eitaa logo
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
33.1هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
723 ویدیو
7 فایل
ارتباط با ادمین :🦥👇 @admin_sammi لینک برای پیام ناشناس : 👇 https://punz.ir/message/0448naz کانال دوم خاطرات متاهل ها 👇 https://eitaa.com/rohesabegh کانال تبلیغات : 👇 https://eitaa.com/joinchat/3521840594C18eef67e0e
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/khastegarybazi/3679 من یه بار همچین اتفاقی برام افتاد آقا اومدن و واقعا به دلم نشستن. منم از 10تا معیار 4 تای حیاتی و مهم تر رو جدا کردم و از نظر اون معیارها ایشونو سنجیدم اما وقتی دیدم ایشون 2 تا از اون معیار های الویت بنده رو ندارن دیگه جلو رفتن قلب رو جایز ندونستم و ترجیح دادم منطق رو الویت قرار بدم و از این بابت خیلی خوشحالم
دقیقا من الان تو همچین حالتی هستم ،خیلی دوسش دارم و میترسم از دستش بدم.ولی با یسری از مسائلش مثل شغل و رفتارخانوادگی مشکل دارم.نیاز به کمک دارممم
سلام من ت همین شرایطم عمیقا اون فردو دوست دارم و ازش خوشم میاد یمدت به اینکه معیارایی که مدنظرم بود و نداشت برام بی اهمیت بود ینی غرق بودم واقعا و به بی خیالی میزدم خودمو بهش فکر نمی‌کردم اما بعداز صحبت کردن با دیگران و سرعقل اومدن خودم کم کم ازش دست کشیدم هنوزم دوسش دارم اما سعی میکنم بهش فکر نکنم دوست داشتن نمیتونه همه چیز باشه درکنارش اگه اون معیار هامو نداشته باشه شاید علاقمم بهش کم بشه ونمیتونم باهاش زندگی کنم ،فقط بخاطر دوست داشتن!
هم من و هم همسرم عمیقا هم رو دوست داشتیم و خب من مذهبی بودم ولی خانمم... بخاطر عشق بینمون ایشون خودشون رو اصلاح کردن و الان من بابای ۳تا دختر و ۱ پسر خوشگلم
قرار بود ادامه تحصیل بدیم، ولی نه دیگه اینقدر 😫😂
برای من برعکس بود ، احساسی بهش نداشتم اما از رو منطق جواب مثبت دادم ، پشیمون نیستم، اما هنوزم حسی بهش ندارم بعد از ده سال
در جریان خواستگاری با همکلاسی دانشگاهم، متوجه شدم خیلی دوسشون دارم و ایشون هم خیلی منو دوست داشتن، من متوجه ی تفاوت هامون شده بودم که من مذهبی بودم و ایشون اصلا در قید و بند این چیزا نبود، و از طرفی دلم گیر بود و این باعث شده بود نتونم بهشون جواب منفی بدم ولی طی یه تصادفی که داشتم و و آسیبی که دیدم ، اقا پسر دیگه پشیمون شدن و بهم گفتن دیگه منو نمیخوان و خداروشکر تموم شد خواستگاری و اینا و من ایشونو شناختم که عشقی که به من داشتن بسیار سطحی بوده ،چون چند سال ادعای عاشقی میکردن،، بعدش که خوب شدم و شرایطم اوکی شد دوباره اومدن برای خواستگاری و گفتن که من فکر میکردم خوب نمیشی و من با چشم باز و دلی شکسته جواب رد دادم .
از نظر عاطفی وابسته شدم ولی بعضی ملاکای مهمم رو نداشت. کلی دعا کردم که خودشون نظرشون منفی باشه و قرار نباشه من تصمیم بگیرم. همین اتفاق هم افتاد الحمدلله
لطفا، خواهشا، آقایون زمان آشنایی، با نگاه و زبان دلبری نکنید. بعد میرید و اون دختر به شما حس پیدامیکنه و تا مدت ها، شما تو ذهن و دلش می مونید. "خدا می بیند"
بله ، فردی بود که عمیقاً دوستش داشتم ولی اصلا با معیارهای فرهنگی و مذهبی و ... خانواده ام جور نبود سخت بود ، خیلی سخت ، ولی فراموشش کردم و سعی کردم منطقی تصمیم بگیرم ، الان ۱۴ سال از اون موقع میگذره و با مردی دارم زندگی می کنم که در درجه ی اول معیارهام رو داشت و در مرحله ی بعد دوست داشتن به وجود اومد و خداروشکر خوشبختیم در صورتی که مطمئنا اگر مورد قبلی رو انتخاب می کردم تعارض مون تو خیلی موارد ما رو به بن بست می کشوند