خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
عروس دوماد عکس و توی کانال دیدن😂 @ezdevajihair
بش بگو برو خداروشکر کن خوب افتادی 😂😂😂 #مخاطب
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
عروس دوماد عکس و توی کانال دیدن😂 @ezdevajihair
ادمین بهش بگو وقتی تو ملأعام عقد میکنی، خب طبیعیه عکست بیفته فضای مجازی . اینکه دیگه از بدیهیاته!
#مخاطب
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
عروس دوماد عکس و توی کانال دیدن😂 @ezdevajihair
دوستت هم نمیفرستاد از خبرگزاری عکساتون میومد بیرون ، شل کن لذت ببر #مخاطب
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
خودم که نه ولی رفیقم دوماد جانفدا بود + خودش میدونه عکسشو الان ۳۴ هزار نفر دارن میبینن ؟ 🦦 @ezdevaj
ادمین بگو حالا دوستش و تیکه تیکه نکنه خود همین عکسی که رفیقش فرستاده پایینش یه نشونه داره که معلومه بنده خدا از جایی برداشته دیده رفیقشه فرستاده #مخاطب
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
خودم که نه ولی رفیقم دوماد جانفدا بود + خودش میدونه عکسشو الان ۳۴ هزار نفر دارن میبینن ؟ 🦦 @ezdevaj
آشنا دارم میتونه کمکت کنه از مرز رد شی فقط خواستی به ادمین کد بده بهم خبرشو بده #مخاطب
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
مثل اینکه چلهها داره جواب میدهها❣ بیاید بگید ببینم چلههاتون به کجا رسیده ؟ تموم شده یا چی ؟ هرکی
هیچکی بدبخت تر از من نیست
منچله میگیرم برا خواهرم خواستگار میاد :/ #مخاطب
@ezdevajihair
- آیا وکیلم؟
+ عروس رفته لانچر بیاره
خاطرات سمی ازدواج 🇮🇷
@ezdevajihair
اربعین سال ۱۴۰۲ قسمت شد ما خانوادگی بریم کربلا و من اون موقع کلا ۱۶ سال داشتم تو صحن نجف نشسته بودیم و از گرما داشتیم هلاک میشدیم مامانم و داداشم رفتن اب بخورن من و بابام موندیم بابام خسته بود دراز کشید یه مقدار منم به دور و اطراف نگاه میکردیم که دیدم دو تا خانم عرب نشستن کنار دستم و هی منو با دست نشون میدن و به عربی تند تند صحبت میکنن تعجب کردم همین جوری نگاهشون میکردم که دیدم یه کم خودشون رو کشیدن سمت من .
عربی رو دست و پا شکسته به همون اندازه ای که تو کتاب درسی هست بلد بودم اونا بنده خدا فهمیدن من نمیفهمم چی میگن اروم اروم کلمه به کلمه و ایما و اشاره میخواستن بحث رو شروع کنن 😂
شاید باورتون نشه ولی حتی میگفت اب و هوای شهرتون چطوره؟ 😁منم گفتم بارد 😂بعدش با دست چهرش رو نشون داد اشاره به چهره من و بابام کرد که یعنی شما چقدر شبیه هستید منم لبخند میزدم 😂
اخرش دیدم اشاره کرد به انگشتش ادای حلقه انداختن نشون داد بعد با دست داشت شکل و شمایل کسی رو که من رو براش در نظر گرفته بودن نشون میداد 🤣بابام پاشد دید اینا دارن اینجوری میکنن
گفت پاشو بریم تا شر نشده 😂
(ولی یه چیزی که فهمیدم بعدش و تو شوک رفتم و هم کلی خندیدم این بود که اون خانما هر دو هوو هم بودن و منو میخواستن بکنن زن سوم شوهرشون) 😐
#مخاطب
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
هیچکی بدبخت تر از من نیست منچله میگیرم برا خواهرم خواستگار میاد :/ #مخاطب @ezdevajihair
میای باهم صیغه خواهری بخونیم ؟
#مخاطب
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
هیچکی بدبخت تر از من نیست منچله میگیرم برا خواهرم خواستگار میاد :/ #مخاطب @ezdevajihair
الهی بمیرمممممممم براااااااات به خواهرت بگو چله برداره تا برای تو خواستگار بیادددد😂 #مخاطب
@ezdevajihair
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
هیچکی بدبخت تر از من نیست منچله میگیرم برا خواهرم خواستگار میاد :/ #مخاطب @ezdevajihair
اتفاقا من حدود بیست سال پیش ۴۰ هفته رفتم جمکران . خواهرکوچکترم ازدواج کرد و من دانشگاه قبول شدم😊 #مخاطب
@ezdevajihair