هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
📚 عنوان کتاب: افسر بیبی
✍️ نویسنده: خانم افسانه جانفزا
🌟 رده سنی: جوان و بزرگسال
📝 قالب: تاریخ شفاهی
💛 درباره کتاب:
بچهها دیده بودند که مهدی چطور با چند نارنجک، چند تانک دشمن را از پا درآورده بود.
با لبخند میگفت: «حیفه آرپیجی حروم کنیم، وقتی میشه با یه نارنجک کارو راه انداخت!»
#افسر_بی_بی 💫
#تاریخ_شفاهی 📜
#زنان_قهرمان 💪
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📖✨
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید 🎉
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
📖همه چیز از یکشنبه شروع شد
روایت زندگی سردار عباس شاملو
نویسنده: نسرین رجبپور
📚اگر شما هم مثل من با دیدن اسمش، لحظه شماری میکنید برای خوندنش، فعلا دست نگه دارید ...
#همه_چیز_از_یکشنبه_شروع_شد ↪
#تاریخ_شفاهی⭕
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
مادر شهید ابراهیم قائمی در دوران بارداری خواب دیده بود که زنان سیاهپوش به او خبر دادهاند که فرزندش فدای امام حسین (ع) خواهد شد. از این رو، نام او را ابراهیم گذاشت. پدر شهید نیز با وجود سن کم فرزندش، به او اجازه حضور در جبهه را داد و گفت:
#گلستان_ابراهیم 💐
#زندگی_نامه🌱
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
بهت زده به محمد و سیب توی دستش به علی و پیشانی باند پیچی شدهاش خیره ماندم.
ذهنم عقب رفت و مرا برد پشت پنجره فولاد.
آن شب پاییزی سال شصت و شش!
آن شب سرد!
#آن_شب_پاییزی🍂
#زندگی_نامه🌱
#تاریخ_شفاهی🌾
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
توی خیالات خودم بودم که دیدم نزدیک خانهام یک دفعه چیزی که روی دیوار افتاد توی حیاط مرد دماغ عقابی بود از کلاه پشمی روی سرش و جثه اش شناختمش جلوتر رفتم رد کفشهایش روی برف تا دم در خانه رفته بود🌱✨
#یک_نفر_به_بابا_خبر_بدهد
#رمان_نوجوان
#تاریخ_شفاهی🌾
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
نرگس و نورا و مهدیس دستهایشان را بالای سرشان بردند فریاد زدند زن زندگی آزادی
مینا روی زمین افتاده بود کلاس دور سرش میچرخید گوشهایش سوت کشید چهره بچههای کلاس درهم بر هم و صورتهایشان چاق و لاغر میشد
صدای بچهها را کلفت و نازک میشنید چشمش افتاد به تصاویر روی دیوار تصویر پوسته آناتومی بدن چشمش را گرفت قلب توی تصویر تپید خون را پمپاژ کرد و از توی رگهایش روی دیوار کلاس پاشید حروف انگلیسی از بالای دیوار دانه دانه پایین ریخت و روی کف کلاس رژه رفتند...
#آونگ
#رمان_نوجوان
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
زندگی اهالی سمندر هزار مسجد با جاده قرابت دارد آن هم پیاده به دل جاده زدن گاهی برای برپا کردن سوروسات عروسی جاده را طی کردند و به چناران و مشهد برای خرید رفتند گاهی به دل جاده زدن به دنبال معاش تا خودشان به صف نفت و قند و روغن برسانند
#یوسف_هزار_مسجد
#روایت_مستند
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
⚠️💥 یک دفعه صدای بلندی توی گوشش پیچید. برگشت سمت صدا. باورش نمیشد؛ یک تانک داشت با سرعت زیاد به سمت آنها حرکت میکرد.
🏃♀️ زنانی که جلوتر از آنها ایستاده بودند، از جلوی تانک فرار کردند تا زیر شنیاش نرود. تانک خیلی به آنها نزدیک شده بود. دستان مهری شل شده بود و فقط نوک انگشتان اقدس در دستش بود.
😨ناگهان زنی، اقدس را گرفت و پرت کرد سمت جدول کنار خیابان. اما مهری همانطور زل زده بود به تانک؛ نفسش به شماره افتاده بود و نمیدانست چه کار کند...
#دختران_هم_شهید_می_شوند
#روایت_مسند
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
خدیجه خانم چیزی نمیگفت؛ منتظر جواب نبود. نشسته بود و با صورت درهم، روبرو را نگاه میکرد.
📚 در کتابخانه، سید علی که کنار عاقد نشسته بود،
قلبش تند تند میزد و نگران بود. عرق از بالای گردنش راه گرفت و به داخل پیراهن سفیدش رسید.
او شروع کرد به صلوات فرستادن. 🤲
بیبی دست روی شانه سکینه گذاشت؛
باز هم مکث کرد، انگار رفته بود جای دور،
از اجازهاش را بگیرد و برگردد.
🗣️ زیر لب صلوات فرستاد:
«توکل بر خدا و با اجازه مولام امیرالمؤمنین، بله.» ✨
#دختری_از_نجف
#رمان
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
🕊️✨دختر همسایه رفت،
من هم از نردبان پایین آمدم و برگشتم توی حیاط ساواکیها.
هنوز داشتند حرفهای صد من یک غازشان را بلغور میکردند.
دلم میخواست داد بزنم:
💭 بیچارهها! مرغ از قفس پرید... 🕊️
سید رضای عزیزم رفت،
رفت جایی که حالا حالاها به عقل ناقص هیچکدامتان نمیرسد…
#دست_های_بیقرار
#خاطرات
#زندگی_نامه
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📣اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی تا دقایقی دیگر منتشر خواهد شد.
🔹️این پیام راهبردی که در هفت سرفصل مهم صادر شده، حاوی نکات ویژهای درخصوص رهبر شهید انقلاب، نقش و وظایف مردم، نیروهای مسلح، دستگاههای اجرایی و جبهه مقاومت و همچنین کشورهای منطقه و مواجهه با دشمنان است. ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
📲@rahbar_enghelab_ir
💠شب بیست و دوم ماه مبارک رمضان،💠
شب شهادت مظلومانه امیرالمؤمنین (ع) و از برترین شبهای نهایی شدن تقدیر بندگان در پیشگاه حضرت حق است.🕊️
🕯️التماس دعا از همه همراهان گرامی.🕯️
┄┅┅┈⊰𑁍📚𑁍⊱┈┅┅┄
به ما بپیوندید.
https://eitaa.com/f_setareha