«علیالاصول...»
علیالاصول، یکی تنگه را رها کردهست
میان معرکه بر ترس، اقتدا کردهست
علیالاصول یکی برخلاف رأیِ ولی
برای وعدهٔ دشمن، حساب وا کردهست
علیالاصول، یکی وقت رزم در میدان
به اجتهاد خود اینگونه پابهپا کردهست
علیالاصول، یکی پشت پا زده به اصول
یکی به جادهٔ خاکی زده، جفا کردهست
اگرچه از سر دلسوزی است و حسن نظر...
در این نبرد، کم آورده و خطا کردهست
چه سود میبَرد آنکس که دور از این مردم
بر این معامله اصرارِ نابجا کردهست؟!
چه حاصل است از این نامه با چنین گرگی
که نانوشته دریدهست و نقضها کردهست
... و جنگ راه خطیریست، مرد میطلبد
... و جنگ، جوهر افراد برملا کردهست
... و صلح نیست از این رستخیز، راه گریز
چنانکه عافیت اندیش، ادعا کردهست
علی الاصول، امام شهید، خامنهای
برای مردم ما روز و شب دعا کردهست
علیالاصول، همین بعثت خیابانی
برای دیدن خورشید، کوچه وا کردهست
علی الاصول، خداوندِ مردم مبعوث
شگفتمعجزهای گاه با عصا کردهست
عصای معجزه، امروز نیست جز فریاد
عصای معجزه عشق است و کارها کردهست
میلاد عرفان پور
@erfanpoor
به آن برادر دلسوزِ «اتحاد» بگو
به آن دلاورِ «فریاد» و «انتقاد» بگو
به آن که رنج کشیدهست در مذاکرهها
و آن که هیچ نکردهست اعتماد بگو
به آن که عافیتاندیش خواندهاند او را
و آن دلاور جنگاور جهاد بگو
به دولتی که امید است در صداقت او
به مجلسی که جوان است و پاکزاد بگو
به قاضیان که میان جهنماند و بهشت
به پاکبانِ خیابانِ بامداد بگو
کمی به خِیل خطیبانِ ما تلنگر زن
و با جماعت پامنبری، زیاد بگو
به نخبگان سخنور، به کاسبان خبر
به تاجران سکوت و به اهل داد بگو
به مردمانِ برانگیخته به بام شرف
به آن جماعت ترسیده از معاد بگو
به اصفهان و به کرمان، به مشهد و تهران
به یزد و تالش و تبریز و تایباد بگو
به گوش اهل خیابان انقلاب بخوان
به هرکه در صف پیکار، ایستاد بگو
یکیست رهبر و پرچم، یکیست دشمن هم
به هرکه دل به خدای یگانه داد، بگو
بگو که ما همه همسرنوشت و همخونیم
بگو! به هرکه نمیآورَد به یاد، بگو!
میلاد عرفان پور
🔸@erfanpoor
Milad Erfanpoor - azmoun 2026-06-29 01_28.m4a
حجم:
3.1M
اینک آنکه در میدان است ماییم، آنکه در خیابان است ماییم، آنکه در سنگر مذاکره است هم ماییم! غزلی تازه برای «ما» در این آزمون بزرگ:
«آزمون»
شد فرصتی شگفت، مهیا برای ما
گامی اگر عقب بنشینیم وای ما
باید تهمتَنانه بجنگیم و بعد از این
در شاهنامه ثبت شود ماجرای ما
خالی شویم از خود و موسای حق شویم
باشد که نیل را بشکافد عصای ما
گلهای سرخی از دل مینابِ داغدار
مجلس گرفتهاند برای دعای ما
خط، روشن است و وای اگر با بهانهای
بر صبح فتح، راه ببندد خطای ما
پیداست از چه گردنههایی گذشتهایم
از خون، حنا گرفته اگر ردّپای ما
فریاد می زند که به آن قلّه میرسیم
خونِ به خاک ریختهٔ پیشوای ما
دردا چگونه باورمان شد که ما هنوز
باشیم و جان ما بشود جانفدای ما!
با قاتل امام، تفاهم روا مباد
خونخواه یار باد، سکوت و صدای ما
اینک امانتیست قلم، تا رقم خورَد
فتحی بزرگ، با کلمات رسای ما
در پیشگاه رهبرمان عهد بستهایم
این است آزمون و عیار وفای ما
از خون بیشمار شهید است این قلم
زنهار! دیگری ننویسد بهجای ما
میلاد عرفان پور
🔸@erfanpoor
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فریاد می زند که به آن قلّه میرسیم
خونِ به خاک ریختهٔ پیشوای ما
#میلاد_عرفان_پور
🔸 @erfanpoor
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنوز داغ تو ای کوه! سخت سنگین است
حقیقتی که محال است باورش، این است
بخند تا که بگیریم زندگی از سر
که بین ما و تو ای یار، انس دیرین است
غمی شگفتغمی بود دوریات ما را
همین غمی که تسلّا، غمی که تسکین است
پس از تو در دل ما، حسرت شهادت هم
شبیه حسرت آن خندههای شیرین است
برای فهم تو بالابلند خاکنشین!
عیار فرصت دنیا چقدر پایین است
هنوز نام تو آرامش دل مردم
هنوز یاد تو سربند این میادین است
نگاه ماست به آن قلهها که میگفتی
نگاه ماست به صبحی که پشت پرچین است
به بازگشت تو ما را امیدهاست پدر!
همان امید که با کودک فلسطین است
میلاد عرفان پور
#آخرین_دیدار ( دوشبانهروز شعرخوانی برای امام شهید و آرمانهای او)
#مصلی_تهران
@erfanpoor
«دشنام به آن حرامزاده... »
این دلقک زشت پر افاده
باز از سر عجز، فحش داده
چون میخ طویله، قرص و محکم
بر باطل خویش، ایستاده
در کلهٔ پوک گازدارش
گندیده هزار لیتر، باده
این مَرکب اِپْسْتین که هرگز
از خویش نداشته اراده
زخمیست نواحیاش ز موشک
گر می رود اینچنین گشاده
بدبخت قمارباز، هر دست
خود را سر میز، باخت داده
راهی جهنم است با شوق
ابلیس سواره، او پیاده
گفتند زبان به فحش مگشا
زیرا که نشسته خانواده!
عین ادب است، ای عزیزان!
دشنام به آن حرامزاده...
میلاد عرفانپور
@erfanpoor
«آمین» آثار میلاد عرفان پور
هنوز داغ تو ای کوه! سخت سنگین است حقیقتی که محال است باورش، این است بخند تا که بگیریم زندگی از سر
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
....
بخند تا که بگیریم زندگی از سر
که بین ما و تو ای یار، انس دیرین است
غمی شگفتغمی بود دوریات ما را
همین غمی که تسلّا، غمی که تسکین است
پس از تو در دل ما، حسرت شهادت هم
شبیه حسرت آن خندههای شیرین است
برای فهم تو بالابلند خاکنشین!
عیار فرصت دنیا چقدر پایین است
هنوز نام تو آرامش دل مردم
هنوز یاد تو سربند این میادین است
....
#میلاد_عرفان_پور
@erfanpoor
18.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سیلی از اشک روان گفتند دیدم
آنچه از تشییع جان گفتند، دیدم
صبح محشر خوانده بودم باورم شد
آنچه از غم، شاعران گفتند، دیدم
ضجههای ناگهان عاشقان، آه...
گریههای بیامان گفتند، دیدم
بی سر و سامان او خیل شهیدان
صبح تشییعش اذان گفتند، دیدم
رست از جان تا بپاخیزد جهانی
رستخیز عاشقان گفتند، دیدم
موج جمعیت، به سو در تلاطم
کشتیِ بی بادبان گفتند، دیدم
قامت بالابلندش را ببینید
آنچه از سرو روان گفتند، دیدم
پیر بود و داغ او داغ جوان بود
هرچه از داغ جوان گفتند دیدم
میلاد عرفان پور
@erfanpoor
پس از تشییع امام عزیزمان، غزلی نوشتم در استقبال از غزل رضوی آن عزیز که فرمود:
فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن
کار مرا به گردش چشمی تمام کن...
امام سیدعلی خامنهای (امین)
ای اشک! بر چنین لحظاتی سلام کن
ای داغ! خنده را به لب ما حرام کن
آه ای نفس! بیا و از این درد دم بزن
ای سینه! تیغ آه، بُرون از نیام کن
اکنون که دلشکسته به دلدار میرسد
ای دل! تو هم شکسته بیا احترام کن
آه ای امین عرش خدا، در زمین نمان
«غربت بس است، رو سوی آن کوی و بام کن»
هفتاد ساله شد، عطش کربلایی ات
ای تشنهکام! گریه بر آن تشنهکام کن
با خانواده از دل آتش گذشتهای
با خانوادهات به گلستان، مُقام کن
آن زخمها و زخم زبانها چه با توکرد
با دست دوست، آن همه را التیام کن
ای نفس مطمئن! به بهشت خدا درآی
در پیشگاه حضرت قائم، قیام کن
صبری تمام داشتی ای جان بیقرار
هنگام وصل آمده، عیشی تمام کن
باری برای من که تهیدستِ عالَمم
«از بارگاه فیض رضا توشه وام کن»
آنجا که نامها همه مَحوند در رضا
یاد از من آر و باز دعایم به نام کن
میلاد عرفان پور
_ قسمت های داخل گیومه، مصرع هایی از غزل مورد اشاره ایشان است.
@erfanpoor