eitaa logo
اشارات
2.7هزار دنبال‌کننده
156 عکس
75 ویدیو
7 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌕 رستاخیز شهر و مردم 🖋 سید رضا شهرستانی 🔻ادامه یادداشت🔻 مراحل دستیابی به این هدف عبارت است از: اول: مستندسازی مکان‌های تجمع منطبق بر نقشه شهرها و سپس ثبت دائمی آنها در لایه اطلاعات مکانی دوم: آسیب‌شناسی اولیه و شمردن توفیقات و شکست‌های سازماندهی تجمعات در مناطق و محلات مختلف. (دراینجا فهرستی از ارزش‌های پایدار نیاز است. مانند میزان مردمی بودن و کیفیت جذب مخاطب، ایمنی و امنیت حضور، ارتباط با بافت منطقه و نقاط عطف محله مانند مسجد و میادین و بوستان‌ها و...، دسترسی پیاده و سواره برای اقشار و سنین مختلف، کیفیت منظر و تأثیرگذاری بر محیط، رابطه با ترافیک و کنترل آن، دسترسی به زیرساخت‌های لازم و...) سوم: ایده‌پردازی برای برپایی دائمی این فضاها: دراینجا بهترین الگوی تاریخی ما تکیه است. فضایی شهری که پاسخگوی زندگی در همه ساعات و ساحات است و امکان تجمع با محوریت مناسک دینی، دسته‌های عزاداری و تعزیه را فراهم می‌کرده. اکنون نیز برپایی ساختارها و سازه‌های دائمی و ماندگار چند عملکردی عمومی جهت کاربری‌های متناسب انقلابی و مذهبی نه صرفا براساس کالبد تکیه که با ایده تکیه راهگشاست. با این ایده بسیاری از میادین و گذرهای شهر قابلیت بازطراحی دارند. مثلا مرکزیت بسیاری میادین به‌جای آبنما یا فضای سبز غیرکاربردی به عرصه حضور مردم تبدیل شود یا جداره‌ها و کنارگذرهای خیابان‌ها با سازه‌های دائمی قاب گرفته شود تا در ساعاتی پاسخگوی حضور مردم باشند. (رفته‌رفته تداخل حضور مردم و عبور خودرو موجب ناراضایتی خواهد شد و به‌فوریت برای عبور خودرو درعین اولویت حضورمردم باید طراحی کرد.) هم‌چنین فضاهایی برای تجلیل و یاد شهدا، احترام به پرچم و تکریم کودکان و سالخوردگان می‌تواند در نقاط تجمع جایابی و طراحی و به سنتی شهری بدل شود. چهارم: به رسمیت شناختن مردم و باز گذاشتن دست اهالی مساجد و هیآت و محلات در این فرایند که مجدد با پروژه‌های از بالا به پایین با پیمانکاران سابق ولی به‌نام مردمی کردن شهر مواجه نشویم. این تغییر باید درون زا و با جزئیات اجرایی و مصالحی رخ بدهد که حتی‌المقدور نیازمند به پیمانکاران غیرمحلی نباشد. مثال‌های اجرایی ازین نوع بارگذاری‌ها در ایران و جهان موجود است. برمبنای آنچه بیان شد در کوتاه‌مدت می‌توان تعدادی از نقاط را به‌صورت پایلوت با کمترین تغییرات سامان داد. تداوم این حرکت برکات فراوانی دارد که اولینش کیفیت‌بخشی و استمرار نسلی تجمعات و بروزات انقلابی است. اما برکات بزرگتری چون نیل به شهرسازی ایرانی خواهد داشت. (یکی از غفلت‌ها و اشتباهات شهرسازی ما پس از انقلاب عدم ساخت محلات و مناطق شهری برمبنای لوازم حضور زنان در خیابان است. همانگونه که دراین روزها مشاهده شد، رکن پاسداشت انقلاب و مقامت ملی ما زنان هستند که با کنش به‌موقع و فداکارانه، علاوه‌بر نقش‌آفرینی فردی، زمینه حضور حداکثری خانواده را نیز فراهم می‌کنند. شهر ماشینی و موتوریزه اولین عامل حذف زنان و خانواده از خیابان و محله است.) امیدواریم این حرکت شهر را از آرام آرام از تسخیر ماشین درآورد و دعوتی باشد به حضور فعالانه انسان ایرانی در صحنه عظیم نصرت دین خدا و وطن. @esharat_57
🌕 بازی با آتش‌بس ترامپ؛ رو به سوی یک «آینده با جنگ» 🖋امیر راقب متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/423 @esharat_57
🌕 بازی با آتش‌بس ترامپ؛ رو به سوی یک «آینده با جنگ» 🖋امیر راقب اقدام ترامپ مبنی بر اعلام آتش‌بس یک‌طرفه نشان داد که برنامه آمریکا در کوتاه مدت، نه توافق با ایران است، نه پایان دادن به جنگ، نه جنگیدن! قید کوتاه‌مدت را هم نمی‌توان با اطمینان بالایی به‌کار برد. چه‌بسا این همان «پایانی» باشد که تیم ترامپ بر سر آن به جمع‌بندی رسیده است. این وضعیت دست‌کم به لحاظ اجتماعی، پیچیده‌ترین وضعیت برای ایران است و چون سیاستگذاری در این موضوع، با سه ضلعی خیابان-میدان-دیپلماسی، عملاً جنبه‌ی «اجتماعی» یافته است (ضمن اینکه فشار اجتماعی توقف جنگ، هم در بازارها و هم نزد مردم مضطرب وجود دارد) لذا دور از انتظار نیست که این ابهام، به سیاستگذاری هم منتقل شود و تصمیم‌گیری در این زمینه را مختل کند. تا جاییکه به ایران بازمی‌گردد نیز تصمیم ترامپ نشان می‌دهد که مسئولان ما هرچند توانسته‌اند به خوبی از زیر بار عملیات روانی دشمن برای تحمیل آنچه در میدان به دست نیامده، در پای میز مذاکره، خارج شوند، اما ابزار لازم برای تحمیل «تعیین تکلیف بلندمدت» این جنگ به طرف مقابل را نیز ندارند. اهرم آبراه هرمز در دست ایران هرچند در کوتاه‌مدت باید می‌توانست/بتواند مسأله را به «نقطه‌ی تعیین تکلیف» برساند، اما با «بازی محاصره»، آمریکا توانست از شکست در این پرونده، دست‌کم به لحاظ حیثیتی خارج شود و فشار فوری «ضرورت اقدام تمام‌کننده» را از روی دوش خود بردارد. بر این اساس، به نظر می‌رسد در جانب نظام سیاسی و سیاستگذاری در ایران، کشور باید با فرض تداوم این وضعیت در موضوع جنگ، تصمیمات پیشِ‌رو در این زمینه را از حیث سیاستگذاری، به دو بخش تفکیک کند: ۱.تصمیمات فنی(که نیازمند اجماع‌سازی با مردم نیست) نظیر ایجاد کانال‌های مذاکراتی دیپلماتیک و اقتصادی با طرف‌های بیرون از این وضعیت (چین، روسیه، هند). برای باز کردن یک چشم‌انداز «بدون توافق با آمریکا» رو به آینده اقتصادی ایران. ۲.تصمیمات سیاسی (نظیر پاسخ به آتش‌بس ترامپ و مسأله آبراه هرمز و محاصره دریایی) که خواست مردم یک سوی، هرگونه تصمیم‌گیری درباره آن است. فضای اجتماعی و محیط سیاستگذاری در ایران باید به نحوی پیش برود که آینده اقتصادی جامعه ایران، نه‌تنها مستقیما از تصمیمات سیاسی مرتبط با جنگ‌، متأثر نباشد، بلکه تداوم جنگ، اهرمی برای ساختن یک «آینده با جنگ» در ایران پسا ۱۴۰۵ بشود. در این فضای جدید، مردم باید شاهد انبوهی دستورکار با «طرف‌های دیگر» باشند و قاب دیپلماسی ما باید به «دیپلماسی غیر آمریکایی» تغییر شکل پیدا کند. «سیاستگذاری زیر سایه محدودیت‌های ناشی از جنگ»، باید به «سیاست‌گذاری در عصر پیروزی» تغییر یابد و سیاست‌های اجتماعی (نظیر محدودیت های اینترنت، فعالیت‌های آموزشی و...) نیز رفته رفته باید از «تعلیق» خارج شده و آرایش بلندمدت به خود بگیرد. به لحاظ سیاسی نیز تجربه اخیر (دوران آتش‌بس) نشان داد که امکان یک «توافق جامع» با هیأت حاکمه آمریکا وجود ندارد و دستورالعمل مذاکراتی ایران با آمریکا باید یک دستورالعمل محدود و ناظر به «حدود پایان درگیری» باشد. مشحصا نمی‌توان انتظار توافق بر سر ۱۰ بند را داشت و متقابلاً طرف مقابل نیز نباید انتظار «تعیین دستورکار» را داشته باشد. در اینباره به نظر می‌رسد ایران باید با خارج کردن موضوع هسته‌ای و منطقه‌ای (نبرد با اسرائیل) از دستور مذاکرات، تمرکز سیاسی و عملیاتی خود را بر تثبیت مسأله آبراه هرمز به عنوان اهرم و نقطه‌ی کانونی ساختن «ایران پسا ۱۴۰۵» قرار دهد. چنانچه گفته شد، بخش مهمی از این «برنامه تثبیت» باید در کانال «دیپلماسی غیر آمریکایی» پیش برود، اما تا آنجا که به جنگ با آمریکا مربوط میشود هم ایران باید با با بی‌اعتنایی به آتش‌بس، با یک «اقدام متوازن» در قبال توقیف کشتی ایرانی و محاصره آبی موجود، اولا نشان دهد که اراده تحمیل مدیریت خود در آبهای فراساحلی‌اش را دارد و ثانیا با اهرم‌سازی، امکان تثبیت مدیریت خود بر آبراه در هرمز در یک فرآیند سیاسی را باز کند. فرایندی که خروجی آن احتمالا امکان مدیریت ایران بر هرمز در ازای امکان مدیریت آمریکا بر منابع انرژی وابسته به خود در منطقه خواهد بود. اقدام متوازن ایران می‌تواند ضربه به زنجیره تامین انرژی وابسته به آمریکا در کشورهای منطقه، یا هدف قرار دادن زنجیره تأمین امنیتِ این هم‌پیمانی باشد. اقدامی که همین حالا باید در دستورکار قرار گیرد‌. @esharat_57
🏷 ما دقیقا در مقابل ضحاک ایستاده‌ایم. پایتخت ضحاک در شاهنامه بیت المقدس است، یک نیروی ناپاک که می‌رود و یک خانه‌ی پاک را اشغال می‌کند و ایرانیان از اروند و از عراق عبور می‌کنند -راه قدس از کربلا می‌گذرد- و بیت‌المقدس را از لوث وجود ضحاک پاک می‌کنند. ما فکر می‌کردیم این داستان نمادین است اما این جماعت اپستین همان مارهایی هستند که از شانه‌‌ی ضحاک روییدند و گوشت انسان می‌خورند و در همین جنایت میناب هم دیدیم که آغاز کارشان با کشتار کودکان بود. 🖋دکتر سید حسین شهرستانی ➕ @esharat_57
اشارات
🌕 جنگ در میانۀ توسعه و پیشرفت درنگی دربارۀ جامعه‌شناسی توسعه پیشرفت در میانۀ سه جنگ معاصر در ایران، با نگاهی به تحولات منطقۀ غرب آسیا 🖋محمدرضا قائمی‌نیک تجربۀ ما ایرانیان معاصر از حداقل دو دفاع ملی در مقابل نیروهای اجنبی (مخصوصاً اجنبیِ مدرن و غربی)، با پرسش و پاسخ از شرایط بعد از جنگ همراه بوده است. در جنگ‌های ایران و روس، همانطور که مشهور است، پرسش عباس‌میرزا از ژوبر فرانسوی، پرسش از علت عقب‌ماندگی (و توسعه‌نیافتگی) بود. با توجه به اینکه غرضِ اصلی این یادداشت، پرداختن به تاریخ گذشته نیست، ناگزیر از تفصیل این مقطع باید گذشت؛ اما اجمالاً اینکه همان زمان بر اهل نظر آشکار بود که نیرویِ ظفربخشِ جنگ برای روس‌ها، نیرویِ مدرنی است که در اروپای مدرن سربرآورده است؛ با نظر به جایگاه ازبک‌ها در شکست از ایران در دورۀ صفویه، روس‌ها نیز ازبکِ اروپا خوانده می‌شدند و پرسش عباس‌میرزا از ژوبر فرانسوی، به‌خوبی بیانگر آن است که اهل تحقیق، ریشۀ این شکست را در غفلت و خواب‌ماندن و عقب‌ماندگیِ ایرانیان از اروپایی می‌دانستند که در «قشون جنگیدن و فتح‌كردن و بكار بردن قوای عقلیه» بیش از ایرانیان و شرقی‌ها متبحر بودند. این مقطع اگرچه از حیث پرسش از علت عقب‌ماندگی و التفات این وضعیت، اهمیت بسیاری داشت، اما در نهایت پاسخ به این پرسش، نه از داخل تاریخ و فرهنگ و ملت ایرانی، بلکه از امکان‌هایی بود که اجنبی، برای ترقیِ ایرانیان پیش می‌کشید. ایدۀ ترقی، در این دوره از خلال تلاش منورالفکران، فلسفۀ تاریخِ ایران را ذیل ایدۀ عقب‌ماندگی از غرب و به‌تعبیر دیگر، صدر تاریخ اسلام و ایران را ذیل تاریخ غرب قرار داد و بنیانِ مدرنیزاسیونِ آمرانۀ پهلویِ اول را مهیا ساخت. فراگیرشدنِ احساس عقب‌ماندگی و دریافت پاسخ از مللِ مترقیِ اروپایی که عمدتاً ماحصلِ پیوند منورالفکران و دربار قاجار بود، ناگزیر، طلبِ عمران و آبادانی را از غربی‌ها ذیل ایدۀ استعمار (به‌معنای طلب عمران) فراهم کرد. با این‌حال نتیجۀ بیش از حدود یک قرن تلاشِ غربی‌ها و منوالفکران در جعل فلسفۀ تاریخ جدیدی برای ایران در ذیل ایدۀ ترقیِ غربی، برنامه‌های عمرانی و توسعۀ محمدرضا پهلوی، بنیان‌های فلسفیِ ایدۀ ترقی را تبدیل به برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگیِ برای تبدیل جامعۀ ایرانی به جامعۀ توسعه‌یافتۀ غربی کرد... از جنگ‌های ایران و روس تا جنگ رمضان۱۴۰۴، نسبتی وثیقی میان یک جنگ تحمیلی و پرسش و پاسخ بر سر توسعه برقرار بوده است. در جنگ‌های ایران و روس، مردم، حکومت و علمایِ دینی در میدان کارزار قرار گرفتند، اما در فردای جنگ‌های ایران روس و در ضمنِ التفات عباس‌میرزا به پرسش از علل عقب‌ماندگیِ ایرانیان و پاسخ برای آن، دو پاسخ عمده سربرآورد؛ : پاسخ اول، راه‌حل را در استعمار و طلب عمران و آبادی و نظم‌بخشی به ارتش در غرب دنبال می‌کرد؛ و پاسخ دوم، ضمنِ التفات به عقب‌ماندگی ایران، پاسخ را در احیاء سنت تاریخیِ اسلام و ایران جستجو می‌نمود. مواجهۀ این دو گفتمان در دورۀ مشروطه به اوج خود رسید. در یک‌سو، میرزای نائینی و شیخ‌ فضل‌الله نوری و دیگر علمای دینی، ضمنِ اذعان به عقب‌ماندگی ایران و گرفتاری در استبداد و طاغوت، راه‌حل را در احیاء سنت اسلامی-شیعی و ایرانی می‌دانستند؛ و در سوی دیگر، منورالفکرانی نظیر آخوندزاده، طالبوف و ملکم‌خان، راه‌حل را در تسریع هر چه بیشتر غربی‌شدن معرفی می‌کردند. فرایندهای بعدی جامعۀ ایرانی و منازعات آن، تا انقلاب۱۳۵۷، در دورۀ رضاخان و محمدرضا پهلوی همگی متاثر از همین صورت‌بندی بود... متن کامل یادداشت https://eitaa.com/esharat_57/425 @nameh_jomhour@esharat_57
🌕 آیا پرچم ایران به یک عنصر هویت اجتماعی تبدیل شده است؟ مروری بر حضور اجتماعی پرچم ایران 🖋 میثم مهدیار متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/428 @esharat_57
🌕 آیا پرچم ایران به یک عنصر هویت اجتماعی تبدیل شده است؟ مروری بر حضور اجتماعی پرچم ایران 🖋 میثم مهدیار یکی از تاثیرات جنگ رمضان برجسته شدن توجه به پرچم و شکل‌گیری آیین‌های علم‌داری پرچم و پرچم‌گردانی در میادین و گذرگاه‌های شهری بود اما هنوز تا تبدیل شدن پرچم به یک عنصر هویت اجتماعی و فرهنگی فاصله زیادی وجود دارد. از بعد از انقلاب حضور پرچم در فضای شهری اغلب به جشن‌ها و تجمعات و راهپیمایی‌های سیاسی و انقلابی بخصوص در ۲۲ بهمن محدود می‌شد و حتی در جشن‌های مذهبی چون نیمه شعبان در دهه ۶۰ و ۷۰ نشانی از پرچم ایران دیده نمی‌شود. از میانه دهه هشتاد پرچم ایران جای پارچه قرمز را در تزیین تابوت پیکر شهدا گرفت و در همان دهه با همت شهرداری تهران پرچم‌های بزرگی از ایران در برخی از نقاط شهر تهران به اهتزاز درآمد. در انتهای این دهه به واسطه تقارن جشن‌های مذهبی با جشن‌های ۲۲بهمن پرچم ایران تا حدی به محافل جشن و سرور مذهبی نیز راه یافت. شاید اولین زمینه توسعه حضور اجتماعی پرچم ایران به جشن‌ خیابانی شکست تیم استرالیا و ورود باورنکردنی تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه بود و در پیروزی‌های بعدی فوتبالی نیز تکرار می‌شد. همچنین یکی از نقاط عطف حضور پرچم ایران در فضای شهری به مبارزات انتخاباتی سال۱۳۸۸ بر می‌گردد. زمانی که جنبش سبز با الگو برداری از انقلاب‌های رنگی در شرق اروپا و آسیای میانه رنگ سبز را به نماد انتخاباتی خود انتخاب کرد، ستاد رقیب در پاتکی هوشمندانه پرچم ایران را به نماد انتخاباتی‌تبدیل کرد و پرچم گردانی در کارناوال‌ها و تجمعات انتخاباتی پر رنگ‌تر شد. پیروزی‌های پرشمار ورزشی ایران در آسیا و جهان در دهه ۸۰ و ۹۰ و برافراشته‌شدن پرچم ایران در میادین ورزشی بیش از پیش پرچم ایران را به یک نماد اجتماعی و هویتی تبدیل کرد. یکی از تصاویر به یاد ماندنی از اهتزاز پرچم ایران به بهار ۱۳۹۸ و تلاش امدادگران برای استوار کردن یک پایه پرچم آسیب دیده در اثر سیل در شهر پلدختر لرستان بر می‌گردد. در ماجراهای سال ۱۴۰۲ و فشار اپوزسیون بر تیم‌های ورزشی مساله خواندن سرود ملی و اهتزاز پرچم ایران در میادین ورزشی به یک چالش تبدیل شد. به دست گرفتن پرچم تیم‌های رقیب ایران در جام جهانی توسط برخی از براندازان داخلی و خارجی و بی احترامی به سرود ملی و پرچم ایران توجه حامیان نظام به پرچم ایران را بیشتر کرد. بخصوص در سالهای اخیر با پر رنگ‌تر شدن رسانه‌ای جریانات نوپهلویسم و پرچم شیر و خورشید، تاکید و توجه بر پرچم ایران با نقش الله در فضاهای مختلف سیاسی و اجتماعی و مذهبی نیز افزایش یافت. نقطه عطف این توجه و تاکید به پرچم ایران در سال ۱۴۰۴ رخ داد. در اثنای تهاجم ۱۲ روزه دشمن آمریکایی صهیونیستی و پس از، احترام نظامی به سرود و پرچم ملی ایران، سجده جمعی بر پرچم ایران و دور افتخار با پرچم ایران توسط ورزشکاران زن ایرانی در میادین ورزشی در رسانه‌های دنیا مورد توجه قرار گرفت. در این سال آتش زدن پرچم مزین به نشان الله ایران در جریان آشوب‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ در برخی مناطق شهری نیز حساسیت‌ها به مساله پرچم در میان حامیان نظام سیاسی و ایران دوستان را برجسته‌تر کرد. برخی شیطنت‌ها در تبدیل آیکون پرچم جمهوری اسلامی به پرچم پهلوی در برخی از پلتفرم‌ها و نرم افزارها نیز بر این حساسیت افزود. 🔻ادامه یادداشت🔻
🌕 آیا پرچم ایران به یک عنصر هویت اجتماعی تبدیل شده است؟ 🖋میثم مهدیار 🔻ادامه یادداشت🔻 اما نقطه عطف حضور اجتماعی مساله پرچم به حمله مجدد آمریکایی صهیونیستی در اسفند ۱۴۰۴ و جنگ رمضان بر می‌گردد. تجمعات خیابانی شبانه برای صیانت از شهرها در مقابل آشوب‌ها یا اشغال زمینی احتمالی شهرها باعث شد پرچم ایران به پر تکرار ترین نشانگان این تجمعات تبدیل شود. در این برهه حضور پرچم با نمایش‌ها و آیین‌هایی ترکیب شد. ایجاد دالان پرچم در دوطرف خیابان‌ها، پرچم چرخانی ‌های فردی، جمعی و خانوادگی همراه با زمزمه سرودهای ملی مذهبی، علمداری شبانه روزی پرچم ایران در برخی از میادین مهم شهری (میدان احمدآباد مشهد و چهارراه ولیعصر تهران)‌ از جمله ابتکاراتی بود که در جنگ رمضان شکل گرفت. با همه جهشی که برای حضور اجتماعی پرچم بواسطه جنگ رمضان رخ داده اما عمده حضور پرچم ایران در فضای شهری جز موارد خاص به تجمعات و حرکت‌های شبانه محدود می‌شود و هنوز کمتر نشانی از پرچم در زندگی روزمره روزانه مردم دیده می‌شود. به عنوان مثال در ایالات متحده پرچم به یکی از عناصر اصلی هویت ملی تبدیل شده است و از کلاس درس تا جشن تولدهای خانگی و حتی چادر بی خانمان‌ها و خیابان‌‌خواب‌ها پرچم آمریکا خودنمایی می‌کند. اما هنوز پرچم ایران به یک المان جدی هویت اجتماعی و فرهنگی در زیست روزمره ایرانیان تبدیل نشده است. اگرچه در بسیاری از کشورها آیین‌ها و مناسک اهتزاز روزانه پرچم ملی در فضای شهری به یک مناسک شهری و حتی جاذبه گردشگری بین المللی ( مانند میدان تیان‌من پکن و میدان سرخ مسکو) تبدیل شده است اما هنوز پرچم ایران وارد زندگی اجتماعی و روزمره ما نشده و صرفا به زمان‌ها و مکان‌های خاص محدود می‌شود. هنوز در روزهای عادی سال سر در هیچ منزلی پرچم ایران نصب نمی‌شود، هنوز پرچم ایران به عنصر تزیینی اصلی خودرو یا منزل مسکونی، محافل فرهنگی و اجتماعی رسمی و غیر رسمی یا فضای اداری و اقتصادی مستغلات اداری و اقتصادی غیر رسمی و حتی بسیاری از فضاهای رسمی تبدیل نشده است. هنوز به دست گرفتن روزمره پرچم ایران در فضاهای عمومی عادی سازی نشده است. از این رو و با توجه به فضای مثبت ایجاد شده در جریان جنگ رمضان، تولید آیین‌ها و مناسک‌های مرتبط با پرچم می‌تواند در تثبیت اجتماعی پرچم ایران نقش اساسی ایفا کند. پویش نصب پرچم در منزل، مسجد و مدرسه، برگزاری اجتماعی مراسم اهتزاز روزانه پرچم در فضاهای آموزشی ( مدارس و دانشگاه‌ها) و اداری و شهری، تولید المان‌های شهری و محصولات تزیینی و مصرفی فرهنگی و اجتماعی با عناصر پرچم، نصب پرچم در فضاهای آموزشی، فرهنگی و اجتماعی، طراحی نشان‌ها و تندیس‌های مختلف با عناصر پرچم ایران و راه اندازی جایزه سالانه پرچم به زیباترین پرچم گردانی و.. از جمله پیشنهاداتی است که می‌تواند به توسعه و تثبیت اجتماعی پرچم ایران بیفزاید. @Hermes_ir@esharat_57
44.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 خدشه تصویر رسانه‌ای ایران؛ مقدمه تجاوز به خاک ایران 🎙دکتر شهاب اسفندیاری @esharat_57
🌕 هر بعثتی در تاریخ مأموریتی بر عهده دارد. 🖋احمد رهدار متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/433 @esharat_57
🌕 هر بعثتی در تاریخ مأموریتی بر عهده دارد 🖋احمد رهدار آنچه امروز در پهنه‌ی خیابان‌های ایران مشاهده می‌کنیم، فراتر از یک واکنش عاطفی به یک فقدان بزرگ است. ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که امام شهیدمان از آن به عنوان «مبعوث شدن مردم» یاد کردند. هر بعثتی در تاریخ، مأموریتی بر عهده دارد و اگر رسالت نسل اول انقلاب، پاک‌سازی جغرافیای ایران از نفوذ استکبار بود، رسالت این «مردم مبعوث»، ایفای نقش در قامت «امام مستضعفان جهان» است. ما از امامت فردی به «امامت جمعی» هجرت کرده‌ایم. سیمرغ فرود آمده از آسمان بر زمین برای درک این تحول، می‌توان از منطق‌الطیر عطار کمک گرفت. رهبر شهید ما همان سیمرغی بود که اراده ملی را نمایندگی می‌کرد. در این مقطع تاریخی، معادله‌ای شگرف رقم خورد. پیش از این، ملت خون خود را فدای رهبر می‌کرد، اما این بار خون رهبر به ملت هدیه شد. با دمیده شدن این خون مطهر در روح جامعه، آن حقیقت واحد در تک‌تک آحاد ملت تکثیر گشت. گویی فصل جدیدی بر منطق‌الطیر افزوده شده است. فصلی که در آن سیمرغ پس از یگانگی در آسمان، بر زمین فرود می‌آید و در کالبد میلیون‌ها انسان تکثیر می‌شود. اکنون هر ایرانی، مرتبه‌ای از آگاهی و اراده‌ی خامنه‌ای شهید را در خود دارد. سوژگی ملت در خیابان حاصل تربیت امام شهید یکی از کلیدی‌ترین دستاوردهای این دوران، تجلی «سوژگی» و عاملیت مردم در خیابان است. در گذشته، نهادهای رسمی، زمان، مکان و شعارهای حضور مردم را تعیین می‌کردند و مردم در جایگاه لبیک‌گو و ابژه بودند. اما امروز، مردم خود در جایگاه فاعل و سوژه قرار گرفته‌اند. آن‌ها اکنون هم‌زمان سه نقش کارگردان، بازیگر و تماشاگر صحنه را ایفا می‌کنند. این جوشش خودانگیخته محصول هیچ اتاق فکر و دیوان‌سالاری اداری نیست، بلکه ناشی از یک تربیت مستمر الهی است که باعث شده مردم بدون نقشه عملیاتی از پیش‌تعیین‌شده، دقیقاً در پازل مبعوثیت امت نقش‌آفرینی کنند. ابطال نظریۀ شکاف نسلی در دانشگاهِ خیابان سال‌هاست که نظریات آکادمیک بر طبل «شکاف نسلی» و تفاوت ماهوی نسل دهه نود با آرمان‌های انقلاب می‌کوبند. اما واقعیتِ میدانیِ این دو ماه، بطلانِ قطعی این نظریات را فریاد زد. خیابان به یک دانشگاه بزرگ تبدیل شده است که در آن، انتزاعی‌ترین مفاهیم تمدنی مانند «ایستادگی» و «استقلال»، برای نسل جدید به عینی‌ترین شکل ممکن تبیین شد. ما شاهد غنی‌سازی اراده‌ها در نسل چهارم هستیم. نسلی که به تعبیر رهبر شهید، از نسل اول جلوتر است. این پدیده را نمی‌توان با ظرفیت دانش‌های پوزیتیویستی موجود در دانشگاه‌ها تبیین کرد. اینجا سخن از حکمتی است که خروجی‌اش امثال سلیمانی‌ها هستند. مقاومت روزمره از نظریه تا متن زندگی ما در حال تجربه نوعی «مقاومت روزمره» هستیم. مقاومت دیگر یک اتفاق در حاشیه زندگی یا واکنشی صرف به زمان وقوع جنگ نیست، بلکه به متن زندگی و یک «سبک زندگی» تبدیل شده است. شب‌های اربعینی ایران نشان داد که می‌توان کارهای روزمره را تعطیل نکرد، اما حضور در صحنه را به بخشی از سلوک فردی و اجتماعی بدل ساخت. این حضورِ آگاهانه، سرمایه اجتماعی ایران را به شکلی درون‌زا افزایش داده است. رسالت ملت مبعوث ایران ارتقا یافته است. اگر تا دیروز مأموریت ما حفظ «حرم ایران» بود، امروز رسالت ما رهبری این حرم برای کل جهان است. الهام‌بخشی ایران امروز چنان است که اندیشمندان و شاعران جهان عرب، تمنای حضور در میدان آزادی تهران را دارند تا با این سمفونی شرف همراه شوند. این بعثت معطوف به یک رسالت جهانی است و ما در نسبت با امام حیّ خود، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای که سیمرغ مرحله جدید و نماینده اراده ملی است، وارد دوران «امامتِ امت» شده‌ایم تا پرچم توحید را بر قله‌های رفیع عالم به اهتزاز درآوریم. @esharat_57