خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
تو تجمعات بعضیام لا به لای همسر پیدا کردنشون یه پرچمی هم تکون میدن😒 #مخاطب @ezdevajihair
من وقتی پرچم میچرخونم تا شعاع چند صدمتریم کسی نباید باشه وگرنه خونش پا خودشه
خاطرات سمی ازدواج 🇮🇷
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
پیرمردی که تو مسجد رو صندلی نماز میخونه رو بیرون دیدم : 🗿 خاطرات سمی ازدواج 🇮🇷 @ezdevajihair
عاقا این بابا رو یادتونه ؟؟؟ 🦦
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از همون پیرمردا که روی صندلی نماز میخونن قسمت دوم 🗿
خاطرات سمی ازدواج 🇮🇷
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
از همون پیرمردا که روی صندلی نماز میخونن قسمت دوم 🗿 خاطرات سمی ازدواج 🇮🇷 @ezdevajihair
این بابای مسجدی دوم تحت تأثیر پرچم تکون دادن پسرا قرار گرفته اما خوب در نیومده🦦🙄😂 #مخاطب
+ منظورش این پرچم تکون دادنه🦦
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
از همون پیرمردا که روی صندلی نماز میخونن قسمت دوم 🗿 خاطرات سمی ازدواج 🇮🇷 @ezdevajihair
این بابامون چقد تهاجمی داره رفتار میکنه؛
پرچم بیچاره شکست😂
شرح حالش: بابا من چِه کارممممم
#مخاطب
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
از همون پیرمردا که روی صندلی نماز میخونن قسمت دوم 🗿 خاطرات سمی ازدواج 🇮🇷 @ezdevajihair
ادمین جون منم یه مامان بزرگ از این گروه هستم دستم مشکلی داره که نباید اصلا تکون بدم یه دستمم اصلا نباید بالا ببرم ،میرم تجمع بچه هام هی میگن مامان نکنیااا اما من جوگیر میشم پرچمو تکون میدم اون یکی دستمم مشت میکنم شعار میدم بعد تا فردا شب هردوتا دست و بازو رو نمیتونم تکون بدم😁😭
+ چقدر شما مادر منی نکنه خودشی؟؟؟
مامان اگه عضوی خودتو نشون بده..🦦
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
از همون پیرمردا که روی صندلی نماز میخونن قسمت دوم 🗿 خاطرات سمی ازدواج 🇮🇷 @ezdevajihair
من عاشق این باباهام تو خیابون میبنمشون بغضی میشم 🥹 ...تو فامیل داریم خیلیاشون شاید راه پیمایی ها و...میپیچوندن الان اینجوری سفتتت حضور موثررر دارن #مخاطب
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
تو تجمعات بعضیام لا به لای همسر پیدا کردنشون یه پرچمی هم تکون میدن😒 #مخاطب @ezdevajihair
دیشب توی تجمع یه آقایی با دسته فلزی پرچمشون محکم زدن تو سرم🤕 من گفتم شاید اتفاقی بوده . بعد دوباره محکم تر زدن تو سرم🤕
داداشم هم باهاشون دعوا کرد 🤦
مگه برعکس نبود؟ ما قرار بود بزنیم کهههههه🚶🕳️
آخه برادر ممنننن مگههه جنگههه
#مخاطب
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
واکنش مامانم وقتی خبر ازدواج یکی از دخترای فامیل و میشنوه 😐 خاطرات سمی ازدواج 🇮🇷 @ezdevajihair
دقیقا این مامان منه یکی از دخترای فامیلمون که 16سالشه چند روز پیش عقد کرده بعد آمده بود خونمون حالا هرکاری میشه میگه خاک تو سرت اون ازدواج کرد ولی تو هنوز موندی همین کارا رو انجام میدی که کسی نمیاد تو رو بگیره 😂🤦♀💔 #مخاطب
@ezdevajihair