آن شب ، ماه پشت پردهای از دود گم خواهد شد .
کوچهها خالی ، پنجرهها خاموش و بوی خاک ِخیس با بوی مرگ در هم خواهد آمیخت .
از دور ، ناقوسی سه بار خواهد نواخت ..
و صبح ، دیگر شبیه صبحهای پیشین نخواهد بود .
‹ چهاردهم ِمهر | شب ِشوم ، آغاز خاموشي ›
آبـی ِمـن .
ویران شده را حوصله منت معمار نباشد ..
ویرانهی ما را بگذارید که ویرانه بماند ›
بنده به علت کمخوابی ، استرس بیش از اندازه ، نگرانی ، فشار ، درس ، جامعه ، اطرافیان و سایر ، از اعصاب و رفتار درستی برخوردار نیستم ، از توقعات خود بکاهید .
تاج هنوز بر سر است و پرچم برافراشته ، اما در زیر تخت قدرت ، ستونهای اعتماد فرو پاشیدهاند .
دیوار های کاخ از درون میپوسند و ریشههای حکومت در خاک خشم و نااميدي خشک میشوند ؛ پیش از آنکه کاخی فرو بریزد ، تخت قدرت در دل تاریخ واژگون شده است .
‹ هجدهم ِمهر | زوال اقتدار ›