بشنوید نه به این معنی که در گوشه ای منتظر باشید تا این که صدایی بیاید ، بلکه به این معنی که به دنبال عقاید مختلف بروید ، در اینترنت جستجو کنید ، سوال کنید ، شک کنید ، اما جواب سوال های خود را بیابید و شک های خود را به یقین تبدیل کنید. در آخر هم مقایسه کنید ، راه درست یکی است ، راه درست را خودتان پیدا کنید ، صرفا چون پدر و مادر شما مسلمان ، مسیحی ، یا یهودی و ... اند دلیل خوبی برای مقید بودن به عقاید آنها نیست ، عقاید شما همه چیز شما اند ، باید بتوانید آنها را اثبات کنید و از آنها دفاع کنید ، همانطور که از مال و جان خود دفاع می کنید .
به امید روزی که همه راه درست را بشناسند و در آن به سوی خوشبختی واقعی قدم بزنند.
🔴 نویسنده: #محسن_جوهری
شبکه های اجتماعی ماهنامه اتفاق کرمانشاه👇👇👇:
https://sapp.ir/etefagh_ksh
https://eit
https://eitaa.com/etefagh_ksh
https://profile.igap.net/etefagh_ksh
علامه طباطبایی جامع چند خصلت است اول از همه اینکه فهیم است و به ادراک مراتب بالای علم رسیده است دوم اینکه در علوم مختلف شناخت دارد و حتی به شناخت ادیان و دنیای غرب علاقه نشان می داد و سوم اینکه به فهم این مراتب بالا نه فقط با بیان حکمی و عرفانی بلکه با زبان قرآن رسیده است. بسیاری واجد صفت یک یا دو صفت از این صفات هستند. برخی بزرگان اهل تأویل قرآن بوده اند و برخی افکار خود را با ظاهر قرانی عرضه می کردند. اما قرآن متنی است که برای عوام و خواص سخن دارد اما برخی قرآن را برای خواص می خواهند و برخی برای عوام. چگونه می شود که بین این دو جمع کنیم؟ هر چقدر زبان یک عالم قرانی تر شود و در توضیح قرآن قرآنی عمل کند به این هدف نزدیک می شود. در تفسیر المیزان گرچه بیان روان و ساده دیده نمی شود اما کمتر سخنان فلسفی تأویلی که بدون شواهد و استدلال و زبان قرانی باشد می بینیم. او اندیشه اش را به قرآن عرضه می کند. برای همین است که سخنان پرده درانه و شطحیات در کلام او وجود ندارد چون او مؤدب به ادب قرآنی در مواجهه با مردم است.
ملاصدرا در کتاب اسرارالایات مقداری قرآن و عرفان را به هم نزدیک می کند اما هرگز مانند علامه طباطبایی به زبان قرآنی آراسته نمی شود.
به عنوان مثال علامه طباطبایی همانند عرفاء به مقام بلند امام واقف است پس مانند اخباریون و ظاهرگرایان در بند توصیفات اولیه از امام نیست اما به جای تعابیری همچون صادر نخستین و انسان کامل، کلام قرآنی «هدایت بامر» را تفسیر می کند. این اصطلاح شفافیت و راهنمایی بیشتری برای شناختن دیگر شئون امامت را پیش پای طالب حقیقت می گذارد.
مروری کوتاه بر زندگی علامه طباطبایی
زندگی علمی علامه طباطبایی سه مرحله دارد: نجف، تبریز، قم
علامه محمد حسین طباطبایی در سال ۱۲۸۱ در تبریز متولد شد. در پنج سالگی مادر و در نه سالگی پدر خود را از دست داد. وصی پدر او و تنها برادرش علامه الهی را برای تحصیل به مکتب فرستاد.
براى تكميل درسهاى اسلامى خود به نجف اشرف مشرف شده و زیر نظر استاد سیدحسن بادكوبه اى و آیت الله قاضی طباطبایی و دیگران به تحصیل و تهذیب مشغول شد. سپس به علت نابسامانى وضع اقتصادى به ناچار به وطن خود بازگشته و در شهر تبريز زادگاه خود بيش از ده سال اقامت کرد. علامه می گوید: زمانى كه در آنجا بودم احساس مى كردم كه عمرم تلف مىشود فقر و تهيدستى روح مرا تيره و تار نموده و ابرهاى درد و رنج بر روى من سايه مى گستراندند، چرا كه از درس و تفكر دور بودم، تا اينكه ديده خود را بر وضع زندگيمان بستم و (در اواخر اسفند سال 1324 ) شهر تبريز را به مقصدشهر مقدس قم ترك گفتم.
از همان آغاز خلأیی را در زمینه پرداختن حوزویان به قرآن كریم و علوم عقلی احساس كردند خود ایشان می فرمایند:
«هنگامی كه از تبریز به قم آمدم، مطالعهای در نیازهای جامعه اسلامی و مطالعهای در وضع حوزه قم كردم و پس از سنجیدن آنها به این نتیجه رسیدم كه این حوزه نیاز شدیدی به تفسیر قرآن دارد، تا مفاهیم والای اصیل ترین متن اسلامی و عظیم ترین امانت الهی را بهتر بشناسد و بهتر بشناساند. ازسوی دیگر چون شبهات مادی رواج یافته بود، نیاز شدیدی به بحث های عقلی و فلسفی وجود داشت، تا حوزه بتواند مبانی فكری و عقیدتی اسلام را با براهین عقلی اثبات و از موضع حق خود، دفاع نماید. از این رو وظیفه شرعی خود دانستم كه به یاری خدای متعال، در رفع این دو نیاز ضروری كوشش نمایم».
این تشخیص نیاز و تكلیف شناسی سبب گردید تا مرحوم علامه از همان آغاز رویكردی جدی به مباحث قرآنی و عقلی بیابد. ایشان از سال 1325 ش. دروس تفسیر خود را در قم آغاز كرد و آنچه را كه در آن جلسات می فرمود، مكتوب می ساخت تا اینكه نخستین جلد المیزان درسال 1334 منتشر شد. و نگارش این تفسیر شگرف حدود 17 سال به طول انجامید.
ایشان در 24 آبان ماه1360 در فانی را وداع گفته و در بالا سر قبر حضرت معصومه علیها السلام دفن می شوند.
شبکه های اجتماعی ماهنامه اتفاق کرمانشاه👇👇👇:
https://sapp.ir/etefagh_ksh
https://eitaa.com/etefagh_ksh
https://profile.igap.net/etefagh_ksh
bdfae478a1ccbd81001437e02bb568c4bddde3fb.docx
حجم:
15.4K
🔴 متن کامل مصاحبه اختصاصی با مسئول اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان استان کرمانشاه
@etefagh_ksh
⚫️سرمقاله ماهنامه #اتفاق_کرمانشاه شماره ۲۶ ام
✅اولویت کدام است؟
فرهنگ، حقوقِ زنان و اقلیتها، آزادی، حقوق بشر و ... از جمله کلماتی است که از شدت جذابیت، دچار مظلومیت شده اند. جذابیت این واژگان به دلیل قدرت مفهومی است که با خود منتقل می کنند و مهمتر از اینها تعاریف مختلف و نیم بند و گاه مغرضانه ای است که از آنها صورت می گیرد و باعث شده، بیشترین سوءاستفاده، گروکشی و فریب معنوی نیز با آنها صورت می گیرد. در مظلومیت این کلمات همین بس که کشوری مثل آمریکا که تنها استفاده کننده بمب اتم در دنیا، شرورترین و جنگ طلب ترین دولت تاریخ، دارنده بیشترین زندانی در دنیا و ... مدعی حقوق بشر و آزادی است. و یا انگلیس و فرانسه ای که تظاهرات علیه اختیارات بی حد ملکه و تبعیض نژادی، به عنوان مراسم سالانه آنها درآمده است، مدعی حقوق اقلیتها در ایران اند و ... .
اما در این میان فرهنگ مظلومیتی مضاعف و بومی دارد. در ایران نهادهای متعددی به نام فرهنگ مزین شده اند و بودجه کلان به این نام، صرف می شود و متولیان از اهالی منبر و تریبون و کلاس تا وزیر و رئیس و نماینده و مدیرکل و کارمند و ... دارد ولی نتیجه این همه هزینه افراد و افکار و افعال عمدتاً تکراری؛ فرهنگ شهرنشینی، ترافیک، آپارتمان نشینی، کارمندی، حجاب، صفوف متراکم مقابل دادگستری ها، کلانتری ها، فایلهای پنهان شده گوشی ها، تکیه کلام دانش آموزان، آمار طلاق، بیکاری، اعتیاد و ... است. مقام معظم رهبری سال گذشته فرمان "آتش به اختیار" را صادر و حدود و شرایط آنرا معرفی نمودند. یعنی کار تمیز، خودجوش و نه بی قانونی و طلبکار کردن مدعیان پوچ اندیش و مدیون کردن جریان انقلابی کشور، که اگر دستگاه های متولی و مرکزی دچار اختلال شدند باید " آتش، به اختیار" باشد. از مدیران فرتوت، مدعی و پرخاشگر صاحب دسته گل برجام و بازار، که اوج دغدغه فرهنگی آنها ربنای افطار و یک کنسرت است و تمام خلاقیتشان در صرف اعتبار ملی، تمسخر گشت ارشاد و گذشتگان است، توقعی نیست. از دستگاه های دیگری که خود را با روزمرگی مشغول کرده اند نیز همینطور. خودهاشان و خدایشان.
اما از اهل منبر و محراب و تریبون و کلاس و صدا وسیما توقع دیگری است. آنها که نمک امام زمان می خورند و شغلشان روشنگری و تلطیف قلوب و تقریب نفوس با خداست، باید بیش از هر قشر دیگری، به فکر فرهنگ دینی مردم باشند. آنها که بورسیه و ارتزاقشان از بیت المال است، نباید در تب مقاله و isi، وظیفه خود را فراموش کنند و آنها که هنوز در ذهن مردمان "چون شمعی می سوزند تا روشنایی ببخشند" توقعی افزون تر از کلاس خصوصی است و ... و صداوسیمایی که تحریم خارجی و گروکشی دولتی را به خاطر حق¬گویی به جان خریده، نباید "دانشگاه عمومی" بودن خود را فراموش کند. در روزگاری که دشمن سخت گرفته و مردم در امتحانند و منافقان روحیه مؤمنین و مستضعفین را تخریب می کنند و امید محرومان عالم را نشانه گرفته-اند، باید بدانند که جداً، وقت تبلیغ و ترویج مشاغل خانگی و اقتصادهای خرد و توانمندسازی مردم است، نه "ادا بازی" و تقلید و تکرارهای آزار دهنده و خلاقیت کُش. درست است که شایعه در همه فرهنگها و کشورها هست ولی چرا سرعتش در جامعه ما به این زیادی است؟ فرهنگ سازی برای "ساعَةِ الْعُسْرَةِ" نظام، با کدام از ما بود؟ فرهنگ ایثار را چه کسی باید می گفت؟ آگاه سازی مردم از رسانه های "مُرجِفون" باکدام بزرگوار بود؟ برخورد قاطع، سریع و عبرت آموز با تبهکاران اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به کدام دستگاه سپرده شده بود؟ و سؤالات دیگری که به زودی خدا ازما خواهد پرسید؟
ما که رهبری حکیم چون خامنه ای عزیز داریم، گویی همه کار را به او سپرده ایم. او هم دیده بان است و هم مدیر. هم سرباز مجاهد و هم پاسخگوی تنبلی ما و با عرض شرمندگی، به جای ما هم عذرخواهی می کند. در استان کرمانشاه که از "گهواره تمدن" تنها چند متر بنر نصیب مردمش شده، دغدغه مسؤولین چیست؟ نقشه پیشرفت و چشم انداز و پیوست فرهنگی طرح های کلان شهر کجاست؟ گزارشهای غیرتکراری و واقعی دستگاه های خدماتی نظارتی، کجاست؟ از شورای شهر مردم چه خبر؟
🔴نویسنده: #محمد_هادی_صحرایی
شبکه های اجتماعی ماهنامه اتفاق کرمانشاه👇👇👇:
https://sapp.ir/etefagh_ksh
https://eitaa.com/etefagh_ksh
https://profile.igap.net/etefagh_ksh