https://eitaa.com/khastegarybazi/4978
میشه این دوستمون لطف کنن بگن اسم این کتاب چیه؟
+کتاب در حسرت یک آغوش
ادمین جان سلام😁
بالاخره بعد از یکماه با هزارو خورده ای پیام نخونده همین الان تموم شد😂✌🏻
یه خداقوت بهم نمیگین؟!🧐
پیامای کانال بعضیاش حتی از جوکر هم خنده دار تره 😂
+خسته نباشی قهرمان ،خدا قوت دلاور😂
سلام ادمین
بنظرت کجا برم داد بزنم و گریه کنم و خودمو خالی کنم
از لحاظ روحی بشدت تحت فشارم و بغض وعصبانیت داره دیوونم میکنه
و جایی ندارم برم و...
و هیچکس نیست که بخوام باهاش حداقل حرف بزنم و درکم کنه.
+برو روضه امام حسین🥲
https://eitaa.com/khastegarybazi/4978
بله بله ما شاهد بودیم اون لحظه که ایننقاشی رو داشت میکشید برای هدیه به حاج اقاشون😁
و چه قدر اذیتش کردیم 😅
+ اکیپ دوستاشون همه ازدواجین و عضو کانال روح های ازدواجی😂
با شوهرم رفته بودیم آزمایش گروه خون اونجا زوجهای دیگه ای هم بودن و خیلی شلوغ بود یه لحظه نگاهم افتاد به همسرم که دورتر از ما روی صندلی نشسته بود ، و نگاهش به یکی از عروس خانومها بود و اصلا انگار پلک هم نمیزد بعد از مدتی دیدم خانومه رفته اما شوهرم همچنان با همون حالت داشت به اون نقطه نگاه میکرد ..
نتیجه اینکه شوهرم اصلا به اون خانم نگاه نمیکرده و بخاطر استرس و مشغولیت فکریش نگاهش به یه نقطه خیره شده بود وجالب اینکه وقتی مسئول آزمایشگاه هم اسشونو خوندن ایشون اصلا نشنیده بود .
خلاصه الان بعد ۱۳ سال زندگی هیچوقت دیگه این اتفاق تکرار نشد .
#مخاطب
سلام
دوست بنده یکی رو به عنوان خواستگار معرفی کردن
من به مادرم گفتم
و از اونجایی که پدر بنده با خواستگار رابطه خوبی نداره تا الان هر خواستگاری مطرح شده ما به ایشون از ترس نگفتیم و خودم به شخصه جواب رد میدادم
ماهم گفتیم تا کی؟؟؟ هرکس ندونه فکر میکنه عیبی چیزی دارم که اجازه نمیدیم
الان موندم این خواستگار فعلی چیکارش کنم منتظر جوابن که بیان
مادر هم هیچ حرکتی نمیکنه و فقط میگه موقعیت هاتو الکی رد نکن
خب عزیز من وقتی پدر اونجوریه و شما هم هیچ حرکتی نمیزنی و ادم خون به جیگر میکنین
من چه گُلی بزارم بر سر مبارکم؟؟؟؟؟؟؟؟
الان به این بنده خدااااااااا چی بگم که منتظر جواااااابه.
#مخاطب
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
سلام دوست بنده یکی رو به عنوان خواستگار معرفی کردن من به مادرم گفتم و از اونجایی که پدر بنده با خواس
شماره پدرتون رو بدین تا خواستگارا با پدرتون صحبت کنن.
اینطوری دیگه اذیت نمیشین
#مخاطب
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
سلام دوست بنده یکی رو به عنوان خواستگار معرفی کردن من به مادرم گفتم و از اونجایی که پدر بنده با خواس
به یه بزرگتر بگو با پدرت حرف بزنه
#مخاطب
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
سلام دوست بنده یکی رو به عنوان خواستگار معرفی کردن من به مادرم گفتم و از اونجایی که پدر بنده با خواس
پدر من هم دقیقاً همینجور بودن
برای هر سه دخترشون
تا اینکه خودمون باهاشون صحبت کردیم و گفتیم حالا قرار نیست هرکس اومد خواستگاری جواب مثبت بشنوه،ولی میخوایم باهاشون صحبت کنیم اگه خوب بود که جلو میریم اگه هم خوب نبود که جواب منفی میدیم و فکر و ذهنمون آزاد میشه ،اینقدر درگیری ذهنی ادامه دار نمیشه
#مخاطب