دیر میآیی ولی من راضیام حتی به دیر
برنمیآید به غیر از صبر، کاری از اسیر
جانِ من با مهرِ تو پیوند خوردهاست از ازل
پس بخواهم یا نخواهم، ناگزیرم ناگزیر
زخم اگر از سوی تو باشد برایم مرهم است
با توأم ای عشق! ای رنجِ همیشه دلپذیر!
در هوایت پرزنان میآیم اما نااُمید
باز میگردم چنان فوارههای سربهزیر
دیدنِ روی تو سهم من نخواهد شد، ولی
کاش گاهی رد شوی مانند باد از این مسیر
دلبری آری، ولی دلدادگی رسم تو نیست
لااقل برگرد و جان خستهام را هم بگیر
دل به دریاها بزن از تَر شدن هرگز نترس
عاشقانه زندگی کن، عاشقانهتر بمیر...
تو را با غیر میبینم، صدایم در نمیآید!
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمیآید!
نشستمبادهخوردم،خون گریستم،کنجیافتادم
تحمل میرود اما شب غم سر نمیآید . . 🕊•
#مهدی_اخوانثالث