سُفره دارِ تواَم ای عشق، بفرما.. بِنشین
نانِ جو، زخم و نمک، خونِ جگر بسیار است...
#حامد_عسکری
فککن یه وزارتخونه ساختن به اسم ارتباطات
تنها کاری که بعنوان وظیفه اصلیش میکنه قطع ارتباطاته
الا ای دختر ِایران،شراب و شهد ِبی پایان
ننوشم از لب ِلعلت،به یک دم می شوم ویران
تو ای جانت اهورایی،شکوه و فر ِآریایی
دلت منشور کوروش شد،آناهیتای ِزیبایی
به یزدان جام ِجمشیدی،سرا و تخت ِخورشیدی
به وقت ِظلمت تاریخ،تو آن یوتاب ِامیدی
که برزن زنده از رویت،سکندر مانده در خویت
چو گشتی سد به روی ِاو،در آن بند با دو گیسویت
تویی آن کشتی ِنوحی،عصا و تکیه ی ِروحی
تبر بر هر شب آویزی،حبیب ِجان ِمذبوحی
هزار و یکشب ِجانی،سبوی ِعشق و ایمانی
به محراب دل ِعاشق،تو هم انجیل و قرآنی
تویی هم خواجه ی ِقلبم،تو لیلی،مرهم و محرم
میان ِاین همه دختر،تویی آیینه و زمزم
تویی هم آب،تویی مهتاب،تویی در تن توان و تاب
قلم در وصف ِتو حیران،تو ای دریای ِبی پایان..
روز دختر مبارک دختران سرزمینم:)
فادیا
الا ای دختر ِایران،شراب و شهد ِبی پایان ننوشم از لب ِلعلت،به یک دم می شوم ویران تو ای جانت اهورایی،
میدونم دیره ولی روزتون مبارک :)
تولدت امام مهربونی ها
اون امامی که اگه نبود زودتر از اینا از حرف و بغض دق کرده بودم مبارک :)
این چشمغُرههای پدر از چیست؟!
مادر من اشتباه نکردم که!
تا چند حرفِ توبه و استغفار
عاشق شدم گناه نکردم که!
اندوه او نمی رود از یادم
من تا همیشه با غم او شادم
جز عمر خود که هدیه به او دادم
عمر از کسی تباه نکردم که!
گفتی نظر خطاست، قبول اما
مَهرو اگرچه دور و بَرم کم نیست
هرگز منِ فلک زده، جز آن ماه
سوی کسی نگاه نکردم که!
من قصهی شبانه نمیگویم
بیهوده عاشقانه نمیگویم
میخواهمش که شعر و غزل گفتم
دفتر فقط سیاه نکردم که!
این چشم غُرههای پدر از چیست؟!
امشب سرِ نماز دعایم کن
اما مخواه توبه کنم مادر
عاشق شدم گناه نکردم که...