eitaa logo
پایگاه اطلاع رسانی هیأت های همدان
4.6هزار دنبال‌کننده
12.5هزار عکس
670 ویدیو
32 فایل
🔴 اطلاعیه های مجالس مذهبی همدان را به آیدی زیر ارسال فرمایید : 👇👇👇👇👇👇👇 @khademolhosein78
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 (ع) تسلیت باد. 🏴 💢 با این جسارت‌ها، حجّت خدا کوچک نمی‌شود! 📝 الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ صَالِحِ بْنِ سَعِیدٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ (علیه السلام) فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فِی کُلِّ الْأُمُورِ أَرَادُوا إِطْفَاءَ نُورِکَ وَ التَّقْصِیرَ بِکَ حَتَّی أَنْزَلُوکَ هَذَا الْخَانَ الْأَشْنَعَ خَانَ الصَّعَالِیکِ فَقَالَ هَاهُنَا أَنْتَ یَا ابْنَ سَعِيدٍ ثُمَّ أَوْمَأَ بِیَدِهِ وَ قَالَ انْظُرْ فَنَظَرْتُ فَإِذَا أَنَا بِرَوْضَاتٍ آنِقَاتٍ وَ رَوْضَاتٍ بَاسِرَاتٍ فِیهِنَّ خَیْرَاتٌ عَطِرَاتٌ وَ وِلْدَانٌ کَأَنَّهُنَّ اللُّؤْلُؤُ الْمَکْنُونُ وَ أَطْیَارٌ وَ ظِبَاءٌ وَ أَنْهَارٌ تَفُورُ فَحَارَ بَصَرِی وَ حَسَرَتْ عَیْنِی فَقَالَ حَیْثُ کُنَّا فَهَذَا لَنَا عَتِیدٌ لَسْنَا فِی خَانِ الصَّعَالِیکِ. ✍🏻 صالح بن سعيد روايت كرده روزى داخل سامرا شدم و به خدمت رفتم و گفتم: اين ستمكاران در همه امور سعى كردند در خاموش کردن نور شما و پنهان كردن ذكر شما، تا آنجا كه شما را در چنين جايى فرود آوردند كه محل نزول گدايان و غریبان بى‌نام ونشان است. حضرت فرمودند: اى پسر سعيد! هنوز تو در معرفت قدر و منزلت ما در اين پايه‌اى وگمان مى‌كنى كه اينها با رفعت شأن ما منافات دارد❓ و نمى‌دانى كسى را كه خداوند متعال والامقام كرد به اينها پَست نمى‌شود❓ 👈🏻 پس به دست مبارك خود اشاره كرد به جانبى، چون به آن جانب نظر كردم بُستان‌ها ديدم به انواع رياحين آراسته و باغها ديدم كه به انواع ميوه‌ها پيراسته و نهرها ديدم كه در صحن آن باغها جارى بود و قصرها و حوران و غلمان در آنها مشاهده كردم كه هرگز نظير آنها را خيال نكرده بودم. از مشاهده اين احوال ديده‌ام حيران و عقلم پريشان شد! پس حضرت فرمود ما هرجا كه باشيم اينها از براى ما مهيا است. ما در كاروان سرای گدايان نيستيم. 📚 الکافی، اسلامیه، ط_الاسلامیه، ج ١ ص ٤٩٨
پایگاه اطلاع رسانی هیأت های همدان
⬛️ در بزم خلیفه! 📜نقل است که؛ روزی در مدینه در نزد متوکل از امام هادی(ع) سعایت و سخن چینی شد و به او گفتند : در منزل او سلاح و نوشته‏ ها و اشیاى دیگرى است که از طرف شیعیان به او رسیده و او قصد قیام بر ضد دولت تو را دارد. پس متوکل گروهى را به منزل آن حضرت(ع) فرستاد و آنان شبانه به خانه امام‏ هادی(ع) هجوم بردند. ولى چیزى به دست نیاوردند، آنها دیدند که حضرت(ع) تنها در اطاقى دربسته نشسته و در حالى که جامه پشمین بر تن دارد و بر زمین خاکى روى شن و ماسه نشسته، به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است. امام(ع) را با همان حال دستگیر کرده و نزد متوکل بردند. آنان به متوکل گفتند : 📋«لَمْ نَجِدْ فِی بَیْتِهِ شَیْئاً وَ وَجَدْنَاهُ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَهِ!» ▪️در خانه‏ اش چیزى نیافتیم و او را رو به قبله دیدیم که قرآن مى‏ خواند. متوکل وقتی امام هادی(ع) را دید، از عظمت و هیبت امام(ع) بى‏ اختیار ایشان را احترام نموده و در کنار خود نشانید و با کمال گستاخى جام شرابى را که در دست داشت‏، به امام(ع) تعارف نمود. امام هادی(ع) خطاب به متوکل فرمود : 📋«وَ اللَّهِ مَا یُخَامِرُ لَحْمِی وَ دَمِی قَطُّ فَأَعْفِنِی فَأَعْفَاهُ» ▪️گوشت و خون من با چنین چیزى آمیخته نشده است، مرا معاف دار! متوکل حضرت(ع) را معاف نمود و گفت : پس شعرى بخوان! حضرت(ع) فرمود : 📋«أَنْشِدْنِي شِعْراً» ▪️من شعر کم مى‏ خوانم‏! متوکل گفت : باید بخوانى! امام هادى(ع) آن گاه که اصرار او را دید اشعارى را قرائت نمود. 📋«بَاتُوا عَلَى قُلَلِ الْأَجْبَالِ تَحْرُسُهُمْ‌، غُلْبُ الرِّجَالِ فَلَمْ تَنْفَعْهُمُ الْقُلَلُ‌!» ▪️گروهى بودند كه بر قله‌هاى كوه‌ها، دژهاى محكمى ساخته بودند و مردانى نيرومند از آن‌ها پاسدارى مى‌كردند؛ اما هرگز اين قله‌ها به حال آن‌ها سودى نداشت. 📋«وَاسْتَنْزَلُوا بَعْدَ عِزٍّ مِنْ مَعَاقِلِهِمْ‌، وَاسْكِنُوا حُفَراً يَا بِئْسَمَا نَزَلُوا!» ▪️چيزى نگذشت كه از پناهگاه خود، از آن مقام عزت، به ذلت كشانده شدند، و در حفره‌هاى گور ساكن گشتند و چه بد فرود آمدند. 📋«نَادَاهُمْ صَارِخٌ مِنْ بَعْدِ دَفْنِهِمْ‌ : أَيْنَ الْأَسَاوِرُ وَالتِّيجَانُ وَالْحُلَلُ‌؟» ▪️فريادگرى بعد از دفن آن‌ها صدا زد : كجا رفت آن دستبندهاى طلا و آن تاج‌ها و زينت‌ها؟! 📋«أَيْنَ الْوُجُوهُ الَّتِي كَانَتْ مُنْعِمَةً، مِنْ دُونِهَا تُضْرَبُ الْأَسْتَارُ وَالْكِلَلُ‌؟» ▪️كجا رفتند آن صورت‌هايى كه آثار ناز و نعمت در آن‌ها نمايان بود و در پشت پرده‌ها قرار داشتند؟! 📋«قَدْ طَالَ مَا أَكَلُوا دَهْراً وَقَدْ شَرِبُوا، وَأَصْبَحُوا الْيَوْمَ بَعْدَ الْأَكْلِ قَدْ أُكِلُوا» ▪️آرى مدت طولانى خوردند و نوشيدند؛ ولى امروز همه آن‌ها در كام زمين فرو رفته‌اند. بعد از اتمام شعر، تمام اهل مجلس متاثر شده و به گریه افتادند و بزم شراب و عیش به سوگ و عزا تبدیل شده و آنان جامهاى شراب را بر زمین کوبیدند. 📋«فَبَکَى الْمُتَوَکِّلُ حَتَّى بَلَّتْ لِحْیَتَهُ دُمُوعُ عَیْنَیْهِ وَ بَکَى الْحَاضِرُونَ وَ دَفَعَ إِلَى عَلِیٍّ(ع) أَرْبَعَهَ آلَافِ دِینَارٍ ثُمَّ رَدَّهُ إِلَى مَنْزِلِهِ مُکَرَّماً» ▪️پس از خواندن این اشعار، متوکل و هر که در مجلس بود گریستند، تا آنجا که اشک محاسن متوکل را تر کرد. سپس وی چهار هزار دینار به امام هادی(ع) داد و ایشان را با احترام روانه منزل کرد.(۱) و در نقلی حتی آمده است؛ 📋«فَضَرَبَ الْمُتَوَکِّلُ بِالْکَأْسِ‏ الْأَرْضَ وَ تَنَغَّصَ عَیْشُهُ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ» ▪️متوکل (پس از شنیدن این اشعار) جام شرابش را بر زمین کوفت و در آن روز عیششان منقّض گردید.(۲) 📚منابع : ۱)بحارالانوار مجلسی، ج۵۰، ص۲۱۱ ۲)سفینه البحار محدث قمی، ج۶، ص۴۰۹ @AsnadolMasaeb
⚫️ وضعیت در زندان متوکّل لعنت الله علیه ✍🏻 از صقر بن ابو دلف روایت است: چون متوكل آقاى ما امام هادى عليه السلام را دستگیر کرد، آمدم تا از او خبرى بگيرم. دربان به من نگريست و گفت: چه كار دارى؟ و براى چه آمده‏اى؟ گفتم: براى خبرى. گفت: شايد آمده‏اى از خبر مولايت بپرسى؟ (از روی تقیه) گفتم: مولاى من كيست! مولاى من امير المؤمنين (متوکّل) است! گفت: خاموش باش كه مولاى تو حق است؛ از من نترس كه من با تو هم عقيده‏ام. آيا دوست دارى او را ببينى؟ گفتم: آرى، گفت: بنشين تا پيام رسان برود. گويد: نشستم و چون او رفت به غلامش گفت: دست صقر را بگير و او را به همان سرايى ببر كه آن مرد علوى آنجا زندانى است و آنها را تنها بگذار. او مرا به آن سرا برد و به اتاقى اشاره كرد و وارد شدم و بناگاه ديدم كه امام عليه السلام بر حصيرى نشسته و در مقابل او قبرى حفر شده قرار داشت. گويد: سلام كردم و او سلام مرا پاسخ گفت. سپس فرمان داد كه بنشينم و من نيز نشستم. سپس فرمود: اى صقر! براى چه به اينجا آمدى؟ گفتم: اى سرورم! آمده‏ ام تا از شما خبرى بگيرم؛ گويد: آنگاه به آن قبر نگريستم و گريستم و او به من نگاه كرد و گفت: اى صقر! غم مخور! كه بدى آنها هرگز به ما نخواهد رسيد. چون که او بیش از دو روز دیگر زنده نخواند ماند و کشته خواهند شد. من خدا را سپاس گفتم. بعد از آن، از امام هادی علیه‌السلام پیرامون معنای حدیثی که از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد شده است که فرمود: "با روزگار، دشمنی و عداوت روا مدارید که با شما دشمنی کند،"سؤال کردم که مقصود چیست؟ امام علیه‌السلام در جواب فرمود: بلی، منظور از روزگار، ما اهل بیت عصمت و طهارت هستیم که به جهت ما آسمان و زمین پابرجا مانده است. روز شنبه به عنوان رسول الله و روز یک شنبه به عنوان أمیرالمؤمنین علی، و دوشنبه به عنوان حسن و حسین، و سه شنبه به عنوان سجاد، علی بن الحسین و محمد باقر و جعفر صادق، و چهارشنبه به عنوان موسی بن جعفر و علی بن موسی الرضا و محمد جواد و من، و پنج شنبه به عنوان فرزندم حسن و روز جمعه به عنوان فرزند پسرم - مهدی موعود - صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین - تعیین گشته است. حکومت حق به دست با کفایت او ایجاد می‌گردد و اوست که عدل و داد را بر زمین پنهاور، گسترش می‌دهد. و سپس فرمود: آری، این معنای حدیث بود. زود خداحافظی کن و برو که می‌ترسم خطری متوجه تو گردد. راوی گوید: به خدا قسم! بیش از دو روز نگذشت که هر دوی آن دو نفر - یعنی متوکل و سعید حاجب - کشته شدند و من خداوند متعال را شکر کردم. 📚منابع: اکمال الدین: ص 383، ح 9، خصال شیخ صدوق: ج 1، ص 395، ح 102، خرایج و جرایح: ج 1، ص 412، ح { @etelaresanihamedan }
💠 ◼️ ‌ 🔴 والمُقَصِّرَ في حَقِّکُم زاهِقٌ… ‼️عمده‌ی وظیفه، امام است. منتهی راه معرفت او چیست؟ 💡«إِنَّمَا يُعْرَفُ‏ الْإِمَامُ بالْعِلْم»؛ باید به اهل بیت عصمت، عارف بود. از آن علم، از آن اجابتِ دعوت، معرفتِ مطلوبه حاصل می‌شود. ☀️ علیه السلام کسی بود که تمام حق مطلق در او ظهور کرد. 🔑او شخصیتی است که کلید وجود و عدم، در دستانش است. ⏳عمر گذشت و ما در کلامات آنها غوری نکردیم؛ از آن بحر ذخائر علم، قطره ای هم نبردیم! ⚠️ در حق شما است. کیست که از این تقصیر مُبرّا باشد؟ همه گرفتاریم... چون نه حق او را شناختیم؛ نه به شناساندیم که حق او چیست! ✅ وظیفه فرد فرد این است که این مقام را بشناسید، به بشناسانید. ‼️مبادا روزگاری بشود که این جمله بر ما منطبق بشود: وَ الْمُقَصِّرُ فى حَقِّكُمْ زاهِقٌ. 🎙 بیانات حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی (دامت برکاته) { @etelaresanihamedan }