eitaa logo
کانال مولودی وعروسی مجمع الذاکرین🌸
32.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.9هزار ویدیو
130 فایل
جدیدترین اشعاروسرودهادرکانال ما خوش آمدین🌹 @ewwmajmamolodi #کانال_مولودی_و_عروسی_مجمع_الذاکرین مدیریت👇 @khadeemeh110 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما در روبیکا 👆
مشاهده در ایتا
دانلود
اشعارولادت امام کاظم(ع) ای هشتمین ولی خدا هفتمین امام بر کاظمین وصحن وسرایت زما سلام موسای اهلبیتی و سینات کاظمین تو با خدا و خلق جهان با تو همکلام تو کیستی وصی نبی حجت خدا داری به کل ّ خلق وجود اختیار تام هم دُرّ هفت بحری وهم بحر شش گهر هم آفتاب جانی وهم ظلّ مستدام صحن تو بهر شیعه ی تو مسجدالنبی قبر تو کعبه وحرمت مسجدالحرام دشمن زکظم غیض توممنون وشرمسار هارون به پیش عزم توازکف دهد زمام باب تو جعفربن محمد ، پسر علی دخت تو کیست فاطمۀ فاطمه مقام با بغض تو عبادت جن وملک هدر بای مهر تو بهشت به پیغمبران حرام حاجات خلق در حرم قدس تو روا باب الحوائجت زخداوند گشته نام ما سائل رهیم و تو دست عطای حق تو خضر رحمتی و همه خلق تشنه کام موسای اهلبیتی وفرعونیان دون کردند ظلمها به وجودت علی الدوام از سجده وقیام وقعودو نماز تو سوگند می خورم که عبادت گرفت کام حوروملک ،فقیروغنی انس وجان همه کردند بر زیارت قبر تو از دحام این غم کجا برم به که گویم که بهر تو در حبس تیره فرق نمیکرد صبح وشام زنجیر ها به پیکر پاکت گریستند در زیر کند وسلسله شد عمر تو تمام جسمت به تخته پاره وبر دوش چارتن خوب از جنازۀ تو گرفتند احترام در ماتم تو شیعه فشاند زدیده اشک تا مهدیت ظهور کند بهر انتقام عالم به زخم سلسله ات گریه می کند ای در میان سلسله بر عالمی امام میثم چگونه اشک نریزد برای تو ای کرده بر عزای تو خلق جهان قیام کانال ایتا @rohollahmahdavian13690
اشعارولادت امام موسی کاظم(ع) من کیستم ولی خداوند اکبرم آیینۀ تمام نمای پیمبرم آرام جان فاطمه و نجل حیدرم باب‌الحوائج همه موسی‌بن‌جعفرم مولای کائنات و امام سما و ارض بر جن و انس هادی و مولا و رهبرم امروز باب حاجت خلقم به کاظمین فردا پناه خلق به صحرای محشرم هر سال و ماه و هفته و هر روز و شب رسد هر دم به جن و انس و ملک فیض دیگرم دریای نور شش دُرِ ناب محمّدی بر شش سپهر نور فروزنده اخترم قرآن روی دست ششم حجت خدا بر روی سینه همچو رضا هست کوثرم هنگام کظم غیظ به خلق محمدی ریزد فرو به خنده ز لب در و گوهرم من نخل باغ وحیم و سنگم اگر زنند ریزد هماره میوۀ توحید از برم گنجینۀ علوم خدا سینۀ من است تا حشر بر کتاب خداوند داورم تنها خداست مادح ما خاندان و بس من از ثنای خلق دو عالم فراترم من مشعل هدایتم و با فروغ خود در تیرگی به قلب شما نورگسترم تنها نه باب حاجت خلقم در این جهان در روز حشر هم به شما یار و یاورم من پیشتاز و رهبر آزادمردی‌ام زنجیر گشته اسلحه و حبس سنگرم در مکتب منور و مشعل فروز وحی در پیکر ولایت روح مطهرم در حلقه‌های سلسله بین سیاه چال نام خدا به لب شده ذکر مکررم سجاده: خاک و آب وضو: اشکِ نیمه‌شب این سجده‌های دائم و این دیدۀ ترم مانند یک جنین که در آغوش مادر است شب تا به صبح بر سر زانو بوَد سرم پایم میان سلسله چشمم بوَد به در گویی نشسته است رضا در برابرم با هر نفس که می‌کشم انگار می‌‌کنم باشد درون حبس نفس‌های آخرم وقتی که تازیانه زند خصم بر تنم گریم به یاد پیکر مجروح مادرم زندان من چراغ ندارد خدا گواست چون شمع آب گشته در این حبس پیکرم ممکن نبود و نیست در این تیرگی دمی بر زخم‌های سلسلۀ خویش بنگرم با تازیانه خصم مرا می‌زد و نگفت چیزی بجا نمانده ز اندام لاغرم آزادی‌ام چه فایده دارد از این قفس وقتی شکسته بال من و ریخته پرم سوز درون «میثم» خونین جگر شود هـر دم که بـاد می‌دهد از سینۀ آذرم
اشعارولادت امام کاظم(ع) ای هفتمین قرص قمر موسی ابن جعفر بر حضرت سلطان پدر موسی ابن جعفر باب المراد صحن زیبای تو عشق است ای خالق جنّ و بشر موسی ابن جعفر دولت سرایت جنت العلای عالم حال و هوایش بین سر موسی ابن جعفر از بس کریمی دست خالی از حریمت بیرون نرفته یک نفر موسی ابن جعفر آقا گنه کارم ولی هستم پشیمان از جرم نوکر درگذر موسی ابن جعفر شمشیر در دستت که باشد حیدری تو مثل علی مرد ظفر موسی ابن جعفر باب الحوائج هستی و آقای عالم ای خواهش این چشم تر موسی ابن جعفر ما مردم ایران بدهکار شماییم نامت به ایران سر به سر موسی ابن جعفر در مشهد و قم در میان شهر شیراز دارد ولای تو ثمر موسی ابن جعفر ما هر چه داریم از علی و آل پاکش از ما بگردان هرچه شَر موسی ابن جعفر دلتنگم و خواهم ز درگاهت فرج را رویش ببینم یک نظر موسی ابن جعفر
اشعارولادت امام کاظم(ع) ای هفتمین قرص قمر موسی ابن جعفر بر حضرت سلطان پدر موسی ابن جعفر باب المراد صحن زیبای تو عشق است ای خالق جنّ و بشر موسی ابن جعفر دولت سرایت جنت العلای عالم حال و هوایش بین سر موسی ابن جعفر از بس کریمی دست خالی از حریمت بیرون نرفته یک نفر موسی ابن جعفر آقا گنه کارم ولی هستم پشیمان از جرم نوکر درگذر موسی ابن جعفر شمشیر در دستت که باشد حیدری تو مثل علی مرد ظفر موسی ابن جعفر باب الحوائج هستی و آقای عالم ای خواهش این چشم تر موسی ابن جعفر ما مردم ایران بدهکار شماییم نامت به ایران سر به سر موسی ابن جعفر در مشهد و قم در میان شهر شیراز دارد ولای تو ثمر موسی ابن جعفر ما هر چه داریم از علی و آل پاکش از ما بگردان هرچه شَر موسی ابن جعفر دلتنگم و خواهم ز درگاهت فرج را رویش ببینم یک نظر موسی ابن جعفر
اشعارولادت امام کاظم(ع) ای خاک کاظمین تو عطر بهشت من ای مهر تو ز روز ازل در سرشت من عنوان و فخر نوکریت سرنوشت من بذر ولایت تو در آغاز کشت من با مدح تو است زنده دل و جان ما همه ای موسی مسیح دم آل فاطمه ما سائل و تو دست عنایات داوری ما بندۀ حقیر و تو مولا و سروری در سلسله به سلسله ها یار و یاوری باب الحوائج استی و موسی ابن جعفری باب النّجات قبلۀ حاجات ما تویی جان دعا و روح مناجات ما تویی تو شمع جمع محفل اولاد آدمی تو هفتمین امام به خلق دو عالمی روح مصوّر استی و جان مجسّمی هم بحر هفت دُرّی و هم دُرّ شش یمی آنجا که هست مهر تو آب حیات ما تبدیل بر گناه شود سیّآت ما ای دل به دوستّی تو بیت الولای ما ای کاظمین تو نجف و کربلای ما بر غرفۀ ضریح تو دست دعای ما صحن تو مروه و حرم تو صفای ما ما را بود هوای طواف حریم تو ای جود اهلبیت به دست کریم تو تو موسی ولایتی و حبس، طور تو تابد به دل ز قعر سیه چال، نور تو خیل ملک ستاده به خدمت، حضور تو خلوتسرای حبس پر از شوق و شور تو ظاهر اگر چه سلسله بر دست و پای تو است زنجیر نه سپهر به دست ولای تو است یوسف به جسم و پیرهنت بوسه می زند یعقوب بر لب و دهنت بوسه می زند گل بر لطافت سخنت بوسه می زند زنجیر هم به زخم تنت بوسه می زند در ذکر شامگاه تو پوشید راز شب ای عاشق طنین دعایت نماز شب افلاکیان غلام کمر بستۀ تواند مردان جود سائل پیوستۀ تواند اهل کمال بندۀ وارستۀ تواند مبهوت ذکر و نالۀ آهستۀ تواند وقتی که لب برای دعا باز می کنی در حلقه های سلسه پرواز می کنی در اقتدار، مظهر خلاّق داوری در کظم غیظ، وارث شخص پیمبری در حلم مجتبایی و در صبر حیدری حقّا که نجل فاطمه موسی ابن جعفری دین من و تجلّی ایمان من تویی توحید و ذکر و محشر و میزان من تویی ای میوه های نخل دعا اشک جاریت هر شب نماز، عاشق شب زنده داریت رویت به خاک و چرخ پی خاکساریت مبهوت گشته سلسله از بردباریت باران اشک بر رخ چون لالۀ تو بود هنگام گریه سلسله همنالۀ تو بود دردا که گشت خاک سیه چال بسترت دشمن به حبس تیره چه آورد بر سرت مانند شمع سوخته شد آب پیکرت ای کاش بود حضرت معصومه در برت در غربت تو سلسه ها داد می زدند بر زخم گردنت همه فریاد می زدند پیوسته بود نام خداوند بر لبت می برد دل ز سلسله ها ذکر یا ربت می سوخت قلب مرغ شب از ناله ی شبت آخر غروب کرد غریبانه کوکبت با زهر کینه زخم درون تو چاره شد در ماتم تو قلب رضا پاره پاره شد از داغ تو به سینه یاران شراره بود دلهای شیعیان ز غمت پاره پاره شد تشیع جسم پاک تو داغ دوباره بود تابوتت ای ولّی خدا تخته پاره بود تنها نه در عزای تو «میثم» گریسته بر غربت تو دیدۀ عالم گریسته
اشعارولادت امام کاظم(ع) بسم رب الفاطمه، تکثیر شد خیر کثیر جلوه ای دیگر ز وجهُ الله تابید از غدیر سوره ی کوثر ز الطاف خدا تفسیر شد نسلِ احمد از علی و فاطمه تکثیر شد هفتمین نور امامت، جلوه چون خورشید کرد بیتِ عصمت را خدا سرشار از توحید کرد دستِ هو ، قدرت نمایی کرد در اوجِ کمال باز هم ترسیم شد ابقای وجهِ ذوالجلال احمدی دیگر ‌تجلی کرده از سِرّ درون حیدری دیگر شده از آستینِ حق برون مجتبایی دیگر آمد از حریم کبریا یادگاری دیگر آمد از شهید کربلا سیدِ سجادِ ثانی، زینتُ العباد شد عرش تا تَحتُ الثَری، روشن از این نوزاد شد باقرِ دین از خدایش خواست تکریمش کند سبطِ او آمد که این اِکرام، تقدیمش کند آری آن اِکرام، رخسارِ امام کاظم است در حقیقت لطف، انوارِ امام کاظم است آسمانِ عشق را قرص قمر داده خدا صادق آل محمد را پسر داده خدا وجهِ ایزد، شمسِ جنت، ماهِ داور آمده نجلِ احمد، نسلِ زهرا، سبطِ حیدر آمده صاحبِ تاجِ ولایت، منجیِ دنیا و دین خالقِ جود و کرامت، مظهرِ حبلُ المتین هفتمین سلطانِ عالم، عالمی در بندِ اوست حضرت سلطان علی موسی الرضا فرزند اوست مُلکِ ایران کشورِ موسی بنِ جعفر هست و بس مُلکِ ایران نه، دو عالم وقفِ کوثر هست و بس معنیِ باغِ فدک، اینجا مشخّص میشود هر که با حق نیست از مِلکش مرخّص میشود از تمامِ سرزمینهایی که تحتِ سلطه است تا حرمهایی که در آن خاکی از غربت نشست دیر یا زود اُردوی دشمن هزیمت میکند لشکرِ فرعون در دریا عزیمت میکند غرقِ دریای تَفرعُن، نسلِ استکباری است قومِ موسای زمان را روزهای یاری است ما به لطفِ حق، فدک را پس بگیریم از عدو روزهای مهدوی داریم اینک پیشِ رو هوش اگر باشیم، ایام فرج نزدیکِ ماست! هر چه داریم از مسیرِ کوچه ی باریکِ ماست! حال با سربندِ یازهرا مهیا میشویم با اطاعت از ولایت، یارِ مولا میشویم روزهای انتقامِ خونِ مظلومان رسید اِنتقِم یا منتقِم، فرصت به محرومان رسید محمود ژولیده
زمان: حجم: 286.9K
مدح سنتی ولادت امام موسی کاظم(ع) بسم رب الفاطمه، تکثیر شد خیر کثیر جلوه ای دیگر ز وجهُ الله تابید از غدیر سوره ی کوثر ز الطاف خدا تفسیر شد نسلِ احمد از علی و فاطمه تکثیر شد هفتمین نور امامت، جلوه چون خورشید کرد بیتِ عصمت را خدا سرشار از توحید کرد دستِ هو ، قدرت نمایی کرد در اوجِ کمال باز هم ترسیم شد ابقای وجهِ ذوالجلال احمدی دیگر ‌تجلی کرده از سِرّ درون حیدری دیگر شده از آستینِ حق برون مجتبایی دیگر آمد از حریم کبریا یادگاری دیگر آمد از شهید کربلا سیدِ سجادِ ثانی، زینتُ العباد شد عرش تا تَحتُ الثَری، روشن از این نوزاد شد باقرِ دین از خدایش خواست تکریمش کند سبطِ او آمد که این اِکرام، تقدیمش کند آری آن اِکرام، رخسارِ امام کاظم است در حقیقت لطف، انوارِ امام کاظم است آسمانِ عشق را قرص قمر داده خدا صادق آل محمد را پسر داده خدا وجهِ ایزد، شمسِ جنت، ماهِ داور آمده نجلِ احمد، نسلِ زهرا، سبطِ حیدر آمده صاحبِ تاجِ ولایت، منجیِ دنیا و دین خالقِ جود و کرامت، مظهرِ حبلُ المتین هفتمین سلطانِ عالم، عالمی در بندِ اوست حضرت سلطان علی موسی الرضا فرزند اوست مُلکِ ایران کشورِ موسی بنِ جعفر هست و بس مُلکِ ایران نه، دو عالم وقفِ کوثر هست و بس
زمان: حجم: 177K
مدح سنتی ولادت امام موسی کاظم(ع) چو اشکِ دیده ی عشّاق‌حق،دل‌ها مصفّا شد قلوب شیعیان از روشنى چون طور سینا شد اگر بینى فضاى آفرینش گشته عطر آگین گلِ روى امام موسى کاظم شکوفا شد قدم زد در جهان مولاى عالم موسىِ جعفر که از یُمن قدومش،غرق زیور،عرش اعلا شد چه خورشیدى زمین و آسمان را کرده نورانى چه ماه پر فروغى در سپهر مجد، پیدا شد ز چرخ چارمین با موکب عزّ و شرف امشب پى عرض ادب سوى زمین نازل مسیحا شد نه تنها دیده ی آل محمّد شد به او روشن که چشم چرخ‌پیر از دیدن آن ماه،بینا شد در این فرخنده میلاد وصىّ هفتم طاها نزول رحمت بى‌منتهای ذات یکتا شد نه تنها آشنایانش،که در سر تا سر گیتى هر آن‌کس واقف از اوصاف او گردید شیدا شد حمیده مادر والا مقام و ارجمند او بنازد زان که او هم مادر فرزند زهرا شد به پاس مقدمش از جانب ربّ غفور امشب براى دوستدارانش، برات عفو، امضاء شد به آن باب‌الحوائج (ملتجى) شد هر گرفتارى یقین‌دارم که از کار و دلش هر عقده‌اى وا شد
دوبیتی ولادت امام موسی کاظم(ع) موسایی و صد جلوه به هر طور کنی هر جا گذری، حکایت از نور کنی تو باب حوائجیّ و ما حاجتمند ما را نکند ز درگهت دور کنی زیر علم امام کاظم بودن غرق کرم امام کاظم بودن خوب است ولی عجب صفایی دارد یک شب حرم امام کاظم بودن فیض تو به ما ز والدینت برسد از مشهد و قم، دو نورعینت برسد دلتنگ زیارت تو هستم چه شود! دستم به ضریح کاظمینت برسد طور من است مرقدِ موسای کاظمین قربان آن دو گنبدِ زیبای کاظمین بعداز غدیر و جلوه ی مستانه نجف تعظیم می کنیم به آقای کاظمین بر آینه ی جمال داور صلوات بر نور دو‌ دیده ی پیمبر صلوات بفرست تو با امام صادق امشب ناز قدم موسی جعفر صلوات بر احمد و آلش صلواتی بفرست بر جمله خصالش صلواتی بفرست اندر شب میلاد امام کاظم بر ماه‌ جمالش صلواتی بفرست بر خنده ی خورشید مشارق صلوات بر آینه ی جمال خالق صلوات از مکه و از مدینه گل می بارد بر دسته گل امام صادق صلوات