخصیت و اولین نفی ماهیت است. از این رو، ازدواج نخستین پله‌ استکمال و توحید است. یکی از دلایل عبور از کثرت مثالی، تحقق زوجیت تکوینی است؛ یعنی خود را ندیدن و غیر را دیدن. یعنی آنجا که یک فرد مثالی‌تر با فردی مادی‌تر پیوند می‌خورد: زنِ مثالی با مردِ مادی؛ زنی که خواهشش مثال و روحانیت و محبت است، با مردی که خواهشش حیوانیت و جسمانیت است. این پیوستارِ جسم و روح، این پیوستار جسمانیت و روحانیت، این پیوستار شهوت و محبت با هم یک اجتماع انسانی توحیدی را رقم می‌زند و سرانجام، گذر از کثرت را فراهم می‌آورد؛ از همین روست که گفته‌اند «نصف دین کامل می‌شود.» برخلاف این معنا، غربی‌ها زن را وسیله‌ حیوانیت و جسمانیت می‌پندارند؛ به همین دلیل، رهبران مذهبی آنان هرگز عاشق نمی‌شوند و هرگز تن به ازدواج نمی‌دهند، زیرا گمان می‌کنند این کار چیزی جز تشدید حیوانیت نیست. حال آنکه چنین نیست. ما زن را «معبود کوچک» می‌دانیم؛ زن، آینه‌ جمال و جلال الهی است؛ زن وسیله تلألو خداوند در عالم ماده است. چنانکه روایت داریم که اگر می‌خواهی رحمت خدا را ببینی، به مادر بنگر؛ و اگر می‌خواهی عاطفه‌ خدا را مشاهده کنی، به دختر نگاه کن. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻چادر ایرانی قهرمان خاموش آشنای غریب آیا ظرفیت‌های سیاسی و فرهنگی چادر به عنوان محصولی از زن ایرانی، در معرض خطر است؟ 🔖 ▫️تمايز اصلى زن مسلمان ايرانى كه در فرايند مبارزه‌هاى اسلام‌خواهانه در ايران ظهور كرد و تحول او در انقلاب ۱۳۵۷ به اوج رسيد، با ديگر زنان در ميزان «اراده» و «استقلال» انسانى اوست. الگوى زن مسلمان ايرانى صاحب اراده است و به همان اندازه كه مردان در ساخت سرنوشت و تحقق افق‌هاى انسانى و الهى سهم دارند، سهيم است. ▫️اراده‌مند بودن يعنى رقم زدن و خلق كردن. انسان صاحب اراده معناپرداز است و خلق مى‌كند، در حالى كه انسان فاقد اراده، محصولات و معناهاى ديگران را مصرف مى‌كند. زن مسلمان ايرانى از وضعيت تابع و محكوم بودن خارج شد و دوشادوش مرد مسلمان ايستاد. ▫️يكى از ثمره‌هاى اعتقاد به شأن انسانى زن و اصرار بر استقلال و اراده او، توقع خلق امر فرهنگى و اجتماعى است. جهان اجتماعى زنانه، پديده‌ها و معناهايى است كه در گذار زندگى جمعى و اراده‌مندانه زنان موجوديت يافته است؛ بسط وجودى و ساختارى زن كه او را از سطح فرد به زندگى جمعى و سپس به امر اجتماعى بسط داده است. ▫️ماجراى چادر با بحث‌هايى كه اين روزها حول حجاب و پوشش مى‌شود متفاوت است. اگر چادر را صرفاً نوعى از پوشش بدانيم كه قابل انتخاب است، به درستى آن را تحليل نكرده‌ايم. چادر در خلال خيزش و بيدارى زن مسلمان ايرانى، از جهان اجتماعى زن سنتى بيرون آمد و در جهان اجتماعى ديگرى جانمايى شد كه در آن زن بودن مختصات ديگرى دارد. ▫️چادر مشكى علاوه بر تشخص‌آفرينى، به لحاظ تاريخى با فاصله‌گذارى هويتى ميان زن مسلمان ايرانى با مردان و الگوى زن غربى و زن شرقى، به تعيّن و تشخص زن ايرانى كمك كرد. از اين رو، چادر ايرانى به واسطه اينكه حامل معناهاى درونى زن ايرانى است، حجاب برتر است. ▫️مهم‌ترين عاملى كه خروج چادر را از جهان اجتماعى اين زن مهيا مى‌كند، تضعيف سياسى زن مسلمان ايرانى است. به ميزانى كه زن مسلمان ايرانى از آوردگاه سياست و تعيين سرنوشت فاصله بگيرد، اراده‌اش تضعيف شده و جهان اجتماعى او كوچك مى‌شود. ▫️در دهه‌هاى هفتاد و هشتاد، با بازگشت انگاره‌هاى مردانه شرقى و غربى، سياست‌زدايى از زن به شكلى ناخودآگاه يا خودآگاه موفق ظاهر شد. در اين وضعيت، چادرِ متزلزل‌شده در حال جذب به جهان اجتماعى مردانه است. راهبرد هوشمندانه آن است كه نخست تصوير زن سياسى ترميم شود و ميدان‌هاى سياست و اراده‌ورزى به روى زنان مسلمان گشوده شود. 📬 آنچه خواندید، گزیده‌ای از یادداشت «چادار ایرانی قهرمان خاموش آشنای غریب» نوشتهٔ مهدی تکلو در شماره یک و دو مجلهٔ اقلیما است. جهت دریافت متن کامل اینجا کلیک کنید. ‌ 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه ‌ eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag