من فقط این رستوران اولیه رو دوست داشتم؛ اسمشم آرامش بود
که بنظرم اسم جالبی برای یه رستوران نیست
هرچند محیط واقعا ارامشبخشی داشت.
excuse me?
اینم ویوی بالاترین کلبهست که البته کلبهش داغون بود و مشخصا نمیشد اونجا غذا سرو کرد.
excuse me?
اونجا اینجوری بودم که خیلی خب اوکیه دیگه الان تا برگردیم هتل نزدیک اذان مغربه دیگه میرم حرم میمونم ف
این ایده همچنان در ذهنم بود با این تفاوت که همینطوری تایم داشت میگذشت و ممکن بود حتی نتونم به نماز مغرب حرم برسم...
بعد از گشت و گذار توی رستورانا و نخوردن غذا✅️✅️✅️
رفتیم بلاخره بلال گرفتیم خوردیم
و کمی قارچ کبابی که از شدت شوری و بد طعمیش نگم براتون👌🏻
و چای نبات که اونم خیلی چسبید