eitaa logo
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
32.7هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
738 ویدیو
7 فایل
ارتباط با ادمین :🦥👇 @admin_sammi لینک برای پیام ناشناس : 👇 https://punz.ir/message/0448naz کانال دوم خاطرات متاهل ها 👇 https://eitaa.com/rohesabegh کانال تبلیغات : 👇 https://eitaa.com/joinchat/3521840594C18eef67e0e
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/nashenas_ezdevaji/7056 اگه برا م غذا و سالادو تزئین نکنه چی😐😂 این دیگه چه فانتزی بود🤌
ما یه جایی رفتیم خواستگاری به والدین دختر خانم گفتیم که زنگ بزنیم نظرتون رو بپرسیم گفتن هر وقت مشورت کردیم ما گفتیم خوب یه تاریخ حدودی بفرمایید گفت معلوم نیست شاید ۱ ماه طول بکشه شاید یه روز آخر سر جواب قطعی ندادن که چه زمانی تماس بگیریم فرداش برادرم با پدر دختر خانم تماس گرفت گفت نظرم راجع به شما منفی هست موفق باشید گفت وا ما دیروز نظرمون مثبت بود خواستیم کلاس بزاریم براتون اما داداش من قبول نکرد ازشون
اینو مخصوص روح های ازدواجی درست کردم😁 البته من سه تا بچه دارم. بچه هام مجبورم کردن😁😁 +بچه هاتون روحشون ازدواجیه😂🤣
https://eitaa.com/nashenas_ezdevaji/7057 خوب ایشون جوابشون احتمالا مثبته که پیگیرن
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
یه سوال . خواستگار زنگ نزدن جواب بدن مامانم میگه اگه میخوای زنگ بزنم بگم چرا پیگیری نکردین . چیکار ک
پیامم رو گذاشتید داخل کانال ممنون از شما کامل بگم شرایط چطوریه مادر پسر از من شماره خودمو گرفت گفت کارت دارم بعد از ۲۰ روز شاید زنگ زد گفت یه پسری دارم و قرار شد یه جلسه هم رو ببینیم که خورد به انتخابات گفتن الان کار داره پسرمون بعد زنگ نزدن ما هم گفتیم که تمومه دیگه . بعد دوباره ۲۰ روز گذشت زنگ زدن گفتن واسه محرم و اینا حالا زنگ زدیم ، ما هم گفتیم خب اشکال نداره و رفتیم همو دیدیم ، الان هم ۵ روز گذشته . نمی دونم فراموش کنم یا پیگیری . مشکل من اینه که از اول با من هماهنگ کردن. البته من که نظرم مثبت نیست چون با یک جلسه چیز زیادی نمیشه فهمید . ولی مادرم میگه پیگیری کنیم
این خانوما هنر مندی ها و دستپختاشون رو می‌فرستن اینجا که چی، بابا اینجا که شوهر گیر نمیاد😂 تو خونه بیشتر از این کارا بکنید شاید مادرتون راضی شد +تو خیابون که نمیپزن عکس بگیرن ،تو خونه میپزن دیگه 😶😐😂
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
پیامم رو گذاشتید داخل کانال ممنون از شما کامل بگم شرایط چطوریه مادر پسر از من شماره خودمو گرفت گفت
نه عزیز من این کار رو نکنید ، حتما نپسندیدن یا هنوز احتیاج دارن فکر کنن یا کلا دل بزرگ هستند یا کلا از خود متشکر هستند😏😏 ادمین جان خواهش میکنم توی کانالهاتون به خانواده ی آقا پسرهای محترم بفرمائید اگر به هر دلیلی نخواستید یه اطلاع بدید ، این که فکر آدم رو درگیر میکنید و میرید و پشت سرتونم نگاه نمی کنید خیلی بده فکر نکنم از بزرگیتون کم بشه اگر یه خانواده رو از فکر و خیال نجات بدید حتی اگر جواب منفی باشه 😐😐😐
خدا هدایتتون کنه مامانم عضو کاناله هی میره میاد میگه ببین اگه حلوا بلد بودی حالا دو تا هم بچه داشتی 😂 پااااااااشو حلوا بپز تا فردا برا من شوهر پیدا نشه حلوا خودمو میپزم از دستتون 😫 +نیاز نیست تو بپزی خوبیت نداره مثلاً مُردی ،اینجا حلوا پز زیاد داریم با بهترین دیزاین برات آماده میکنن😁😂 (البته دور از جونت😄)
سلام نایب الزیاره همه مجردین هستم چند ماه پیش رفتم خواستگاری ( از آشناها بودن و هر دو از خانواده مذهبی بودیم )همه حرف هامون با دختر خانم زدیم و همه چیز داشت خوب پیش میرفت و دوره آشنایی ما یک ماه بود که یهویی دقیقه ۹۰ (طی تحقیقات)به دروغ به خانواده دختر خانم گفته بودن من مواد مخدر مصرف میکنم (+چند مورد دروغ دیگه )و همه چیز به هم خورد راستش بعد از اون جریان خیلی علاقه به ازدواج پیدا نکردم امروز آمدم مشهد و همه اونایی که بهم تهمت زدن و مانع از حلال خدا شدند را بخشیدم 💔
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
ادمین بگو این بازیه خوشمزه رو تموم کنن تا پا نشدم همشونو زخمی کنم🔪🥸
https://eitaa.com/nashenas_ezdevaji/7046 ما تا اولین جلسه خواستگاریمون هنوز همو ندیده بودیم.. بعد که رفتن، بابام نظرمو پرسید من گفتم بذار اول اونا اعلام کنن، بعد ما روش فکر می‌کنیم... چون تابحال منو ندیده بودن شاید منفی باشه نظرشون.... بعد چند روز که زنگ نزدن، بابام به باباشون زنگ زد که : اگه نظرتون احیانا مثبته تا اینجا، ما و دخترم فکرامونو کنیم😎... که پدرشون گفتن: ما از اول مثبت بودیم که اومدیم و منتظر تماس شما بودیم😅... خلاصه بعد دو روز ما هم زنگ زدیم و قرار جلسه ی دوم دو نفره رو گذاشتیم....... بنظرم این مدلی هم خبر بگیرین بد نباشه دوست عزیز
با منم همین کارو کردن. اولین خاستگارم بعد از 4 جلسه و صحبت مهریه و قرار مشاوره زنگ زدن گفتن فردا پسرم براش کار پیش اومده نمیتونه بیاد مشاوره یه قرار دیگه میذاریم و دیگه زنگ نزدن، 10 روز طول کشید تا باور کردم دیگه نمیان ولی خاطره تلخ و حال بدی که داشتم تا مدتها باهام بود بعدها شنیدم مادره هر جا رفتن خاستگاری بعد از جلسه آخر همه چی رو به هم میزنه مادر محترم ، خواهر محترم، شماها حق دارین انقد بگردین تا آدم مناسب برای پسر و برادرتون پیدا کنید ولی انسانی و با وجدان با مردم برخورد کنین اون دختری که قلبشو میشکنین شاید یه روزی فراموش کنه ولی خدا فراموش نمیکنه