من از تمام دختران شهر سربودم ...
افسوس از بازی دنیا بی خبر بودم :)
از عکس هایی که به دیوار اتاقت بود
هرچند زیباتر نبودم، ساده تر بودم.
هرجا کم آوردی کنارت بیشتر ماندم
با این که زن بودم ولی مرد خطر بودم.
هرجا به خاکی میزدی از آن همه همراه
تنها یکی می ماند من آن یک نفر بود.
هرجا یکی کم بود کاسه کوزه هایت را
روی سر او بشکنی آن دور و بر بودم ...
از دور میفهمم چه حالی، شادی یا غمگین
اما تو چه؟ دیروز فهمیدی پکر بودم؟
از خود به تو، از تو به غم، از غم به تنهایی
من در تمام عمر در حال سفر بودم ...
من عاشقی کردم تو عادت فرق ما ایناست.
اهل سیاست بودی و اهل هنر بودم.
ای کاش آن روزی که گفتی دوستت دارم
یا لال بودی، نه. زبانم لال، کر بودم؛
گفتی اگر تو جای من بودی چه میکردی؟
ترکت نمیکردم عزیزم من اگر بودم.
برگشتی و تنهایی ام را بیشتر کردی ...
من هم به پایت سوختم از بس که خر بودم ...
سُفره دارِ تواَم ای عشق، بفرما.. بِنشین
نانِ جو، زخم و نمک، خونِ جگر بسیار است...
#حامد_عسکری
فککن یه وزارتخونه ساختن به اسم ارتباطات
تنها کاری که بعنوان وظیفه اصلیش میکنه قطع ارتباطاته
الا ای دختر ِایران،شراب و شهد ِبی پایان
ننوشم از لب ِلعلت،به یک دم می شوم ویران
تو ای جانت اهورایی،شکوه و فر ِآریایی
دلت منشور کوروش شد،آناهیتای ِزیبایی
به یزدان جام ِجمشیدی،سرا و تخت ِخورشیدی
به وقت ِظلمت تاریخ،تو آن یوتاب ِامیدی
که برزن زنده از رویت،سکندر مانده در خویت
چو گشتی سد به روی ِاو،در آن بند با دو گیسویت
تویی آن کشتی ِنوحی،عصا و تکیه ی ِروحی
تبر بر هر شب آویزی،حبیب ِجان ِمذبوحی
هزار و یکشب ِجانی،سبوی ِعشق و ایمانی
به محراب دل ِعاشق،تو هم انجیل و قرآنی
تویی هم خواجه ی ِقلبم،تو لیلی،مرهم و محرم
میان ِاین همه دختر،تویی آیینه و زمزم
تویی هم آب،تویی مهتاب،تویی در تن توان و تاب
قلم در وصف ِتو حیران،تو ای دریای ِبی پایان..
روز دختر مبارک دختران سرزمینم:)
فادیا
الا ای دختر ِایران،شراب و شهد ِبی پایان ننوشم از لب ِلعلت،به یک دم می شوم ویران تو ای جانت اهورایی،
میدونم دیره ولی روزتون مبارک :)