eitaa logo
فداییان بانوی دمشق
847 دنبال‌کننده
28.1هزار عکس
11.4هزار ویدیو
151 فایل
#شهدا_علمداران_سپاه_عشق با مطالب شهدایی، مهدویت، تحلیلی_بصیرتی و فرهنگی🌷 با ما همراه باشید 🌸ارتباط با خادم کانال🌸 @tasnim2060
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃شهید جواد کوهساری جوانی ۲۹ ساله از عاشقان ولایت، سال ۶۴ در شهر مشهد علیه السلام از خانواده مذهبی به دنیا آمد. در رشته حسابداری و حقوق، کارشناس شد. 🍃شهید جواد ۱۷ سال عضو فعال بسیج بود و در امور خیر از دوستانش سبقت میگرفت. جانبازان آسایشگاه با دست و قلب پاک او تمیز و بانشاط میشدند و غذای مراسم عزاداری هیئت محل توسط او پخته میشد و... 🍃تا زمانی که خبر هجوم داعش به حرم معصومین در و عراق را شنید. بیقرار شد؛ با تلاش بسیار مدارک اعزام به عراق را گرفت و کنار ، در واحد تخریب به نبرد پرداخت. سرانجام در فلوجه نزدیک مزار امام جواد علیه السلام، تاریخ ۹۴.۴.۲۶ با تله انفجاری مین به شهادت رسید. سعادت داشت پیکرش را به ببرند و دور حرم اربابش طواف دهند♥️ ✍نویسنده: 🌸به مناسبت سالروز 📅تاریخ تولد : ۱۰ بهمن ۱٣۶۴ 📅تاریخ شهادت : ٢۶ تیر ۱٣٩۴ 📅تاریخ انتشار : ۲۶ تیر ۱۴۰۰ 🕊محل شهادت : فلوجه عراق 🥀مزار شهید : مشهد_بهشت رضا
🌸🍃 💫۱۰بهمن ماه؛ سالروز ولادت شهید مدافع حرم 🌼~🌼~🌼~🌼 یکی از صفات خوب شهید این بودکه همه را انجام میداد به عنوان مثال به آسایشگاه جانبازان میرفت تا انها را برای انجام کارها ی شخصی یاری کند و یاکمک به . شهید جواد کوهساری هرچه پدرش میگفت پدرمیکرد. مادر شهیدی از ایشان چنین نقل میکرد که شهید منزلش را بدون چشمداشتی نقاشی کرد، مادرشهید دیگری میگفت چون پسرش به شهادت رسیده بود ، روز حضرت زهرا وروز مادر برای این مادر شهید هدیه ای گرفته؛ شهید کوهساری پاهای مادرش را میبوسید و بسیاردلسوز کودکان بود. 🌹هدیه به روح مطهرشان صلوات🌹 🌹 ❣❣❣❣❣
. 💠 با نور قرآن، شیطان را ذوب کنیم 🍃صفحه ۱۰۲ هدیه به 🌷 @fadayiane_banoye_damshgh
🌙 🌿جواد پیش از این که ماجرای رفتنش به عراق را مطرح کند پدرش اصرار داشت که او ازدواج کند. درسش تمام شده بود و لیسانسش را در رشته حسابداری گرفته بود و در رشته حقوق هم در حال تحصیل بود. ما به او می گفتیم حالا که درست تمام شده و مشغول به کارشدی باید ازدواج کنی . 🌿 جواد هر بار بهانه می آورد و  حرف را عوض می کرد و ما دلیل این کارش را نمی فهمیدیم. یک روز دور هم در خانه نشسته بودیم که تلفنش زنگ زد. صحبت هایی بین جواد و کسی که پشت خط بود رد و بدل شد، بعد که صحبت جواد تمام شد دیدیم جواد از خوشحالی سر از پا نمی شناسد وقتی دلیل خوشحالی اش را پرسیدیم 🌿 گفت :« کارم درست شده می خواهم به عراق بروم برای دفاع از حرم امام حسین(ع)». خبر آنقدر ناگهانی بود که همه شوکه شدیم. اول راضی به رفتنش نبودیم. خواهرها و برادرش وقتی شنیدند که جواد قرار است به عراق برود شوکه شدند.   🌿برادرش به من گفت اگر شما بگی نرو، نمی‌رود.ولی من که حال پسرم را دیدم دلم نیامد مانع رفتنش شوم. (بغض راه گلوی مادر شهید را می گیرد و لحظاتی سکوت می کند)پدر شهید حرف های همسرش را این طور ادامه می دهد :« جواد با   محمد اسدی و  مصطفی عارفی که آنها هم از شهدای مدافع حرم اند رفیق بود  و هر سه با هم به عراق رفتند. 🥀 🥀 🕊🌹 ✨ ✨🌙