eitaa logo
اشارات
2.8هزار دنبال‌کننده
156 عکس
75 ویدیو
7 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌕به سوی بازیابی سینمای اجتماعی 🖋سجاد صفارهرندی 🔺در دهه ۱۳۹۰ الگویی از فیلم‌ها با برچسب پرطمطراق سینمای اجتماعی در سینمای ایران تکثیر شد که غالبا در این خطوط مضمونی، روایی و فرمی با هم اشتراک داشتند: تباهی و نکبت بی‌پایان، جبرگرایی هستی شناختی، نسبی‌گرایی اخلاقی، بدبینی به سرشت انسان ایرانی، غیاب نهاد دولت یا عملکرد مخلّ و مخرب آن، شمایل نگاری بصری موقعیت‌های ویرانه، کثیف و فرسوده و نهایتا ترسیم وضعیت انسداد و فروبستگی که خود را در پایان‌بندی‌های تلخ و تاریک یا معلّق و پادرهوا ظاهر می‌سازد. 🔸اما به نظر می‌رسد با فیلم‌هایی مثل بی‌بدن (۱۴۰۲) و ناتوردشت (۱۴۰۳)، افق شکل‌گیری الگوی جدیدی از سینمای اجتماعی پدیدار شده است. ظهور عاملیت انسان، حضور عناصر خیر و شر در عین التفات به پیچیدگی‌‌ وضعیت‌های اجتماعی و اخلاقی، توجه به امکان‌ها و پتانسیل‌های نهادی و مدنی موجود ایران و پایان‌بندی‌های گشایش‌گر و رو به جلو از جمله ویژگی‌های این الگوست. آنچه این دو فیلم را برای من مهم‌تر و معنادارتر می‌کند این است که برای رهایی از "سیاه نمایی" متعارف سینمای اجتماعی این سال‌ها به وادی "سفیدنمایی" نغلتیده اند. 🔸البته که هر سینمای بزرگ و کاملی به فیلم‌های شیرین و "حال خوب کن" نیاز دارد، اما از این گزاره نباید نفی مطلق تصویر کردن تباهی‌ها و سیاهی‌ها در سینما را نتیجه گرفت. برجستگی "بی‌بدن" و "ناتوردشت" این است که در نسبت با شرایط ملتهب سال‌های اخیر ایران به سراغ سوژه‌هایی رفته‌اند که طبعا تلخ و ناراحت کننده هستند. هنر آنها این است که به سیاهی و پلشتی چشم دوخته‌اند اما آن را در آغوش نگرفته‌اند. 🔸همچون برخی موارد دیگر خود چنان با پلشتی نزدیک و یگانه نشده‌اند که در پایان خوب و بد و زشت و زیبا معنای خود را از دست بدهد و طبعا جز جبر و فروبستگی چیزی باقی نماند. (خطر اسپویل:) در ناتور دشت احمد پیران سیاهی را در لایه‌های زیرین ضمیر خود، همچنان که در ژرفای قنات زیر خانه‌اش، ملاقات می‌کند. اما او این عاملیت و مردانگی را دارد که به جنگ آن برود و هرچند خسته و مصیبت‌زده و سر و روی آلوده، از آن چاه بیرون بیاید و رستگار شود. این همان چیزی است که وضعیت ما امروز می‌طلبد و سینما می‌تواند بخشی از فرآیند گشایش و حرکت به سوی این مسیر باشد. @esharat_57
🌕اوکراین نارنجی؛ رویای اصلاح‌طلبان راست ایرانی 🖋میثم مهدیار متن یادداشت https://eitaa.com/esharat_57/75 @esharat_57
🌕اوکراین نارنجی؛ رویای اصلاح‌طلبان راست ایرانی 🖋میثم مهدیار 🔺۱- اوکراین کشور تنش‌زدایی بوده است. سال ۱۹۹۴ اوکراین برای «تنش زدایی» و «اعتماد سازی» در روابطش با غرب‌ در تفاهم‌نامه بوداپست به همراه قزاقستان و بلاروس سلاح‌ها و زرادخانه‌ هسته‌ای خود را تحت نظارت آمریکا، انگلیس و روسیه نابود کرد و در قبال آن تضمین‌های امنیتی از این کشورها دریافت کرد. 🔸۲- اوکراین کشور انقلاب‌های رنگی بوده است. بعد از انقلاب پنج اکتبر صربستان(۲۰۰۰) ، و انقلاب «گل سرخ» گرجستان (۲۰۰۳) ، اوکراین نیز از سال ۲۰۰۴ با حمایت سیاسی و رسانه‌ای آمریکا وارد چرخه انقلاب‌های رنگی‌ در کشورهای بلوک شرق سابق شد. این انقلاب رنگی آغاز تضادهای شدید داخلی در اوکراین شد. اوج انقلاب‌های رنگی اوکراین ۲۰۱۴ بود که اصلاح‌طلبان اوکراینی به دنبال فشار بر دولت برای امضای سریع‌تر «توافقنامه جامع با اتحادیه اروپا» بودند. در اثر این فشارها که به یورومیدان معروف شد دولت منحل شد و دخالت‌های غرب در اوکراین شکل جدی‌تری به خود گرفت. 🔸۳- اوکراین کشور مقصد سرمایه‌گذاری و نظارت اروپایی بوده است. از سال ۲۰۱۹ که زلنسکی، سلبریتی طناز تلویزیونی با حمایت رسانه‌ای غرب در اوکراین به ریاست جمهوری رسید اتفاقات ناگواری در سیستم حاکمیتی اوکراین رخ داد. مثلا از سال ۲۰۲۱ با حمایت سفارت‌خانه‌های گروه هفت تغییراتی در قانون قضایی و حقوقی اوکراین رخ داد که بر اساس آن قضات برخی مناطق توسط سفارتخانه‌های گروه هفت انتخاب می‌شوند و روزنامه نگاران خارجی نیز از پیگیری قضایی و حقوقی مصون شده‌اند و همچنین امکان فروش اراضی کشاورزی به اروپایی‌ها و تملک صنایع زیرساختی اوکراین توسط آن‌ها ممکن شد. اکنون بسیاری از بنادر، راه‌ آهن‌ها و حتی ارتش اوکراین خصوصی و در اختیار شرکت‌های اروپایی هستند. زلنسکی همچنین با عدم جلوگیری از آزارها و جنایت‌های راست‌های افراطی اوکراینی ( از جمله شبه نظامیان نئونازی گردان آزوف) در حق روس‌تباران اوکراین و با درخواست پیوستن به ناتو، به تحریک روسیه پرداخت. 🔸همه اینها رویاهایی است که اصلاح‌طلبان ایرانی در سه دهه‌گذشته برای ایران داشته‌اند. کشوری با انقلاب‌های رنگی، وضعیت نرمال در نظر غربی‌ها و بدون قدرت دفاعی متعارف و متقارن. اینک اما بعد از ۳سال جنگ در اوکراین که بیش از یک‌چهارم این کشور پهناور اروپایی در اشغال روسیه است و نزدیک به ۶میلیون نفر از اتباع آن به دیگر کشورها آواره‌ شده‌اند، گفتگوهای صلحی با حضور نمایندگان آمریکا و روسیه در ریاض اما بدون حضور اوکراین و حتی غربی‌هایی که اکثر منابع اوکراین در اختیار آن‌هاست شکل گرفته است. چیزی شبیه به کنفرانس تهران در سال ۱۳۲۲ با حضور چرچیل، روزولت و استالین اما بدون حضور شاه ایران. ترامپ هم گفته زلنسکی باید برود. @esharat_57
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آیا به بن‌بست رسیده‌ایم؟ 🔶مناظره عباس عبدی و شهاب اسفندیاری 🔻عباس عبدی: چیزی به نام مردم دیگر در این حکومت وجود خارجی ندارد و تقریبا دیگر نمی‌توان یک پروژه مشترک با این سیستم تعریف کرد. در حال حاضر، انتظار یک تغییر بنیادی در وضعیت سیاسی وجود دارد. ما نیازمند یک اصلاحات بنیادین در رویکرد سیاسی هستیم. 🔺شهاب اسفندیاری: ایجاد هراس بر سیاست‌گذار، یک تکنیک سیاسی است. نهضت آزادی بعد از جنگ نامه تندی نوشت و از نزدیک بودن فروپاشی گفت. یا اصلاح‌طلبان نامه موسوم به جام‌زهر را در سال ۱۳۸۲ نوشتند. اصلاح‌طلبان و روشنفکران به‌جای آنکه با حاکمیت پروژه مشترک تعریف کنند، به‌دنبال تقابل رفتند. «جنبش دانشجویی» و «مطبوعات» دو نهاد مدنی را ابزاری برای اهداف خودشان کردند و با امنیتی کردن فضای سیاسی ایران، زمینه‌ساز وضع موجود شدند. @esharat_57
🌕مقاومت، زیبایی مستور 🖋محمد پورکیانی متن یادداشت https://eitaa.com/esharat_57/81 @esharat_57
🌕مقاومت، زیبایی مستور 🖋محمد پورکیانی 🔺1.معجزه را امر خلاف عادت، فراطبیعی، غیرقابل محاسبه علمی و نشانه ای از دست ربوبی دانسته‌اند. برای مردمان ظاهربین، عصا اژدها می‌شود، مرده زنده می‌شود، غذا نازل می‌شود، و برای برخی دیگر کلام و بیان الهی اعجاز می‌کند. اگر زنده کردن بدن یک مُرده، اعجاز الهی است، احیای قلوب زنگ زده میلیون ها نفر اعجاز نیست؟ شهادت و خون، دل‌ها را زنده می‌کند، ولی معجزه مقاومت بیش از شهادت است. شهید روی دستان مردم قرار می گیرد و اشک ها را جاری می کند، و ممکن است حتی به حرکت و قیام مردم بینجامد، ولی وقتی از حاج قاسم سلیمانی و سیدحسن نصرالله یاد می‌کنیم درباره امری سخن می گوییم فراتر از شهادت. آن‌ها قبل از شهید شدن، معجزه می کردند، با سخن خود، با لبخند و قهر خود و با حماسه خود. این ها جذابیت‌های یک چریک مبارز نیست، بلکه یک زیبایی اخلاقی نمونه است که در مرز نزاع‌های سیاسی حاضر شده و صداقت خود را با فداشدن نشان می‌دهد. به تعبیری که امروزه از تکرار آن طفره می‌رویم، این همان «پیوند قدرت و معنویت» و «دین و سیاست» است؛ همان که «مقاومت» می‌نامیم. مقاومت «زیبا» است، و این زیبایی، معنا و معجزه جدید الهی برای مردمان عصر ماست. 🔸2. جامعه‌شناس معروف غربی در شلوغی انقلاب ایران، از دمیدن روح معنوی انقلاب در کالبد جهان بی روح می‌گوید، و یا آن پژوهشگر غربی، زمان انقلاب ما ایرانیان را زمانی غیر زمان‌ها و برقی از ملکوت توصیف می‌کند. همگی می‌دانیم که زندگی روزمره اهمیت دارد، GDP خیلی اهمیت دارد، توسعه نامتوازن نیز مساله مهمی است، ولی آیا به اندازه این‌ها، از جهان بی‌معنا می‌ترسیم؟ وارد این مشاجره بی پایان نشویم که این سخنان آرمانی و عافیت‌طلبانه چه ارزشی دارد، اگر در تامین آب و نان خود مانده‌ایم! و این دوگانه‌های تکراری که انقلاب ایران یک خیزش «معنوی» بود یا یک اصلاح «مدنی»، انقلاب ایران یک راز آسمانی است یا یک مساله زمینی! شیعه یک تمنای آرمان گرایانه معنوی است یا یک طرح برای ساخت مدینه فاضله! اگر نتوانیم از این دوگانه ها بیرون بیاییم میان معنویت و مدنیت تعارضی می‌سازیم که با هر انتخابی شکست خورده‌ایم. نورانی‌ترین امر دوران ما و بلکه معجزه زیبای دوران ما «پیوند سیاست و معنویت» است و این یعنی مدینه معنوی. زندگی روزمره با تمام نیازهای آن بدیهی‌ترین و اولی‌ترین دستور سیاست است، ولی از سیاست بی‌معنا و نازیبا نیز باید ترسید. چرا که با از دست رفتن معنای زندگی، دلیلی برای زندگی کردن باقی نمی‌ماند. حال این زندگی با تولید ناخالص بالا همراه باشد یا پایین! جامعه روشنفکری ایران متوجه این دارایی بی بدیل جامعه ایران است؟ 🔸3. معنویت در این روایت، یک رویداد به ناچار موقت یا یک برق زودگذر در بیابان تاریک نبوده و نیست، که حسرت نداشتن آن را داشته باشیم که «یاد باد آن روزگاران یاد باد»! مقاومت روح حاضر و پایدار در جامعه ایران است. چه می‌شود که این زیبایی دلبرانه در زندگی روزمره به محاق می رود و پنهان می‌شود؟ چگونه است که شرافت و صداقت سیاسی، امری موهوم و بلکه بی‌اهمیت قلمداد می‌شود؟! «زیبایی»، تماشایی و دیدنی است، بیش از آنکه موضوع تحلیل و اثبات باشد. حاضر شدن در معرض تجارب معنوی و مشارکت در خلق آن‌ها، گمشده امروز بسیاری از جامعه‌شناسان و تحلیل‌گران است؛ مشاهده و مشارکت است که ما را از حجاب معاصرت خارج می‌کند. معاصرت، قدرت پوشانندگی عجیبی دارد؛ چنانکه پرده بر زیبایی‌های دوران ما کشیده و زندگی معمولی را بهتر و شدنی‌تر از زندگی معنوی بازنمایی می‌کند! 🔸در این دوران سخت، نیازمند حظ بردن از اصیل‌ترین حقایق زندگی هستیم، و این در زمان ما بیش از آنکه در سرگرمی‌های مدرن یا آئین‌های مذهبی سنتی پیدا شود، در مرز جدی‌ترین، زنده‌ترین، پویاترین و واقعی‌ترین نقطه جهان یافت می‌شود و آن نقطه، مقاومت و مبارزه صادقانه است. چیزی که در بسیاری از زمان‌ها نسیه و آرزو بوده و در دوران ما نقد و آشکار. این کوشش نه در پی عافیت‌طلبی که با هزینه و سختی فراوان حاصل شده است که آن‌ را شایسته حرمت‌گذاری کرده است. این مبارزه معنوی، مردان بی ادعایی داشته است که در دوران ما خلأ معنا و زوال زیبایی را جبران کرده‌اند. آن‌ها نماد و نمود این زیبایی بوده‌اند و همچون «امام»، جامعه ای را به شوق و شور انداخته‌اند؛ و اکنون نگرانی پیشروی ما این است که آینده این راه، بدون حضور مردانی چون حاج قاسم، شهید نصرالله، شهید رئیسی و امثالهم، چگونه خواهد بود؟ چگونه بدون رهبران بزرگ و خطابه‌های الهام بخش، شوق میدان برانگیخته می‌شود؟ @esharat_57@mpourkiani
🌕 زلنسکی،‌ جنگ روایت‌ها و آینده ایران 🖋محسن دنیوی متن یادداشت: https://eitaa.com/esharat_57/83 @esharat_57
🌕 زلنسکی،‌ جنگ روایت‌ها و آینده ایران 🖋محسن دنیوی 🔺الان که این کلمات را می خوانید، چند روز بیشتر از انتشار ویدئوی عجیب و غیرعادی مشاجره ترامپ و معاونش با زلنسکی نگذشته است و همچنان تحلیل آنچه در این گفتگو رخ داد، تیتر یک اخبار جهان است. بی‌بی‌سی گفته که پوتین یا خامنه‌ای؛ برنده دیدار ترامپ و زلنسکی کیست؟ نانسی پلوسی از حزب دموکرات آمریکا گفته که این مشاجره شرم‌آور بود! یورونیوز هم پرسیده که آینده اکراین بعد از این مشاجره و قطع حمایت آمریکا چه خواهد شد؟ اینها بخشی از مطالبی بود که در رسانه‌های غیرایرانی در همین روزها منتشر شده است. اما نکته مورد اشاره این یادداشت درباره مواضع متنوع در جامعه ایرانی است! بخشی از جامعه و شاید بشود گفت که اکثریت آن برداشتی شبیه واکنش اغلب مردم در کشورهای مختلف داشته‌اند! یعنی قلدری آمریکا را در چهره و بیان ترامپ و ونس دیده‌اند و تحقیر زلنسکی در برابر دوربین‌ها! واکنش اغلب کاربران در جهان هم این روایت را بیشتر نشان می‌دهد! اما بخشی از جامعه ایران در حال ستایش زلنسکی در برابر زورگویی ترامپ و آمریکا هستند. آمریکایی که امروز به تعبیر اغلب کاربران در فضای مجازی، در خدمت روسیه و پوتین قرار گرفته است! این دو روایت در یک چیز مشترک هستند و آن زورگویی و بروز عیان و بی پرده رفتار قلدرمآبانه آمریکا در برابر نه یک دولت‌ملت خاورمیانه‌ای و عرب و فارس و ترک و افغان و یا مردم بی‌پناه فلسطین بلکه در برابر چشم آبی‌های موبور اکراینی به عنوان بزرگترین کشور به لحاظ سرزمینی در اروپاست. کشوری که در طول جنگ با روسیه میلیاردها دلار خرج آن شده است تا مقاومت کند و تسلیم نشود! اما نقطه اختلاف مهم در میان روایت‌های ایرانی، تناقض در تحلیل وضعیت زلنسکی است. برخی او را موجودی نابود شده و تحقیر شده می‌بینند که به اشتباه به آمریکا و ناتو و اتحادیه اروپا تکیه کرد و کشورش را وارد یک‌ مهلکه کرد که ممکن است به حذف نام اکراین از روی نقشه جهان بینجامد و برخی او را قهرمان ملی اکراین و نماد ایستادگی در برابر ظلم فاحش آمریکایی می‌دانند! قسمت کمیک تراژیک قصه اینجاست که کسانی زلنسکی را قهرمان و پیروز مشاجره با ترامپ معرفی می‌کنند که مشتاقان اصلی و‌‌ حامیان همیشگی مذاکره با آمریکا حتی با همین ترامپ بوده و هستند! اینها بیش از همه میل مهاجرت به سرزمین رویاها را دارند. بیش از دیگر بخشهای جامعه ایرانی فرزندان و اقوام‌شان در آمریکا زندگی می‌کنند و برای آنها رویای آمریکایی جزء مهم‌ترین دستاوردهای جهان امروز است!! این تفاوت در روایت از یک ویدئو، یک‌ مشاجره و یک شخصیت به نام زلسنکی که او را قهرمان ملی بدانیم یا موجودی حقیر و شکست‌خورده، به مسئله چندگانگی روایت‌های ایرانی از وضعیت اکنون و آینده ایران بر می‌گردد! ما تا زمانی که این فاصله را کم نکنیم، نمی‌توانیم عزم و اراده ملی برای حرکت‌های بزرگ و خلق آینده‌ای متفاوت را ایجاد کنیم و نیروی ملی صرف‌‌همین شکاف‌‌ و فرسایش می شود. قطعا هم نمی‌شود هر دو طرف روایت‌های متضاد، درست گفته باشند و سمت حقیقت و قسمت درست تاریخ ایستاده باشند! همه جریانات موثر‌ در سیاست و اقتصاد و فرهنگ ایران امروز گرفتار تناقضات درونی از این دست هستند و این مسئله اختصاص به یک‌ جریان خاص سیاسی و یا فکری ندارد. پس باید تصمیم بگیریم... @esharat_57
🌕 در ستایش سرو: خوانشی پسااستعماری از انیمیشن «زیر سایه‌ی سرو» 🖋شهاب اسفندیاری بخش اول یادداشت: https://eitaa.com/esharat_57/85 بخش دوم یادداشت: https://eitaa.com/esharat_57/86 @esharat_57
🌕 در ستایش سرو: خوانشی پسااستعماری از انیمیشن «زیر سایه‌ی سرو» 🖋شهاب اسفندیاری بخش اول: 🔺فیلم «در سایه‌ی سرو» را دیدم و باید بگویم که برداشت و تحلیلم از فیلم از برخی دوستان که شدیداً به فیلم حمله کردند متفاوت است. به نظرم این فیلم نقطه‌ی عطفی در فیلم‌های به اصطلاح «جشنواره‌ای» و گفتمان‌ رایج هنری است از این جهت که نگاه شرق‌شناسانه و استعماری در آن بازتولید نشده است (۱). در نگاه شرق‌شناسانه، هرچه بدبختی و فلاکت در ملل شرق است، منشأ درونی دارد. از خودشان است. از فرهنگ و سنت و باورهایشان. اینها است که مانع پیشرفت است. در این گفتمان شخصیت‌های سنتی مانع و مزاحم پیشرفت هستند. معمولاً همه‌ی این بدی‌ها در شخصیت یک «پدر خبیث و بد ذات» مجسم می‌شود. تضاد و درگیری دائمی بین نسل جدید و نسل قدیم در گفتمان استعماری تحت عنوان تضاد «سنت و مدرنیته» صورت‌بندی و ترویج می‌شود. بدیهی است چنین تضاد و تنش دائمی به نفع استعمارگران است. اگر نسل جدید و قدیم بتوانند افق مشترکی پیدا کنند، سلطه و منافع استعمار به خطر می‌افتد. ترسیم خانه و وطن به مثابه‌ی زندانی که در آن زنان و جوانان اسیر تعصبات کور و باورهای جاهلانه‌ی پدرانی منفعت‌طلب و خودخواه هستند، و هیچ راه و چاره‌ای برای تغییر شرایط ندارند، تاکنون مضمون غالب آثاری بوده که بر اساس گفتمان استعماری تولید شده و در جشنواره‌های غربی تحسین شده‌اند. نکته‌ی مهم این که این آثار در ترسیم دلایل وضع موجود، هیچ سهمی برای مداخله، اشغال‌گری‌ و جنایات بیگانگان قائل نمی‌شدند. در واقع این آثار فرصت یک سفیدشویی کامل از تاریخ سیاه استعمار فراهم می‌کردند تا مخاطب غربی بتواند از جایگاه برتر اخلاقی قطره اشکی بر فلاکت مردمان شرق بریزد. فیلم «در سایه‌ی سرو» از چند انحراف و آفت تاریخی در آثار هنری و جشنواره‌ای عبور کرده و طلیعه‌ی یک نگاه جدید است. در این فیلم برخلاف گفتمان رایج روشنفکری، نقش «دشمن» در وضع موجود نه تنها نادیده انگاشته نشده، بلکه به صراحت به عنوان عامل اصلی وضع موجود به رسمیت شناخته شده است. شخصیت «پدر» در این فیلم، برخلاف انبوهی از آثار استعمارزده در سینمای ایران، یک شخصیت ذاتا خبیث و پلید نیست. یک انسان عاطفی و دلسوز خانواده‌اش است که خود قربانی جنایت دشمن است. هم همسرش را در حملات دشمن از دست داده، هم آرامش روح و روانش در آن حملات هولناک آسیب دیده است. دختر پس از سال‌ها مراقبت و پرستاری پدر، آنگاه که خسته از سختی‌ها عزم سفر دارد، با یک مسئله‌ی بزرگ و حیاتی مواجه می‌شود. تصمیم می‌گیرد بماند و برای این مسئله راه حلی پیدا کند. در واقع پدر و فرزند یک «پروژه‌ی مشترک» پیدا می‌کنند و از یک تضاد و تنش دائمی عبور می‌کنند. فیلم «در سایه‌ی سرو» چارچوب فرمی و روایی و زیبایی‌شناسی بصری خود را بر پایه‌ی نگاهی اگزوتیک به سنت و انگاره‌ی استعماری و فلج کننده‌ی «تضاد سنت و مدرنیته» بنا نکرده است. دختر در خانه دارِ قالی‌بافی دارد. حتی هنگامی که به عزم سفر بار می‌بندد و شال بر سر می‌کند، به احترام پدر برای او سفره‌ی صبحانه چیده است. پدر هم، با وجود آسیب‌های روانی بجا مانده از جنگ، روحش برای دختر پر می‌کشد. آنگاه که دختر عزم سفر دارد روح او در تصویرسازی خلاقانه‌ای به دختر می‌گوید «دورت بگردم» و او را در آغوش می‌کشد. آنگاه که تلاش‌ها برای حل مسئله و نجات نهنگ به نتیجه نمی‌رسد، باز با فداکاری پدر است که مشکل حل می‌شود. آن درخت سرو، نماد کهن ایرانی که دلالت بر ایستادگی و استقامت دارد در فیلم کسی نیست جز پدر که سایه‌ی او در نمایی از فیلم بر سر دختر می‌افتد. همان‌گونه که در زمان جنگ دست خالی در برابر حمله‌ی هواپیماهای دشمن می‌ایستد، اکنون نیست با سلاح خود پرندگان مهاجم را دور می‌کند تا به نهنگ گرفتار آسیبی نرسانند./ یادداشت ادامه دارد. @esharat_57
🌕 در ستایش سرو: خوانشی پسااستعماری از انیمیشن «زیر سایه‌ی سرو» 🖋شهاب اسفندیاری بخش دوم: البته مشارکت و فداکاری پدر در نجات نهنگ، پس از آن رخ می‌دهد که او این «واقعیت جدید» و «مسئله‌ی بزرگ» و تلاش و تکاپوی دختر برای حل آن را مشاهده می‌کند. از کنج خلوت و انزوا با یادگارهای گذشته خارج می‌شود و برای حل مسئله‌ای که زنده و حیاتی و مربوط به امروز است به اعماق (دریا/جامعه) می‌رود. در گفتمان استعماری مردمان شرق موجوداتی عجیب و غریب هستند که مشکلات و مسائلی خاص دارند که مربوط به فرهنگ و هویت آنها است و فرض این است که غربی‌ها همه‌ی مشکلات خود را حل کرده‌اند. اما در فیلم «زیر سایه‌ی سرو» مسائلی که پدر و دختر ایرانی با آن مواجه هستند مسائلی هستند که برای جهانیان آشنا است و مسئله‌ی مشترک بشری است: بیماری PTSD مثلا و موضوع حفظ محیط زیست. در حالی که در گفتمان استعماری، راهِ پیشرفت از مسیر «پدر کُشی» می‌گذرد و در اغلب آثار هنری و ادبی استعمارزده ترویج «نفرت از پدر» یک رکن اصلی است، «در سایه‌ی سرو» موفق شده این قفل ذهنی را باز کند و نشان دهد که پیمودن راه نجات جز با هم‌دلی و هم‌افزایی نسل قدیم و جدید ممکن نیست. موفقیت فیلم «در سایه‌ی سرو» در مراسم اسکار و دست خالی برگشتن فیلم «دانه‌ی انجیر معابد» رخداد بسیار نمادینی بود. سازندگان فیلم اول، بر خلاف بسیاری از هنرمندان انیمیشن، در ایران ماندند و اثری بدیع و خلاقانه با نگاهی بومی و ملی ساختند به نام ایران و راهی نشان دادند تا دست به دست هم دهیم برای حل مشکلات وطن. سازندگان فیلم دوم رفتند زیر بیرق یک دولت اروپایی و با فیلمی آکنده از کلیشه‌های شرق‌شناسانه و استعماری و ترویج «پدر ستیزی» و «پدر کُشی» عملا به توجیه جنگ و تحریم علیه ایران و سفیدشویی جنایات دشمن پرداختند. به نظر می‌رسد حتی اعضای آکادمی هم چنین نگاه خفت‌باری را نپسندیدند. پ.ن: ۱) کتاب «نگاه خیره»، برگرفته از پایان‌نامه‌‌ی کارشناسی ارشد یکی از دانشجویان سابق ما در دانشکده‌ی سینما و تئاتر، چارچوب مفیدی برای تحلیل انگاره‌های شرق‌شناسانه و استعماری در سینمای ایران ارائه می‌دهد: طاهری، عباس (۱۴۰۰) نگاه خیره: تحلیلی پسااستعماری به نگرش‌های شرق‌شناسانه به سینمای ایران، تهران: انتشارات سروش. @esharat_57