eitaa logo
کانال مولودی وعروسی مجمع الذاکرین🌸
32.3هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.9هزار ویدیو
130 فایل
جدیدترین اشعاروسرودهادرکانال ما خوش آمدین🌹 @ewwmajmamolodi #کانال_مولودی_و_عروسی_مجمع_الذاکرین مدیریت👇 @khadeemeh110 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما در روبیکا 👆
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ساقۀ یاسی و از سلسله ساداتی شافع منتظران، پشت در جنّاتی سورۀ کوثر اگر شأن نزولش زهراست شک ندارم که تو تفسیر همان آیاتی ایستادی دم در بانوی زائر پرور منتظر تا که بر آورده کنی حاجاتی لب دریای مصیبت زدگان، فانوسی در شب تیرۀ حیرت زدگان، مشکاتی ملک جَم از برکات تو به کف جام گرفت شوره زار قم از الطاف تو شد میقاتی دیر گاهی است- جسارت نشود – مِهر شما زده بر ضدّ دلم دست به اقداماتی دل من مثل همان کفتر چاهی شده که آرزو داشته در صحن حرم ساعاتی- بپرد پر بزند دانه بچیند با عشق یا طواف تو کند با حرکاتی ذاتی بنده ات آمده و اذن دخولش غزلی است بی ادب نیست، نیاموخته تشریفاتی پیش از این گر نسروده ز شما بانو جان تو ببخشای بر او، داشته معذوراتی ... اشک نگذاشت که تا وصف جمال تو کنم تو بگو از چه بگویم منِ احساساتی
عمریست که سرنوشتِ ما دستِ شماست پاکیزگیِ سرشتِ ما دستِ شماست "یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه" ای بانوی قم! بهشتِ ما دستِ شماست شاعر: •┈┈••✾••┈┈
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ چه تشهّد و سلامی، چه نماز بی ریایی چه حجابِ دلنشینی، چه وقارِ دلربایی شده سرگرم به تفسیرِ زوایایِ تو خورشید به صلابتِ تو به به! چه نجابت و حیایی به تو رو کرده برادر شده مشتاق حضورت تو فقط خواهر سلطانی و معصومۂ مایی شده مشغول به ذکر تو و گل کرده سحرها به لبِ خادم صحنت غزلِ شیخِ بهایی همه شب ذکر لبش بوده در ایوانِ تو «بهجت» چه رواق و آستان و حرم ِ گره گشایی شُعرا گوشۂ ایوانِ تو آیینه سرودند چه غزلوارۂ آیینی و چه حال و هوایی همه مشغول به پابوس تو پیچیده در این صحن چه مناجاتِ دل انگیزی و چه مدح و ثنایی طلبیدی و شنیدم به خدا حینِ ورودم که تو ای زائر من، دیر رسیدی و کجایی؟! پدرت بابِ حوائج، تو کریمه، منِ سائل- به خودت رو زده ام! آمده ام محض گدایی سرِ راه تو نشستم به امیدی که به من هم کمی از سمتِ قنوتت برسد خیلِ دعایی بده در راهِ خدا و برسان برگِ براتِ سفرِ سوریه! یا که نجف و کرب و بلایی
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ پر و بالم شکسته، میخواهم سائل آسمان او باشم مثل جبرییل آرزو دارم خادم آسِتان او باشم بین خوبانِ دور و اطرافش دیده احوال این گدا را هم ته اوصاف او چنین گفتند "شأن آیات سوره‌ی مریم" دوست دارم شبیه کودکی ام در دل ازدحام گُم بشوم در حریمش کمی قدم بزنم سائل آستان قُم بشوم با غبار حریم قدسی او کیمیا بارها محک خورده عالَم و آدم از سر خوانش روز و شب ، روز و شب نمک خورده قصه ی صحن قدس و آیینه قصه ی خواهر و برادری است کار این صحن های زیبا از دل عشاقِ یار، دلبری است سایه ات مُستدام خواهر عشق التیامِ تمام غم هایم روزگار مرا از آن اول دست تو داده است بابایم
هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می‌شود قبل زائر، کوله بارِ راه حاضر می‌شود هر چه تاجر هست در عالم، گدای فاطمه‌ست هر که در کویش گدایی کرد، تاجر می‌شود خوش به حال خانه‌ی خشتیِ نزدیکِ حرم آخرش یک تکه از صحن مجاور می‌شود دل سپردن ساده اما دل بریدن مشکل است یک سفر هر کس بیاید قم، مهاجر می‌شود شیخ می‌یابد مفاتیح الجنان را پشت در شاطر عباس قمی در صحن شاعر می‌شود از زبان شعر بالاتر در عالم هست؟ نیست در حرم حتی زبان شعر، قاصر می‌شود پای حکم مادح معصومه امضای رضاست این چنین یک روضه خوانِ ساده، ذاکر می‌شود رو به قم هر بار در مشهد سلامی می‌دهم خادم باب الرضا با من مسافر می‌شود دست را بر سینه‌ات بگذار و چشمت را ببند رو به رویت گنبد و گلدسته ظاهر می‌شود :: ماه قم! دست خیال ما و دامان شما میزبان هستید و ما هستیم مهمان شما غصه‌ی دنیا شده سوهان روح و در عوض کام شیرین می‌کند عمری‌ست سوهان شما عشق را در روز روشن عده‌ای گم کرده‌اند من که آن را یافتم کنج شبستان شما رو سیاهم! با چه رویی بین مردم جا شوم در دل آیینه‌ی شفاف ایوان شما؟ بس که هیچم، روزی‌ام حج فقیران هم نشد عید قربان می‌روم هر سال قربان شما آب قم شور است، شاید ما به ظاهر زائران بارها حرمت شکستیم از نمکدان شما :: داغ اگر در سینه‌ی من یک نفر باشد که نیست باید از دریای لطفت بیشتر باشد، که نیست غیر درد دل نیاوردم به همراه خودم سعی کردم کوله بارم مختصر باشد، که نیست خادم دربان به دست خالی‌ام شک کرده است ترسم از بار گناهم با خبر باشد، که نیست از ضریحت دست من کوتاه اگر باشد، که هست کاش روی شانه‌هایم بال و پر باشد، که نیست خوب در ایوان آیینه خودم را دیده‌ام چشم من هم مثل مردم بلکه تر باشد که نیست هیچ جا بهتر از اینجا نیست، باید بشکند دل اگر مثل نمازم در سفر باشد که نیست هر که آمد حاجت ایل و تبارش را گرفت این حرم جای کسی که بی هنر باشد که نیست مادرم این مرتبه قول شفا از من گرفت آه می‌ترسم دعایم بی اثر باشد، که نیست طبق عادت می‌روم بعد از زیارت، جمکران تا دعایم دیدن آن یک نفر باشد که هست ✍