eitaa logo
جنگ
33 دنبال‌کننده
25 عکس
5 ویدیو
0 فایل
و در نهایت چشمهایت تمام دار و ندار من است.
مشاهده در ایتا
دانلود
جنگ
Viva la vida
حدود سه سانتی میشد؛ کفاشاشو میگم. یه کفش مشکی براق داشت با پاشنه های سه سانتی. روبه روم بود دقیقا رو به روم. با همون کفشا جلو من رژه میرفت و کتاب دستش رو ورق میزد. :( هی با توام... فهمیدی چی میگم؟ ببین چقد قشنگ توصیف کرده عشقو کاش توام یاد بگیری. بزار یه قسمتشو بخونم عاااا صفحه چند بود .. ... اهان اینجاست اینجا داره در وصف معشوقش میخونه: سوزش چشم من از لذت زیبایی توست خیره بر تو شده ام، پلک زدن یادم رفت. آه تواصلا تاحالا به چشمای من دقت کردی؟ اصلا تاحالا تلاش کردی برام شعر بگی؟ حواست هست؟ چرا جواب نمیدی؟ بیین یه جای دیگش هست .... اصلا ولش کن تو که گوش نمیدی حواست معلوم نیست کجاس) چشماش قهوه ایی بود. یادمه وقتی تونستم برای اولین بار به چشماش دقت کنم با خودم گفتم مگ میشه یه رنگ اینقدر قشنگ باشه ؛ همونجا بود ک رنگ مورد علاقم شد قهوه ایی... من همچیشو بلد بودم حتی این نق زدناشو حتی کتاب مورد علاقش یا مردی که ازش حرف‌ میزنه رو. من همچیشو دوست داشتم همچیشو بلد بودم. من عاشق تک تک چیزایی بودم که بهش ربط داشت حتی اون پاشنه های سه سانتی. ولی اون چی؟ اونم عاشق بود؟
هدایت شده از Call it love