🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃🍃🍃
دست راست و چپمو نشناخته بودم که ؛
خونه رو به روییمون چراغاش روشن شد ؛
و اتاقی که پنجرش رو به رویِ پنجره یِ اتاقِ من ؛
باز میشد ؛ شد خونه ی یه پسر جوون . . .
اولین بار که تو کوچه نون به دست دیدمش ؛
دلم لرزید . . .
لپام گل انداخت و نگاهش از کفشاش بالا نیومد . . .
ولی من برای همون نگاه دوخته شده به کفشاش ؛
دلم رفت . . .
کارم شده بود چشم باز نکرده نگاه کردن به پنجره ؛
کی بیدار میشه ؛ کی قامت میبنده برای نماز ؛
شبا کی پلکاش میره رو هم . . .
لاکام پاک شد و روسریم اومد جلو ؛
و هم زمان با قامت بستنش چادر سر کردم ؛
و تو همه دعاهای بعد نمازم ؛
پسر پنجره رو به رویی رو خواستم از خدا . . .
تو خیابون دیدمش و شب با ذوق و نیشِ بسته نشده ؛
خواستم پسرِ پنجره روبه رویی رو هزار باره ازش . . .
ولی انگار فقط خواستن بس نبود . . .
یا اینکه قامت نبسته باهاش قامت ببندم ؛
و به این فکر کنم که یه روزی اون نونی که ؛
تو دستاشه میشه سهم صبحونه ی جفتمون . . .
انگار فکر کردن به اینکه یه روز عوض نگاه کردن به ؛
کفشاش وقتی من رو به روشم زل میزنه تو چشام ؛
و سیر نمیشه از نگاهم بس نبود . . .
یا فکر کردن به اینکه یه روز بالاخره مکالممون ؛
از « سلام بفرمایید »
میرسه به « سلام کی خدمت برسیم برای امرِ خیر »؛
یا لااقل « خانوم مهر شما بد افتاده به دلم . . . »
انگار فکر اینکه یه روز به جای از پنجره دیدنش ؛
صبح چشام تو چشمش باز بشه ؛
کفایت نمیکرد برای داشتنش . . .
ولی من فکر میکردم کافیه ؛
فکر میکردم خونده میشه این آرزو هام از چشام . . .
ولی اون نگاهم نکرده بود تاحالا که بخونه آرزوهامو ؛
که ببینه تو چشام هیچی جز اون نیست ؛
هیچی جز خواستنش . . .
تا من بیام دهن باز کنم و حرفای نگفتمو بگم ؛
تا دهن باز کنم و حرفایی که نخونده بود ؛
از چشامو بگم ؛
صبح که چشم باز کردم ؛
نبود خبر از کسی که اونور پنجره دستاشو ؛
کشیده باشه و خستگی خواب از تنش در کنه . . .
نبود کسی که نون تازه دستش باشه ؛
و باز خیره شه به کفشاش . . .
فقط یه پنجره خالی بود ؛
پنجره ای که قلبمو نمیلرزوند ؛
پنجره ای که جونِ من پشتش نبود . . .
پنجررو خراب کردن ؛ جاش یه دیوار کشیدن . . .
یه دیوار قدِ حرفای نگفته من که اونم نخونده بود . . .
دیوار کشیدن ولی من هنوز منتظرم ؛
دیوار روبه روم بشه خونه . . .
بعد دوباره یه روز چراغش روشن بشه ؛
و باز بشه خونه یه پسر که من دلم هنوز براش میلرزه ؛
پسری که دیگه جوون نیست ؛
ولی هنوزم نون میخره و موقع دیدنم ؛
خیره میشه به کفشاش . . .
من هنوز منتظرم این دیوارو خراب کنن ؛
و جاش پنجره بذارن . . .
اون وقت من به جای قامت بستن و خواستنش بعد نمازم ؛
یه روز که نونِ تو دستشو بهم تعارف میکرد ؛
دستشو که بند نبود میگرفتم ؛
سرشو به زور بالا نگه میداشتم ؛
و میگفتم که دوستش دارم . . .
میگفتم که آرزومه این نون بیاد سر سفره مشترکمون . . .
و آرزومه که یه بار نگاهشو ؛
دریغ نکنه از این نگاهِ تبدارم . . .:)))!🖤'🩹'🔓
-فاطمه جوادی
🍃🍃🍃🍃🍃
لینک کانال
https://eitaa.com/eshgholane
🍃🕊🍃🍃🍃🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃🍃🍃
و بالاخره آن روز برایت از راه میرسد . . .
روزی که تمام کافه های شهر برایت میشوند ؛
شکل ایضاً روزهایی که امتحان املا داشتی . . .
روزی که غذای هر رستورانی نهایت نهایتش ؛
تا گلویت پایین میرود ؛
و همان جا می ماند و تبدیل می شود به بغض . . .
روزی که همه ی آدم هایی که ؛
یک زمانی حاضر بودی هفته ها نه روزه ؛
حساب شود به جای هفت روز تا وقت بیشتری ؛
با آن ها سر کنی دانه به دانه شان ؛
از کنارت میروند . . .
روزی که از اول هفته ماتم شب پنجشنبه را داری ؛
که به کدام قسمت زندگی پناه ببری ؛
تا درد کمتر شود و کمتر . . .
روزی که طول عمرِ هر دقیقه به اندازه یکسال ؛
میشود و تو مات و مبهوت تماشا میکنی ؛
این شوخی بدون خنده ی دنیا را . . .
روزی که سفر تا قله های کلیمانجارو هم ؛
نمیتواند برایت چیز شگفت انگیزی باشد . . .
روزی که دیگر نه خواب صبح اش مزه میدهد ؛
و نه بیداری های شبانه اش ؛
و هردوی اینها برایت یک مرتبه ؛
از لذت تبدیل میشوند به عذاب . . .
آن روز که از راه برسد ؛
به حرف هایم فکر خواهی کرد . . .
آن روز که از راه برسد دیگر کسی را نداری که ؛
وسط خیابان ماشین را پارک کند ؛
و دور تو و ماشین ات بگردد . . .
و از فرط ذوق فراوان تنها جمله ای که میگویی ؛
این باشد :
دیوانه ای دیوانه !. . .
دیگر کسی را نداری که هدیه های عجیب و غریب ؛
و بی مناسبتش ؛
نفس ات را در سینه حبس کند . . .
در آن روز دیگر کسی نیست که ؛
خرید های تازه ی زمستانی ات ؛
همانطور که هنوز مارک شان آویزان است را ؛
به تن کنی ؛
و بعد عکس اش را برایش بفرستی ؛
و قربان صدقه پشت قربان صدقه بشنوی ؛
حتی از پس کیلومتر ها فاصله ی کذایی . . .
دیگر کسی نیست که در تمام لحظاتی که نشسته ای ؛
روبروی متصدی بانک و داری کارَت را ؛
انجام میدهی بالای سرت سرپا بایستد ؛
و به قیافه ی خواب آلود و معصومانه ات ؛
یک دل سیر نگاه کند . . .
دیگر کسی نیست که بخاطر تو ؛
سرعت قدم هایش را پایین و پایین بیاورد . . .
کسی که همیشه ی عمرش آنطور قدم بر میداشت ؛
که انگار دارد میرود تا از تمام شدن دنیا ؛
جلوگیری کند . . .
آن روز نمیدانم کجا هستی ؛
و در چه حالی ؛
اما مرا به یاد می آوری . . .
حرف هایم را ؛
همه آن چیزهایی که در چشمانت دیده بودم را ؛
و بعد به همه یشان فکر میکنی . . .
فکر هایی که مثل تخته چوبی در امواج دریا ؛
تو را به این سو آن سو میبرند . . .
بی هدف ؛ بی سرانجام . . .
فکر کردن و تحمل همه این ها در آن روز ؛
برایت سخت و نفس گیر خواهد بود . . .
اما بدترین قسمتش آنجایی است که ؛
آن روز برای هر چیزی که فکرش را میکنی ؛
دیر شده است . . .
خیلی دیر . . .
و تو تازه در آن روز میفهمی که « خیلی دیر » ؛
معنی کدام قسمت از این زندگی عریض و طویل ؛
بوده است . . .
همین . . .:))))!🖤'💭'🔓
-پویان اوحدی
🍃🍃🍃🍃🍃
لینک کانالhttps://eitaa.com/eshgholane
🍃🕊🍃🍃🍃🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃🍃🍃
یجوری محو آسمون بود ؛
که حتی صدای قدمامم نشنیده بود . . .
پتوی توی دستمو که انداختم رو شونه هاش ؛
انگار از یه دنیای دیگه کشیدمش بیرون ؛
و پرتش کردم گوشه ی همون تراس سردِ کوچیک ؛
سر برگردوند و مات نگاهم کرد . . .
اخم کشیدم توو هم . . .
- پاشو بریم توو ! سرده هوا ؛
باز سینه پهلو میکنیا !
انگار که نشنیده باشه صدامو ؛
دست کشید به چشماش . . .
+ میبینی ستاره ها رو ؟!
رفتم جلوتر و سر بالا گرفتم :
- اوهوم !
نگاهشو گردوند سمت خیابونو دستاشو گرفت ؛
به میله ها و آروم آروم خودشو تاب داد . . .
+ خیلیاشون خیلی وقت پیش مُردن و رفتن ؛
و تموم شدن اما هنوزم وقتی نگاهشون میکنیم ؛
انگار سرِ جاشونن ؛ انگار هستن ؛
انگار تموم نشدن هنوز . . .
جالبه نه ؟!
سر تکون دادم و توی تاریکی سعی کردم ؛
سر دربیارم از برقِ چشماش . . .
از اشک بود یا از سرما ؟!
بینیشو با سر و صدا بالا کشید . . .
+ آدمام همیننا ! بی سر و صدا و بی خبر میرن ؛
و تموم میشن و تمومت میکنن ؛
و یهو که به خودت میای میبینی نیستن . . .
میبینی خیلی وقته رفتن و تو هنوز خیال میکنی ؛
هستن ؛ سر همون جای همیشگیشون ؛
توی آسمونِ زندگیت ؛ اما نیستن . . .
جالبه نه ؟!
سر تکون دادم دوباره . . . برق چشمش ؛
چکید رو گونه ش . . .
دست کشیدم به خیسیِ زیر چشمم . . .
- ولی آدما ستاره نیستن ؛ برمیگردن یه روزی !
صدای پوزخندش گوشمو پر کرد . . .
پتو رو از روی شونه هاش کشید ؛
و چپوندش بین دستامو راه افتاد سمت خونه . . .
صداش گرفته تر شده بود انگار . . .
+ آره برمیگردن ؛ ولی وقتی که دیگه دیر شده . . .
خیلی دیر !((((:🖤'💭'🔓
-طاهره اباذری هریس
🍃🍃🍃🍃🍃
لینک کانال
https://eitaa.com/eshgholane
🍃🕊🍃🍃🍃🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃🍃🍃
اونجا که حسین دهلوی میگه:
من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شد
ماه من! بس کن ندیدن های بی اندازه را
دل فرو می ریزد و تنها تماشا می کنم
مثل سربازی سقوط آخرین دروازه را
🍃🍃🍃🍃🍃
لینک کانال
https://eitaa.com/eshgholane
🍃🕊🍃🍃🍃🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃🍃🍃
گاهی باید ذهنمان را خالی کنیم گوشهای بنشینیم و از رد شدن نور از پنجره لذت ببریم ،
شاید زندگی همین قدر ساده است و ما نمیدانیم!
🍃🍃🍃🍃🍃
لینک کانال
https://eitaa.com/eshgholane
🍃🕊🍃🍃🍃🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃🍃🍃
فرقی نمیکند تو را در دوره ی "صفویان" و در گیر و دارِ انتقال پایتخت دیده باشم؛
یا در حال نوشیدن قهوه ی "قجری" در دوره ی قاجار..
یا حتی دوره ی "رضا شاه" با کلاه پهلوی..
قطعا من در هر زمانی که میدیدمت دچارت میشدم..
"حتی به سالِ هزار و سیصد و نود و شش هجری شمسی"...❤️
🍃🍃🍃🍃🍃
لینک کانال
https://eitaa.com/eshgholane
🍃🕊🍃🍃🍃🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃🍃🍃
یه جملهی بینظیر خوندم که حیفم میاد با شما قسمتش نکنم؛
«بعضی وقتا که در شرایط سخت هستی، فکر میکنی که دفن شدی، اما در واقع تو کاشته شدی»🌱🌿
🍃🍃🍃🍃🍃
لینک کانال
https://eitaa.com/eshgholane
🍃🕊🍃🍃🍃🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃🍃🍃
صبور باش و به خدا اعتماد کن
گاهی باید از بدترین ها بگذری تا به بهترین ها برسی ..
https://eitaa.com/eshgholane
🍃🕊🍃🍃🍃🍃
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
😱سوپرفود فریادرس که هزاران فیلم درمان شدگان از بیماران رو ارائه کرده است 😁
استرس ، اضطراب ، افسردگی ، ضعف اعصاب ، بی خوابی ، بیحالی و ... خییییییلی عالیه 🥰
تو هم میتونی الان برای درمان هر بیماری
از خودشون مشاوره بگیری اونم رایگان 😍
حتی کشورهای دیگه هم این دارو رو از اینجا تهیه میکنن 😳
باورت نمیشه خودت معجزه شو ببین 👇👇
http://eitaa.com/joinchat/3313631233Cd01ad2b6b2
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 #مهم| اگه عید نوروز رفتی توی طبیعت 🏕
حتما برای محافظت از خودت و خانوادهات
با یه حرکت پنج ثانیهای مارهای🪱 بیابون رو کیلومترها از خودت دور کن😳😨
👈کلیپش اینجا سنجاق شده
🫕 طرز تهیه افطاری سادهی مشهدیا
👈 و مورد علاقه رهبر انقلاب در ماه رمضان🥰😍
🍜 خوشمزه، کم هزینه، کم دردسر😇😋
💫 👈 دستورالعملش اینجا سنجاق شده
خاطره رهبر انقلاب درباره این افطاری خوشمزه را اینجا بخوان😌👆