eitaa logo
ېامۿدؿ اڋرکڹے🌹
858 دنبال‌کننده
11هزار عکس
5.8هزار ویدیو
31 فایل
بسم رب النور .... کپی آزاد ارتباط با ما👇 @ashobedelambaraykarbala حداقل تا اینجا اومدی یه صلوات برا امام زمان بفرست 😉 لعنت اللـہ علے اسرائیل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 زنگ زد گفت:سامان همین الان وسایلتو جمع کن، دو روز بریم قم گفتم: بابک جان میشه چند روز دیگه بریم؟گفت:نه همین الان! با اصرارم که بود دوتایی راه افتادیم از رشت رفتیم قم اونجا ازش پرسیدم: بابک این‌ همه عجله و اصرار برای چی بود؟!گفت: برای‌ فرار‌ از گناه‌! اگه میموندم رشت، دچار‌ ‌یه‌ گناه‌ میشدم برای همین‌ اومدم‌ به‌ حضرت‌معصومه(س)‌ پناه‌ آوردم 👤به روایت رفیق شهید دیدی رفیق؟ 👈🏻شهدا اینجوری از گناه فرار میکردن🚶🏻‍♀ اون وقت ما گاهی با دستای خودمون خودمونو تو معرض گناه قرار میدیم🙂💔
🌹 {دوری از نامحرم} 💥چند سالی بود که با محمدحسن (رسول) هم سرویس بودم طی این مدت از اخلاقش لذت میبردم.☺️ با اینکه مجرد بود و مسیر سرویس ما هم از مناطق بالا شهر تهران میگذشت،بارها توجه کردم که خیلی تلاش میکرد مسائل شرعی رو تو نگاه به نامحرم رعایت کنه! رسول همیشه سر به زیر بود و از نگاه به نامحرم اِبا میکرد. 👌ازش پرسیدم تو رسول چی دیدی که فکر میکنی شد عامل شهادتش؟ گفت: به جرات میتونم بگم دوری از نامحرمش...بین رفقا دائما میگیم این صفت رسول باعث شد شهادت رو از خدا بگیره... 👤همکار @etyhhbi
🌹 {دوری از نامحرم} 💥چند سالی بود که با محمدحسن (رسول) هم سرویس بودم طی این مدت از اخلاقش لذت میبردم.☺️ با اینکه مجرد بود و مسیر سرویس ما هم از مناطق بالا شهر تهران میگذشت،بارها توجه کردم که خیلی تلاش میکرد مسائل شرعی رو تو نگاه به نامحرم رعایت کنه! رسول همیشه سر به زیر بود و از نگاه به نامحرم اِبا میکرد. 👌ازش پرسیدم تو رسول چی دیدی که فکر میکنی شد عامل شهادتش؟ گفت: به جرات میتونم بگم دوری از نامحرمش...بین رفقا دائما میگیم این صفت رسول باعث شد شهادت رو از خدا بگیره... 👤همکار شهید
🌹 | ¬| نوجوان که بود کلاس زبان می رفت. هم از بقیه بچه ها قوی تر بود و هم شاگرد اول مدرسه... دم درب خانه تابلویی زده بود و روی آن نوشته بود: کلاس تقویتی درس زبان در مسجد امام علی (ع)؛ ساعت دو تا چهار هزینه هر ساعت ۱۰ تا صلوات؛ علی با برگزاری این کلاس خیلی از بچه های محل رو جذب مسجد کرد...♥️ شهید علی هاشمی [برشی از کتاب هوری ] eitaa.com/etyhhbi
🌹 به‌تغذیه‌اش‌خیلـۍ‌اهمیت‌میداد، میگفت:مومن‌بایدبدن‌سالم‌داشته‌باشه..✌️🏼- یکۍ‌از‌چیزهایۍ‌‌که‌ترک‌کرد،نوشابه‌بود🥤!- . توۍِاردوهاۍ‌جهادۍ‌یاهرجایۍ‌که‌ نوشابه‌همراه‌غذا‌بود،نوشابه‌اش‌رو‌ به‌مزایده‌میگذاشت‌و‌میفروخت..💸!- . معمولا‌از‌پنجاه‌تاشروع‌میشد.. یادمه‌یکباریکۍ‌از‌رفقاپونصد‌تا‌خرید! البته‌‌هرکسۍصلوات‌بیشتر‌ۍمیفرستاد نوشابه‌اش‌مال‌او‌بود..(:📿- 🍃 eitaa.com/etyhhbi
🌹 ‏مادر‌بزرگ‌شهید جهاد‌مغنیه‌می‌گفتند:↓↓ مدت‌طولانی‌بعد شهادتش‌اومد‌به‌خوابم بهش‌گفتم:چرا‌دیر‌ڪردی؟😞 منتظرت‌بودم! گفت:‌دیرڪردیـم... طول‌ڪشید‌تا‌ازبازرسی‌هاردشدیم... گفتم : چه‌بازرسی؟! گفت:بیشتر‌از‌همه‌سربازرسی ‌‎ وایستادیم... بیشتر‌از همه‌درباره نماز‌صبح‌ میپرسـیدن...😢. eitaa.com/etyhhbi
🌹 ▫️همیشه ظهر ها و مغرب مسجد بود. خیلی به نماز علاقه داشت. هنوز هفت سالش نشده بود ولی میگفت: اگر من رو برای نماز صبح بیدار نکنی، مدرسه نمیرم. 👤شهید عبدالله معیل eitaa.com/etyhhbi
🌹 رَخت‌ها‌رو جمع‌کردم‌توی‌حیاط، تاوقتےبرگشتم‌بشویم.. . وقتےبرگشتم،دیدم‌علےاز ‌جبهہ‌برگشتہ‌و‌گوشـہ‌حیات‌نشستہ‌ ورخت‌هاهم‌روی‌طناب‌پهن‌شده..!🌞 . رفتم‌پیشش‌گفتم: «الهےبمیرم! مادر،‌تو‌با‌یہ‌دست‌ چطورۍاین‌همہ‌لباس‌رو‌شستے😳؟!» . گفت:«‌مادر‌جون، اگہ‌دوتادست‌هم‌نداشتم🙆🏻‍♂، ‌بازوجدانم‌قبول‌نمے‌کرد‌من ‌خونہ‌باشم‌وتۅزَحمت‌بکشے..:)♥️‌» eitaa.com/etyhhbi
🌹 ✅ تمام حرف های شما ضبط می شود ! یادم میاید سالها قبل از جبهه رفتن نادر روزی تمام اعضاء خانواده دور هم جمع بودیم. در اتاق نشسته و در حال صحبت کردن بودیم ناگهان دیدیم که صدای خودمان را می شنویم به عقب برگشتیم نادر را دیدم که کنار ضبط صوت نشسته و صدایمان را ضبط کرده است گفت به صحبتهایتان گوش کنید و ضبط را روشن کرد وقتی حرفهایمان را شنیدیم همه ناراحت شده بودند که چرا حرفهای بیخودی زده ایم نادر با این کار می خواست بگوید از این حرفها نزنید. صحبتی بکنید که برای آخرت شما مفید باشه. 👤شهید نادر رضایی‌ eitaa.com/etyhhbi
🌹 وقتے مےاومد خونہ دیگه نمے ذاشت من کار کنم زهرا رو مےذاشت رو پاهاش و با دست بہ پسرمون غذا میداد مےگفتم : یکے از بچہ ها رو بده بہ من🙃 با مهربونے مےگفت : نہ شما از صبح تا حالا بہ اندازه کافے زحمت کشیدے مهمون هم کہ میامد پذیرایے با خودش بود دوستاش بہ شوخے مےگفتن : مهندس کہ نباید تو خونه کار کنہ! مےگفت: من کہ از حضرت‌علے{ع} بالاتر نیستم مگہ بہ حضرت‌زهرا{س} کمك نمے کردند؟!💙 شهآب ص⁷⁴ eitaa.com/etyhhbi
🌹 ◽️سعی می‌کرد نمازهایش را اول وقت بخواند و روی واجبات شدیدا حساس بود. ◽️گاهی که به خانه می‌آمد می‌گفت که خیلی گرسنه است. می‌گفتم: پسرم بیرون که قحطی نیست, هر وقت گرسنه شدی چیزی بخر و بخور تا گرسنه نمانی! می‌گفت: مامان گشنه بمونم بهتر از اینکه که نمازمو دیر بخونم. ◽️پول غذا رو میدم پارکبان تا ماشینم و پارک کنم و نمازم و تو نزدیکترین مسجد بخونم. eitaa.com/etyhhbi
🌹 سعی می کرد تمام نمازهایش را اول وقت بخواند 👌 بارها شده بود در اتوبان داشتیم میرفتیم که وقت نماز میشد و رضا همان لحظه یک جایی پارک میکرد و نماز اول وقت میخواند☺️ خیلی مقید به نماز شب بود، ساعت 3 نیمه شب پا می شد و نماز شب می خواندمن را هم بیدار می کرد.📿 وقتی می خواست بره ماموریت توصیه می کرد مواظب باش خواب نمانی.😉 (مدافع حرم) eitaa.com/etyhhbi