هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
بهت زده به محمد و سیب توی دستش به علی و پیشانی باند پیچی شدهاش خیره ماندم.
ذهنم عقب رفت و مرا برد پشت پنجره فولاد.
آن شب پاییزی سال شصت و شش!
آن شب سرد!
#آن_شب_پاییزی🍂
#زندگی_نامه🌱
#تاریخ_شفاهی🌾
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
توی خیالات خودم بودم که دیدم نزدیک خانهام یک دفعه چیزی که روی دیوار افتاد توی حیاط مرد دماغ عقابی بود از کلاه پشمی روی سرش و جثه اش شناختمش جلوتر رفتم رد کفشهایش روی برف تا دم در خانه رفته بود🌱✨
#یک_نفر_به_بابا_خبر_بدهد
#رمان_نوجوان
#تاریخ_شفاهی🌾
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
نرگس و نورا و مهدیس دستهایشان را بالای سرشان بردند فریاد زدند زن زندگی آزادی
مینا روی زمین افتاده بود کلاس دور سرش میچرخید گوشهایش سوت کشید چهره بچههای کلاس درهم بر هم و صورتهایشان چاق و لاغر میشد
صدای بچهها را کلفت و نازک میشنید چشمش افتاد به تصاویر روی دیوار تصویر پوسته آناتومی بدن چشمش را گرفت قلب توی تصویر تپید خون را پمپاژ کرد و از توی رگهایش روی دیوار کلاس پاشید حروف انگلیسی از بالای دیوار دانه دانه پایین ریخت و روی کف کلاس رژه رفتند...
#آونگ
#رمان_نوجوان
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
زندگی اهالی سمندر هزار مسجد با جاده قرابت دارد آن هم پیاده به دل جاده زدن گاهی برای برپا کردن سوروسات عروسی جاده را طی کردند و به چناران و مشهد برای خرید رفتند گاهی به دل جاده زدن به دنبال معاش تا خودشان به صف نفت و قند و روغن برسانند
#یوسف_هزار_مسجد
#روایت_مستند
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
⚠️💥 یک دفعه صدای بلندی توی گوشش پیچید. برگشت سمت صدا. باورش نمیشد؛ یک تانک داشت با سرعت زیاد به سمت آنها حرکت میکرد.
🏃♀️ زنانی که جلوتر از آنها ایستاده بودند، از جلوی تانک فرار کردند تا زیر شنیاش نرود. تانک خیلی به آنها نزدیک شده بود. دستان مهری شل شده بود و فقط نوک انگشتان اقدس در دستش بود.
😨ناگهان زنی، اقدس را گرفت و پرت کرد سمت جدول کنار خیابان. اما مهری همانطور زل زده بود به تانک؛ نفسش به شماره افتاده بود و نمیدانست چه کار کند...
#دختران_هم_شهید_می_شوند
#روایت_مسند
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
خدیجه خانم چیزی نمیگفت؛ منتظر جواب نبود. نشسته بود و با صورت درهم، روبرو را نگاه میکرد.
📚 در کتابخانه، سید علی که کنار عاقد نشسته بود،
قلبش تند تند میزد و نگران بود. عرق از بالای گردنش راه گرفت و به داخل پیراهن سفیدش رسید.
او شروع کرد به صلوات فرستادن. 🤲
بیبی دست روی شانه سکینه گذاشت؛
باز هم مکث کرد، انگار رفته بود جای دور،
از اجازهاش را بگیرد و برگردد.
🗣️ زیر لب صلوات فرستاد:
«توکل بر خدا و با اجازه مولام امیرالمؤمنین، بله.» ✨
#دختری_از_نجف
#رمان
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از فروشگاه ستارهها 📚
🕊️✨دختر همسایه رفت،
من هم از نردبان پایین آمدم و برگشتم توی حیاط ساواکیها.
هنوز داشتند حرفهای صد من یک غازشان را بلغور میکردند.
دلم میخواست داد بزنم:
💭 بیچارهها! مرغ از قفس پرید... 🕊️
سید رضای عزیزم رفت،
رفت جایی که حالا حالاها به عقل ناقص هیچکدامتان نمیرسد…
#دست_های_بیقرار
#خاطرات
#زندگی_نامه
#برای_زنده_نگهداشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم 📚
#شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند ⭐
┄┅┅┈⊰᯽📖᯽⊱┄┅┅┈
مهمان ما باشید
@f_setareha
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📣اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی تا دقایقی دیگر منتشر خواهد شد.
🔹️این پیام راهبردی که در هفت سرفصل مهم صادر شده، حاوی نکات ویژهای درخصوص رهبر شهید انقلاب، نقش و وظایف مردم، نیروهای مسلح، دستگاههای اجرایی و جبهه مقاومت و همچنین کشورهای منطقه و مواجهه با دشمنان است. ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
📲@rahbar_enghelab_ir
💠شب بیست و دوم ماه مبارک رمضان،💠
شب شهادت مظلومانه امیرالمؤمنین (ع) و از برترین شبهای نهایی شدن تقدیر بندگان در پیشگاه حضرت حق است.🕊️
🕯️التماس دعا از همه همراهان گرامی.🕯️
┄┅┅┈⊰𑁍📚𑁍⊱┈┅┅┄
به ما بپیوندید.
https://eitaa.com/f_setareha
هدایت شده از فرهنگیار
امام خامنه ای:
✊من این توفیق را داشتم که پیکر ایشان(رهبر شهید) را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود.
آخرین تصویر از امام شهیدمان نمادی حماسی ساخت:
مُشتهایتان را گره کنید
فردا در راهپیمایی روز قدس و در تمام اجتماعاتمان مشت ها را گره کرده و تولی و تبری را فریاد خواهیم زد
🆔 https://eitaa.com/farhangyarr
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«بسم الله الرحمن الرحیم»
┄┅┅┈⊰𑁍📚𑁍⊱┈┅┅┄
به جمع ما بپیوندید.
https://eitaa.com/f_setareha