گروهی در حال عبور از غار تاریکی بودند که سنگهایی را زیر احساس کردند.
بزرگشان گفت:
اینها سنگ حسرتند. هرکس بردارد حسرت می خورد، هر کس هم برندارد باز هم حسرت می خورد.
برخی گفتند پس چرا بارمان را سنگین کنیم؟
برخی هم گفتند ضرر که ندارد مقداری را برای سوغاتی بر می داریم.
وقتی از غار بیرون آمدند فهمیدند که غار پر بوده از سنگهای قیمتی و الماس.
آنهایی که برنداشته بودند حسرت خوردند و بقیه هم حسرت خوردند که چرا کم برداشتند.
زندگی هم بدین شکل است، اگر از لحظات استفاده نکینم حسرت می خوریم و اگر استفاده کنیم باز هم حسرت میخوریم که چرا کم. پس تلاشمان را بکنیم که هرچه بیشتر از این لحظات استفاده کنیم.
💕🖤💕
~🕊
میفرمایند؛
برای اینکه بدانی به خدا مقرب شدهای؛
میزانِ آسودگیِ خودت را بسنج !
اگر آسودگیات کم شده و بهمریخته هستی،
بدان که از خدا دور هستی :)
#استادپناهیان
🌿 #منبرمجازی 🌿
💕💕💕
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
صبح یعنی نور
خورشید و غرور
صبح یعنی آمدن
یعنی ظهور
نان گرم و چای شیرین
حال خوش
صبح یعنی درد از
چشمت به دور
سلام دوستان خوبم✋
صبحتون بخیر و شاد🌸
✍از عاشقانه های امیرالمؤمنین(ع)
در فراق فاطمه اش
حزن و اندوه من هميشگیست شبهايم بدون فاطمه(س) به بيدارى بسر میرود و اندوه فراقش.نه اندوهیست كه از دلم بيرون رود زخم دلم زخمى عميق و اندوهم اندوهیست شدّت يافته.چقدر زود بين من و فاطمه(س) فاصله افتاد...
إِنَّما أَشْكُوا بَثّي وَحُزْني إِلَى اللّه...
📚بحار الانوار ج ۴۳ص۱۸۳ روايت۲۱
#پندانه
🔴 «کینه»
✍معلّم یک کودکستان به بچههاى کلاس گفت که میخواهد با آنها بازى کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدمهایى که از آنها بدشان میآید، سیب زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچهها با کیسههاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضیها ٢، بعضیها ٣، بعضیها تا 5 سیب زمینى بود. معلّم به بچه ها گفت تا یک هفته هر کجا که میروند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند.
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب زمینی هاى گندیده. به علاوه، آنهایى که سیب زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند. معلّم از بچهها پرسید: «از این که سیب زمینیها را با خود یک هفته حمل میکردید چه احساسى داشتید؟» بچهها از این که مجبور بودند سیب زمینیهاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند.
آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وقتی است که شما کینه آدمهایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه میدارید و همه جا با خود میبرید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد میکند و شما آن را همه جا همراه خود حمل میکنید. حالا که شما بوى بد سیب زمینی ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور میخواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟» پس همیشه سعی کنیم کینه کسی رو به دل نگیریم بلکه به خوبیهای شخص بیشتر بیاندیشیم تا کینه ای از اون به دل بگیریم.
⚫️⚫️⚫️⚫️
هیچ وقت ...
برای پیروز شدن ...
دنبال باران و بابونه نباش!
گاهی ...
درانتهای خارهای یک کاکتوس ،
به غنچه ای میرسی ،
که زندگیت را روشن میکند.!
💕🖤💕