eitaa logo
Paria's papers.
83 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
11 ویدیو
9 فایل
خیال می کردم می خونی شعرامو. . . . آیدی بهخوانم : @plibro لینک ناشناس، صحبت کنید باهام لطفا : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ofd2k1i&btn=پریا https://abzarek.ir/service-p/msg/3632326 چنل ناشناس‌ها : @delphiunknown
مشاهده در ایتا
دانلود
به این‌ فکر می‌کردم که اگه آدم قبل از غمگین شدن برای کسی به هر دلیلی، اول بیاد چک کنه ببینه طرف از چه سایدیه، افکارش چیه عقایدش چیه، آرمان‌ها و همه و همه چیزش چیه و بعد اگر مورد تاییدش بود واسش دل بسوزونه و غصه‌شو بخوره و اشک بریزه به پاش و و و ، باید به غمش کمی شک کرد. چون به نظرم اون بیشتر از ناراحت شدن واسه‌ی‌ اون فرد، واسه نسخه‌ی‌ دیگه‌ای از خودش دلش سوخته. انگار توان همذات‌پنداریش فقط در صورت وجه شباهات مد نظرش با فرد، فعال بشه. نمیگم واقعا واسه بلایی که سر اون آدم اومده ناراحت نشده ها، ولی آخه وقتی برای غمت هم حد بذاری یکم حالت ناجوری میگیره دیگه. جون انسان که با جون انسان تفاوتی نداره، چرا باید بشینیم چک کنیم ببینیم آیا این فرد مورد قبول ما هست تا غمش رو بگیریم یا نه؟ نمی‌تونم غم این چنینی رو خیلی بپذیرم، می‌پذیرم ولی ۱۰۰ درصد نه و به صداقت ۱۰۰ درصد داشتنش هم شک دارم. حتی خود فرد ممکنه بدون قصد و هدف آگاهانه‌ای این کارو کنه ها، ولی در ناخوداگاهش چیزایی هست که صداقت و خالص بودن غمش رو زیر سوال می‌بره. غم اگر غمه، برای هرکسی غمه. تلخی اگر تلخیه، واسه هرکسی تلخه.
و اینکه آدم ها با هر بدی‌ای، در نهایت انسان هستن ( استثنا هم داریم دیگه، من انسان های عادی و معمولی رو میگم‌. ) و به واسطه‌ی‌ انسان بودنشون ارزشمند و قابل احترام هستن. غمگین شدن برای کسی به معنای این نیست که ما اشتباهات شخصیتی و هرچیز دیگه‌‌ای از اون فرد رو رد می‌کنیم. ظلم در هر قالب و برای هرکسی ظلمه، هویت افراد هم به هر شکلی ارزشمنده. وقتی انسان همه چیز رو سیاه و سفید ببینه طبیعتا توی مغزش جایی برای غم واسه کسی که در نظرش خطاکار بوده نمیتونه قرار بده، چون در ذهن چنین کسی، تو یا خوب خوب و شایسته‌ی تقدیر و اهمیت داده شدن بهتی، یا بد بد هستی و باید از همه جهت طرد شی.
و به نظرم هممون انقدر بزرگ شدیم که بتونیم چندتا احساس پارادوکس آمیز رو همزمان هندل کنیم.
و واقعا واقعا هیچ شخص خاصی یا هیچ جریان خاصی یا هرچی توی ذهنم نبود، واقعا واقعا. فقط افکارم بودن رندوم.
خلاصه که قلب اگر مهربان و خیرخواه باشد، با هر غمی اندوهگین خواهد شد؛ فارغ از تمام چیزهای نفی کننده‌ی‌ صاحب اون غم در ذهن این فرد مهربان ما.
بازم میگم که این مهربون و خیرخواه یک طیف بسیار گسترده با جزئیات و چیزای مختلفه و کسی صرف نداشتن یکی از خصوصیات از زمره‌ی‌ مهربون های خیرخواه حذف نمیشه.
و باز هم واسه بار هزارم، این حرفای من به معنی رد کردن حالات دیگه در انسان نیست. هیچکسی مجبور نیست این طوری باشه تا از نظر من تایید شده باشه، مگه من کی‌ام که اصن تایید کنم؟ چیو تایید کنم اصن؟ اینا صرفا افکار خودم هستن، تعمیم به همه ندارن، هرکسی درمورد افکار خودش مسئوله و همین، تمام. من به هیچکسی نه دارم توهین می‌کنم به واسطه‌ی‌ داشتن یا نداشتن خصوصیات مختلف و نه کسی رو به سبب داشتن برخی خصوصیات تا عرش بالا میبرم. انسان به واسطه‌‌ی ارزش انسان بودنش از اول‌ همون قدر بالا هست.
Paria's papers.
مگر اینکه یک خشم شخصی‌ای در میان باشه.
میگم که، مرزش رو شدت کارهای بدش و اینکه چی هستن تعیین میتونه بکنه
آدم چطوری زندگیش رو ممکنه بتونه بریزه توی یه کوله و یه کیف؟ مثلا چطور بگم که همون‌قدر که کنسرو و دارو اهمیت داره، دسته‌گل هام هم واسم مهمن و نمیخوام ولشون کنم برم، که نمیخوام عروسک‌هام رو رها کنم، دلم نمیخواد این تاج کاغذی یا اون کتاب‌های بچگیم رو ول کنم اینجا و خودم برم؟ همه‌ی‌ دفتر انشاهام و گردنبندام و اتاقم و خونه‌مون. چیو جمع کنیم آخه واقعا که بعدش بگیم اوکی‌ همه چیو برداشتم. مثلا دیوارها رو بکنم ببرم با خودم یا تختم رو یا باغچه‌ رو؟ پنجره‌ی اتاقمو؟ کوچه‌مون رو یا نیمکتی که بعد دانشگاه روش لم می‌دادیم رو یا اون پل هوایی رو؟ چیو ببرم که بگم زندگیم رو جمع کردم و بعدش دیگه دلم نخواد بشینم میون‌شون زیر بمب و دود ولی ترک‌شون نکنم؟
بچه‌ها وقتی تاریخ رو می‌نوشتم فهمیدم ۱۲/۱۲ عه، و به این فکر می‌کردم که قبلا توی این تاریخ‌ها عروسی می‌گرفتن آدم‌ها و سعی می‌کردن بچه‌هاشون رو این روزها به دنیا بیارن. ولی الان احتمالا حتی متوجه این رند بودن هم نیستیم دیگه.