🖋 قسمت هایی از کتاب جبر جغرافیا نوشته تیم مارشال (شماره ۴):
"روابط نزدیک آمریکا با اسرائیل شاید سرد شود، گرچه به آهستگی، چرا که جمعیت ایالات متحده در حال تغییر است. فرزندان مهاجران لاتین و آسیایی که اکنون به ایالات متحده می آیند بیش تر علاقمند آمریکای لاتین و شرق دور خواهند بود تا کشور خردی در حاشیه منطقه ای که دیگر برای منافع آمریکا حیاتی نیست."
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 قسمت هایی از کتاب جبر جغرافیا نوشته تیم مارشال (شماره ۵):
"ذهنیت جهان از جغرافیای آفریقا اشتباه است. کمتر کسی درک می کند که این قاره چقدر عظیم است. به این دلیل که اغلب ما از نقشه جهان استاندارد مرکاتور استفاده می کنیم. استاندارد مرکاتور، مثل دیگر نقشه ها، طرحی کروی را روی سطحی صاف ترسی می کند که در نتیجه اشکال آن در هم می ریزد. آفریقا از آنچه ترسیم می شود بسیار بسیار بزرگ تر است.
آفریقا در واقع سه برابر بزرگتر از ایالات متحده آمریکا است. در نقشه استاندارد مرکاتور انگار گرینلند هم اندازه آفریقا است، اما در واقع آفریقا چهارده برابر بزرگتر از گرینلند است! ایالات متحده آمریکا، گرینلند، هند، چین، اسپانیا، فرانسه، آلمان و بریتانیا در آفریقا جا می شوند و حتی هنوز هم برای بیش تر کشورهای اروپای شرقی جا می ماند. می دانیم که آفریقا گستره ای عظیم است، اما نقشه ها نشان نمی دهند که این عظمت تا چه حد است."
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
جبر جغرافیا.zip
حجم:
182.9K
🖋 این پوشه نیز حاوی ۱۶۲ فیش تحقیقاتی است که با روش زتلکاستن از کتاب جبر جغرافیا یادداشت برداری کرده ام.
در روش زتلکاستن تلاش می شود محتواهای طولانی به یادداشت های کوچک (اتمیک) تبدیل شوند.
منظور از یادداشت اتمیک، یادداشتی است که تنها بیانگر یک مطلب باشد.
این کار به محقق کمک می کند با سرعت بیشتری به مطالب مختلفی که مطالعه نموده دست پیدا کند و از آن ها با سهولت بیشتری برای تولید فکر و نگاشتن مقاله استفاده نماید.
عنوان هر یادداشت خلاصه تک خطی از محتوای آن است.
در پوشه فایلی تحت عنوان «جغرافیای سیاسی (ژئوپلوتیک)» وجود دارد که به مثابه فهرست همه یادداشت ها می باشد.
این فایل ها را می توانید با نرم افزار «ابسیدین» یا هر نرم افزار دیگری که از فرمت مارک دون پشتیبانی می کند باز کنید.
اگر سؤالی بود با افتخار در خدمت هستم. 👇🏻
@adibbehrooz
#جغرافیای_سیاسی
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 ماه رمضان یک ترم تدریس مرحوم فیرحی ره را به دقت گوش دادم و یادداشت برداری کردم. قسمت هایی از شرح ایشان بر تنبیه الامه مرحوم نائینی ره را نیز مطالعه نمودم.
من نسبت به شخصیت ایشان شناختی ندارم. آن هایی که با ایشان مرتبط بوده اند از بزرگواری، تقوا و سلامت نفس ایشان بسیار تعریف می کنند.
اما درباره نظام فکری ایشان چند نکته دستگیرم شد. هر چند این مقدار آشنایی برای قضاوت درباره افکار یک شخص هم اصلا کافی نیست اما از باب بحث طلبگی این چند نکته را می نویسم.👇🏻
#علوم_سیاسی
#جریان_روشنفکری
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 نکته اول:
پروژه مرحوم فیرحی ره ارائه قرائتی از دین و آرای علمای دینی است که با مدرنیته (خصوصا نظم سیاسی مدرن) هماهنگ و هم راستا باشد؛ بنابراین ایشان را می توان ذیل جریان روشنفکری دینی تعریف نمود.
روشنفکران دینی تلاش می کنند دین را به گونه ای قرائت (تحریف) کنند که تضادی با افکار مدرن نداشته باشد.
از این منظر ایشان و دکتر عبدالکریم سروش در یک مسیر واحد قرار می گیرند؛ هر چند به ظاهر اختلاف شدیدی در باب فقه داشته باشند.
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 نکته دوم:
نقطه خطرناک فکر ایشان که نیازمند مقابله می باشد همان تفسیر مدرنی است که از کلمات علماء ارائه می دهند.
کلمات علمای شیعه در بستر فرهنگی جامعه اسلامی صادر شده است و مفاهیمی مثل "عقل"، "سیره عقلا" و "احکام عقلایی" که در آن به کار رفته باید بر همین اساس فهم و تفسیر شود؛ اما به نظر می رسد مرحوم فیرحی ره در مواردی ناخودآگاه این مفاهیم را بر معانی مدرن آن حمل کرده اند.
برای مقابله دو کار می توان انجام داد: ۱- جمع آوری قرائن درون متن علماء و استفاده از روش تجمیع شواهد برای روشن نمودن ابهامات مفاهیم ۲- توجه به بستر فرهنگی ای که متن در آن صادر شده است.
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 نکته سوم:
در دستگاه فقاهت شیعه عناصر بسیار مهم "فطرت"، "عقل" و "سیره عقلاء" وجود دارد؛ اما ظرفیت آن ها به اندازه کافی استخراج نشده است.
راه حل نهایی در مقابله با جریان روشنفکری و بلکه راه حل اصلی در مقابله با تمدن غرب مدرن استفاده بیشتر از ظرفیت این عناصر و ارتقای دستگاه فقاهت شیعه است.
متأسفانه این جمله کاملا صحیح که "معارف و احکام اسلام مطابق فطرت و عقل است" به خاطر کم کاری علمی ما به یک کلیشه و ادعای بی دلیل تبدیل شده است؛ هر قدر که ما در تدوین فهم عقل و فطرت پیشرفت کنیم بیشتر می توانیم یگانگی نظام فقهی اسلام با درک عقلاء را نشان بدهیم و در نتیجه می توانیم بدون آنکه لزوما نیازمند استناد به متن باشیم از اسلام در دنیای جدید دفاع کنیم.
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 فَٱصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقࣱّۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ (الروم: ٦٠)
انگار که ما دو راه بیشتر نداریم:
به وعده های الهی اطمینان داشته باشیم و صبر کنیم.
به حرف کسانی که به وعده های خدا یقین ندارند گوش بدیم و خفیف شیم.
مردم ما در این روزها نشون دادند کدوم راه رو انتخاب می کنند.
امروز صدای الذین لا یوقنون در ایران عزیز دیگه خریداری نداره.
#متن_کوتاه
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 دقت کردید تو حوزه سه سال "نحو" می خونیم اما برای دانش های ادبی دیگه مثل "صرف" و "بلاغت" یکسال وقت می گذاریم؟
"لغت" هم که انگار شانس نیاورده و تقریبا اصلا بهش پرداخته نمی شه.
چرا اینطور هست؟
یک علتش به سابقه شکل گیری این دانش ها در بستر جامعه اسلامی بر می گرده.
اون اوایل که ساختار دانش ها در جامعه اسلامی تازه در حال شکل گیری بود، اهمیت و جایگاه قرآن (متن) باعث شد دانش های ادبی که در خدمت فهم متن هستند از جایگاه ویژه ای برخوردار شن.
از بین اونا هم "نحو" از همه جایگاه بهتری پیدا کرد. به طوری که دانش هایی مثل "صرف" صرفا مقدمه ی اون حساب می شدند.
"نحو" اون دانش با کلاسی حساب می شد که هر کس بلد بود با سواد و هر کس بلد نبود بی سواد تلقی می شد.
اثر این فضایی که در گذشته های دور شکل گرفته بود تا همین امروز باقی مونده و خودش رو در قالب برنامه ی رسمی پذیرفته شده حوزه نشون داده.
#نحو
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
🖋 یکی از متن هایی که خوندنش می تونه ما رو با فضای اون زمان آشنا کنه مناظره متی و یونس هست.
یونس که همون نحوی مشهوره. مَتّی هم استاد فلسفه و منطق و به شدت علاقمند به علوم یونانی بوده. مَتّی استاد فارابی هم هست.
ظاهرا اون زمان در جامعه اسلامی دو جریان علمی وجود داشته: جریانی که اهل تدریس فلسفه و منطق بودند گرایش های ضد اسلامی داشتند و جریانی که نماینده دانش های ادبی محسوب می شدن مدافع دین و دینداری بودند.
مناظره از این جهت بسیار مهم بود و با شکست مَتّی جریان مدافع فلسفه و منطق که جریان ضد دین محسوب می شدن به شدت تضعیف شدند.
یونس بر فنون مناظره مسلط تر بوده و به همین خاطر تونست مَتّی رو مغلوب کنه؛ هر چند خیلی از حرفاش در مناظره دقیق نیست و حتی گاهی مغالطه می کنه.
یکی از نقاط ضعف مَتّی این بود که نحو بلد نبود و این براش خیلی بد تموم شد؛ همونطور که اشاره کردم در اون زمان اگر کسی نحو نمی دونست بی سواد تلقی می شد.
این وضعیت ناجور برای دانش فلسفه و منطق همینطور ادامه پیدا کرد تا زمانی که فارابی کتاب الحروف رو نوشت. فارابی برخلاف استادش علاوه بر فلسفه و منطق، بر نحو هم مسلط بود و تونست مسئله ارتباط نحو و منطق رو به خوبی پاسخ بده.
فارابی همچنین نخستین کسی بود که تونست دانش های یونانی رو در هاضمه قدرتمند تفکر اسلامی خودش هضم و استحاله کنه. از دل پروژه فارابی فلسفه اسلامی تولید شد. پروژه ای که بعدها توسط شیخ اشراق و ملاصدرا ره تکمیل شد و به ما رسید.
#نحو
ارتکاز | علیرضا ادیب بهروز
هدایت شده از خانۀ نویسندگان بهانش✒️
🔻مشاور رسانهای نتانیاهو:
ما بیشترین ضربه را از این دو قشر شیعیان در خاورمیانه خوردهایم:
"روحانیون" و "زنان مذهبی"
#پاتوق_خبری_نویسندگان
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh