اگر سالار العان زنده بود، بیرمق شرح این ایام را برایش باز میگفتم، و ملتمسانه از او میخواستم در لحظات عروجاش، با حضرت دوست، نیز برای من هم دعا کند. ای معبود من، چونان آتشی بر جانم افکن که جایگاه خالی حضور او، در عطش اعلیعلیین خاکستر شود.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
زمان:
حجم:
301.7K
برای تو و چشمهایت که دستان رود عسلِ جنت را، از پشت بستهاند.
فصل اول: شکافی که تاریخ را تکان داد.
همه چیز از یك روز جمعه، سیزدهم رجب شروع شد. مکه بود و گرمای طاقتفرسایش. فاطمه بنت اسد، مادر علی، با حالتی وصفناپذیر به سمت کعبه رفت. قصه از افسانه فراتر بود. وقتی او به دیوار کعبه رسید، دیوار به اذن پروردگار شکافت و او به داخل دعوت شد. سه روز در آن حریم امن ماند و وقتی بیرون آمد، نوزادی در بغل داشت که نامش را «علی» گذاشتند. کسی که قرار بود بعدها تمام بتهای درون و بیرون را درهم بشکند.