eitaa logo
اسماعیل فخریان
12.6هزار دنبال‌کننده
942 عکس
539 ویدیو
52 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
رفقا! آقا فرمود فتنه 🔰در مورد وقایع چند روز گذشته، رهبری نفرمود جنگ تمام عیار، نفرمود حملات تروریستی، نفرمود اغتشاش، فرمود: فتنه. اگرچه سال‌هاست کشور در موقعیت جنگ احزاب است، اما آقا فرمود فتنه. فرمود باید فتنه را بشناسید. باید خیلی احمق باشیم اگر تصور کنیم دشمنی که از اسلام و انقلاب اسلامی ضربه‌های سنگین خورده و تهدید شده و حالا خود را در سراشیبی سقوط حتمی می‌بیند برای ما و کشور ما برنامه‌ریزی بلندمدت نداشته باشد، حتماً برنامه‌های بلندمدت دارند؛ کمااینکه حوادثی هم که گاهی می‌بینید در کشور اتفاق می‌افتد که دست بیگانه در آن نمایان است، چیزهای نیست که دفعتاً به‌وجود آمده باشد، خلق‌الساعة نیست؛ اینها هم برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت بوده است. برنامه‌ریزی کردند، نتیجهٔ این برنامه‌ریزی‌ها، شده این. نه اینکه همان شب تصمیم گرفتند این کار را بکنند و فردا اقدام کردند؛ نه. 🔰«من در فتنۀ ۸۸ به بعضی دوستان قرائن و شواهد را نشان دادم؛ حداقل از ده سال، پانزده سال قبل از آن، برنامه‌ریزی وجود داشت. از بعد از رحلت امام برنامه‌ریزی وجود داشت؛ اثر آن برنامه‌ریزی در سال ۷۸ ظاهر شد؛ مسائل کوی دانشگاه. قضایائی که سال ۸۸ پیش آمد، یک تجدید حیاتی بود برای آن برنامه‌ریزی‌ها. البته سعی کردند با ملاحظه‌ی وقت و جوانب گوناگون، این کار را انجام دهند؛ که خب، بحمداللَّه شکست خوردند، باید هم شکست می‌خوردند. پس جبهۀ دشمن برنامهٔ بلندمدت دارد. آنها مأیوس نمی‌شوند که ببینند حالا امروز شکست خوردند، دست بردارند؛ نه، طراحی می‌کنند برای ده سال دیگر، بیست سال دیگر، چهل سال دیگر.» باید آماده باشیم. ما باید برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشیم. 🔰امروز کار عمدۀ دشمن در جنگ نرم، غبارپراکنی در فضای سیاسی کشور است؛ امروز مهم‌ترین کار دشمن این است و این یعنی فتنه. فتنه یعنی آن فضای غبارآلودی که چشم‌های انسان قادر بر دیدن در آن فضای غبارآلود نیست؛ راه را نمی‌بیند، صلاح را تشخیص نمی‌دهد. هدف از ایجاد فتنه، گمراه کردن مردم است. افرادی که در کار سیاسی و مسئلهٔ سیاسی واردند و مطلع‌اند، می‌دانند امروز قدرت ابرقدرت‌ها بیش از آنچه که در بمب هسته‌ای‌شان باشد، در ثروت‌های انباشتۀ در بانک‌هاشان باشد، در قدرت تبلیغاتی آن‌هاست، در صدای بلند آن‌هاست که به همه جا می‌رسد. شیوه‌های تبلیغاتی را هم خوب بلدند. در کار تبلیغات انصافاً پیشرفت هم کرده‌اند. امروز غربی‌ها - چه در اروپا، چه در آمریکا - در کار تبلیغات، شیوه‌های مدرن و بسیار پیشرفته‌ای را یاد گرفته‌اند و بلد شده‌اند؛ ما در این جهت عقبیم. یکی از اساسی‌ترین کارهای آنها این است که تبلیغ کردن را بلدند. با این شیوه‌های تبلیغی، با جنجال، با فرستادن انبوه حرف‌های خلاف واقع، سعی می‌کنند فضای جوامع را دگرگون کنند و تأثیر بگذارند. 🔰«یک نکتهٔ اساسی این است که باطل در مقابل انسان همیشه عریان ظاهر نمی‌شود تا انسان بشناسد که این باطل است؛ غالباً باطل با لباس حق یا با بخشی از حق وارد میدان می‌شود. امیرالمؤمنین فرمود: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ»، بعد تا می‌رسد به اینجا: «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ»؛ اگر باطل و حق صریح و بی‌شائبه وسط میدان بیایند، اختلافی باقی نمی‌ماند؛ همه حق را دوست دارند، همه از باطل بدشان می‌آید؛ «وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ ». بخشی از حق را با بخشی از باطل مخلوط می‌کنند، نمی‌گذارند باطل صریح باشد؛ لذا مخاطبان دچار اشتباه می‌شوند؛ این را باید خیلی مراقبت کرد. امروز در تبلیغات جهانی، همهٔ تکیه بر روی این است که حقایق را در کشور شما، در جامعهٔ شما، در نظام اسلامی شما دگرگون جلوه دهند؛ امکانات تبلیغاتی‌شان هم فراوان است، به طور دائم هم مشغولند. البته افرادی هم هستند که بعضی دانسته، بعضی ندانسته، در داخل، همان حرف‌ها را تکرار می‌کنند و همان‌ها را بازتاب می‌دهند.» ............................... ➕در این نوشته از بیانات آقا در دیدار با جوانان و دانشجویان قم در تاریخ ۴ آبان ۸۹ استفاده شده. @fakhrian_ir
واقعیت تلخ، واقعیت تلخ‌تر خیانت، حماقت، رسالت 📍از میان سه گروهی که در دی‌ماه به کف خیابان‌ها آمدند: 🔻یک گروه مردم معترض‌اند. معترض به وضع بازار، به وضع ارز و طلا، به بی‌ثباتی و افزایش قیمت اقلام، به وضع عملکرد دولت، به حرف نزدن دولت، به حرف زدن دولت، به روشن نکردن مسائل در وقت خودش، به تصمیم‌های یک‌باره‌ای که عزت مردم را خدشه‌دار می‌کند، به تناقض‌هایی که از دولتی‌ها می‌شنوند، به جنجال‌های در مجلس، به انفعالی که گاه از دستگاه قضا می‌بینند، به دهن‌کجی‌های مسئولین و... اینها که عموم مردم هستند معترض‌اند، الآن هم هستند. این عموم احساس می‌کنند سرکارند! دیده نمی‌شوند، شنیده نمی‌شوند، جایی برای صحبت‌کردنشان، داد زدنشان نیست، مسئولِ پاسخگو و مشکل‌حل‌کن در میان‌شان نیست. کسی نیست به‌فکر هر روز فقیرترشدنشان باشد، کسی به فکر مسکن و معیشت و خودروشان نیست، کسی به فکر حقوق و دستمزدی که با آن فقط زندگی کنند، نیست، اینها را به علاوهٔ رانت‌ها و تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌هایی که می‌بینند، بکنید. مردم معترض تنها راهی که برای شنیده‌شدن پیش پای خود دیدند، اجتماعات ملایم خیابانی بود، بدون هیچ شعار و حرکت غیر عرفی. اینها تا دیدند که پای شعارهای هنجارشکن، پای شکستن شیشه و سوزاندن و کتک‌کاری و حمله به این و آن، به اینجا و آنجا وسط آمد، بغض اعتراض را فرو بردند و کنار کشیدند، نجابت به خرج دادند و خیابان‌ها را ترک کردند. 🔻گروه دیگری که در دی‌ماه به کف خیابان‌ها آمدند، کسانی‌اند که ماه‌ها و‌ شاید سال‌ها آموزش دیده بودند برای چنین روزهایی. همه‌نوع آموزشی را گذرانده بودند، حرفه‌ای و چابک و کار بلد، با جیبی پر از دلار. انواع سلاح‌ها را وارد کشور کرده بودند. مأموريت اینها فرماندهی بود، یارگیری‌ از میان نوجوانان دختر و پسر، ساماندهی کردن آنها در خیابان‌ها. انصافا کارشان را هم خوب انجام دادند. هدفشان کشتار گسترده، تخریب وسیع، خشونت داعشی و نهایتا ترساندن و خانه‌نشین کردن مردم به منظور باز کردن مسیر حملهٔ موشکی آمریکا بود. تکلیف این‌ها مشخص است، هم آنها می‌دانند برای چه آمده بودند و هم نظام می‌داند با آنها چه کند. 🔻اما گروه سوم، اینها بیشتر نوجوانان و کمتر جوانانی بودند که در میدان، جهت‌دهی شدند. آتش‌زدن، تخریب، مشت و لگد زدن، استفاده از چاقو و قمه، فحش‌های رکیک، شعارهای بی‌ربط کار اینها بود. اینها بودند که توانستند این حجم از تخریب اموال را در سطح کشور انجام دهند، چرا؟ چون تعدادشان در همهٔ شهرها، زیاد بود، بیشتر از گذشته. اتوبوس‌ها، آمبولانس‌ها، خودروهای شخصی، بانک‌ها، بازار و بیمارستان‌ها، موتور سیکلت‌ها و... سوزاندنشان کار اینها بود. اینها که مستقیم از موساد و سیا و MI6 دستور نمی‌گرفتند، اینها که بار ادارهٔ زندگی بر دوش‌شان نیست تا بگوییم تحت فشار‌های اقتصادی، منفجر شدند و منفجر کردند! راستی چرا این نوجوانان دختر و پسرمان به این وضع دچار شدند؟ چرا این تعداد بالا و با این سرعت بالا تبدیل به پیاده‌نظام دشمن شدند؟ طبیعی نیست! افزایش سرودهای خوب و پُرمعنا و اعتکاف‌ها سرجای خودش، از گذشته بهتر و بیشتر شده، هیئت‌ها از گذشته شلوغ‌تر شده، اربعین و زیارت و حرم رفتن و جشن به‌پا کردن از گذشته بیشتر شده، اما تعداد آن نوجوانان و جوانان تخریب‌گر و آتش‌زن و آدم‌کش هم بیشتر شده! اگر در این طرف افزایش جمعیت بوده، در آن‌طرف هم بوده. خب چرا این‌طور شد؟ در این سال‌ها چه باید میشد، که نشد؟ چه نباید می‌شد که شد؟ کجا را اشتباه رفتیم؟ در کجا کم گذاشته شد؟ کجا باید می‌بودیم که نبودیم؟ چگونه باید می‌بودیم که آنگونه نبودیم؟ ▫️آن واقعیت اول که تقریبا همهٔ مردم از اوضاع زندگی‌شان رضایت ندارند، تلخ است و نمی‌دانم واقعا مسئولین از حالا، دوبرابر کارِ مفید می‌کنند تا بلکه بتوانند بخشی از آن‌ را جبران کنند یا نه! اما واقعیت سوم تلخ‌تر است. و اکنون بدون جوگیری و خُل‌بازی، بدون هوچی‌گری و فرافکنی، بدون سروصدا و متهم کردن این و آن، بدون ناامید شدن، بایستی عمیقا به این واقعیت تلخ‌تر فکر کنیم و راهکار پیدا کنیم. باید چاره‌ای بیاندیشیم. باید هرچه زودتر به‌سمت حل این مسئله حرکت کنیم، قبل از آنکه خیلی دیر شود. خدا رحمت کند شیخ علی صفایی را. می‌فرمود: "تضعیف این نظام خیانت است. توجیه کردن ضعف‌ها و کاستی‌ها حماقت است. تکمیل کردن، رسالت است." امروز رسالت ما کمک به نظام است، مدد رساندن به پیشرفت کشور. اما تا ضعف‌ها را نبینیم، تا توجیه‌گر باشیم، جز حماقت از ما چیزی در نمی‌آید. @fakhrian_ir
اسماعیل فخریان
واقعیت تلخ، واقعیت تلخ‌تر خیانت، حماقت، رسالت 📍از میان سه گروهی که در دی‌ماه به کف خیابان‌ها آمدند:
سلام وقت بخیر درباره ی مطلب آخری که استاد فرمودند به نظرم اینکه ما مذهبی‌ها راه خودمون رو از بقیه‌ی جامعه جدا کردیم خودش میتونه باعث یک شکاف فرهنگی بشه. وقتی بچه‌هامون رو توی مدارس خاص خودمون ثبت‌نام کردیم و نگذاشتیم این نسلی که ارتباطش با جمهوری اسلامی قطع شده، حداقل از طریق ما ببیند و بشناسد و خبردار شود، فکر نمی‌کردیم که یک روز این نسل روی سر خودمان آوار خواهد شد و دود انحطاط جامعه به چشم ما و فرزندانمان خواهد رفت. به نظر من باید درِ تمام مدارس مذهبی بسته بشه و همه‌ی آحاد جامعه کنار هم رشد کنند، با اصلاح ساختار و مدیران آموزش وپرورش.
اسماعیل فخریان
واقعیت تلخ، واقعیت تلخ‌تر خیانت، حماقت، رسالت 📍از میان سه گروهی که در دی‌ماه به کف خیابان‌ها آمدند:
گفتن از جوان و نوجوانی که پیاده نظام دشمن شده و البته آسیب‌شناسی آن کار بسیار به‌جا، درست و دقیقی هست و باید انجام شود اما چیزی که این روزها کمتر به آن پرداخته می‌شود سلحشوری و ازخودگذشتگی جوان و نوجوانانی هست که اتفاقا‌ً در کف میدان بودند اما در طرف درست تاریخ مردانه ایستادند. جوان بسیجی ۱۶ ساله‌ای که سینه سپر می‌کند و مادرش با افتخار به دیگرانی که او را از فرستادن این نوجوان نهی می‌کنند می‌گوید پسرم را برای چنین روزهایی تربیت کردم. یا جوان بسیجی ۱۹ ساله‌ای که با خوردن سنگ‌پاره‌ای به سرش آنقدر مقاومت می‌کند که همان جا از حال میرود و وقتی به بیمارستان می‌رسد که دیگر در آغوش محبوب آرمیده. یا نوجوان بسیجی ۱۵ ساله‌ای که هنگام عقب‌نشینی در میان حمله‌ی وحشیانه‌ی هم‌سن ‌و سالهای خودش گیر می‌افتد و آنقدر کتک می‌خورد تا از هوش می‌رود و هزاران هزار جوان و نوجوان سلحشورِ دشمن‌شناسِ روشن‌بینِ از خود گذشته‌ی دیگر.
اسماعیل فخریان
واقعیت تلخ، واقعیت تلخ‌تر خیانت، حماقت، رسالت 📍از میان سه گروهی که در دی‌ماه به کف خیابان‌ها آمدند:
نظرتان پیرامون محتوای یادداشت "واقعیت تلخ، واقعیت تلخ‌تر" را به آیدی بنده(ادمین) در ایتا بفرستید🔻 @im_enqelabi
اسماعیل فخریان
واقعیت تلخ، واقعیت تلخ‌تر خیانت، حماقت، رسالت 📍از میان سه گروهی که در دی‌ماه به کف خیابان‌ها آمدند:
سلام وقت بخیر نظرات ارسالی دوستان رو دیدم من معلم هستم با بچه‌های ابتدایی سروکار دارم بنظرم معلم‌ها خیلی تاثیرگذار هستند من می‌بینم بعضی همکارانم از نظر هویت ملی و فرهنگی و مذهبی دچار آسیب هستند، و حضرت آقا روی تاثیر معلم خیلی تاکید دارند، همیشه و بارها در موردش تذکر دادند. خب وقتی معلمی خودش به وطن و دین و مذهبش اعتماد و باور نداره، چطوری میتونه اینو به دانش آموز انتقال بده و ما شاهد بودیم و هستیم هر چیزی رو بخواهیم فرهنگ سازی کنیم یکی از بهترین راه ها همین بچه ها هستند در مدرسه یاد میگیرن و به خانواده انتقال می‌دهند و بسیار موفق و موثر هستند مثل حفظ محیط زیست یا همیار پلیس در زمینه های دیگر هم همین طور قطعا.
اسماعیل فخریان
واقعیت تلخ، واقعیت تلخ‌تر خیانت، حماقت، رسالت 📍از میان سه گروهی که در دی‌ماه به کف خیابان‌ها آمدند:
سلام وعرض ادب یکی از دلایل آمدن جوان و نوجوان ما در جنگ اخیر به کف خیابان، یله و رها بودن فضای مجازی، عدم نظارت مسئولین بر آن و کار خوب رسانه‌ای دشمن در این زمینه و کم بودن تعداد جهادگران تبیین و یا عدم نقطه زنی و برانگیزاننده بودن و بی‌کیفیت بودن تبیین‌های ماست. تازه امروز دسترسی‌ها به فضای مجازی باز شده، اما در این دو هفته شاهد شبهات بسیار زیاد در اذهان مردم و جوانان بودیم، ازکجا؟ از ماهواره‌ها و اینترنشنال و شبکه‌های فارسی زبان. حتی این روزها که مردم از فضای مجازی بدور بودند باز دشمنان کارکردن. فکری بحال ماهواره‌ها نمی‌شود؟؟؟؟ در اعتکاف دانش آموزی با نوجوانان، تأثیرات دنیای مجازی کاملا مشهود بود،طی سوال و پاسخ با آنها و دورهمی‌هایشان هنوز مسائل فتنه ۱۴۰۱ در ذهن نوجوانان باقیست و در طول این سه سال خوب حلاجی شده و باور کرده‌اند، کار نکرده زیاد داریم... در زمینه فرهنگ آموزش و پرورش مدارس دانشگاه‌ها مساجد غیرفعال و.....
اسماعیل فخریان
واقعیت تلخ، واقعیت تلخ‌تر خیانت، حماقت، رسالت 📍از میان سه گروهی که در دی‌ماه به کف خیابان‌ها آمدند:
سلام و عرض ادب خداقوت بنده فعال فرهنگی هستم یک مشکلی که سالهاست شاهدش هستم شکاف بین نسلهاست شکاف بین مذهبی و غیرمذهبی هاست شکاف بین محله‌ها و مدارس هستش شکاف بین خود مسئولان مذهبی و هیئت داران و ایکاش مثل قبل همه زیر یک پرچم در هیئتها جمع می‌شدند با نگاه بد، شل حجاب‌ها رو نمی‌راندند مدارس خاص و قرآنی و صالحین راه‌اندازی نمی‌کردند و ایکاش ایکاش ایکاش ترک فعل مسئولان را شاهد نباشیم اختلاف طبقاتی مردم و مسئولان را نیز شاهد نباشیم و در آخر خود ما مذهبی‌ها هم در این مشکلات، بی‌تقصیر نیستیم.
نظر ارسالی زیاد داریم، بقیه رو ان‌شاءالله فردا می‌گذارم.
هدایت شده از اسماعیل فخریان
نظرتان پیرامون محتوای یادداشت "واقعیت تلخ، واقعیت تلخ‌تر" را به آیدی بنده(ادمین) در ایتا بفرستید🔻 @im_enqelabi
یاسر جبرائیلی جبرائیلی آدم دغدغه‌مندی است، دوست دارد کاری برای مردم انجام دهد، دوست دارد به کشور کمک کند، اما دو ایراد اساسی دارد: ۱. فهم او از اوضاع کشور ناقص است. ۲. فاقد ادبیات صحیح در نقد است. یکی از مهم‌ترین دلایلی که نمی‌گذارد جبرائیلی و بعضی از همفکرانش واقعیت‌ها را درست فهم کنند این است که او غرق در فضای تئوری است. او با اعداد و ارقام سروکار داشته نه با میدان. او در قامت یک کارگزار میدانی سخن نمی‌گوید، در قالب یک تئوریسین دفترنشین حرف می‌زند‌. او درک صحیحی از اقتضائات حکمرانی ندارد. شخصیتِ آرمانی دارد، بدون آنکه فرآیندها که مهم‌ترین عرصهٔ رسیدن به آرمان‌ها هستند را ببیند‌. گاهی احساس می‌کنم او در خلأ زندگی می‌کند‌، به همین‌جهت با همه درگیر است. به‌عنوان مثال این چند جملهٔ رهبری در اندیشه و رفتار او جایی ندارد: جوان‌های عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بی‌رویه‌‌‌ای، کمک به دشمن است. می‌بینم همین طور جوان‌ها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصبانی؛ گاهی هم از بنده گله می‌کنند که چرا فلانی صبر می‌کند؟ چرا فلانی ملاحظه می‌کند؟ من عرض می‌کنم؛ در شرائطی که دشمن با همهٔ وجود، با همهٔ امکاناتِ خود درصدد طراحی یک فتنه است و می‌خواهد یک بازی خطرناکی را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازی کمک نکرد. خیلی باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. در مورد عیب دومش، نقدهای او در واقع تقابل است نه نقد، ادبیات او فاقد مؤلفه‌های نقد صحیح است. او در نقد، دکور طرف را عوض می‌کند، با غلطک از روی طرف رد می‌شود، طرف را با خاک یکسان می‌کند، او را تا مرز مزدور و خائن و نفوذی و لیبرال و سرمایه‌سالار پیش می‌برد. یعنی قدرت تخریب و بیرون‌اندازی‌اش بالاست. نقدهای او شبیه آنچه رهبری به آن امر کرد نیست: ➕بعضی از دوستان انتقادهایی کردند که خب خوب است، بسیاری از انتقادها هم به‌جا است، منتها لحن انتقاد را خیلی تند نکنید. ➕این ویروس بدبینی چیز بدی است؛ بدبینی به سپاه، بدبینی به دولت، بدبینی به مجلس، بدبینی به قوّه‌ی قضائیّه... بله، انتقاد اشکالی ندارد، بلکه لازم است؛ انتقاد برای اصلاح لازم است، انتقاد یک عمل دوستانه است، عمل خصمانه نیست؛ امّا اینکه ما به نحوی انتقاد بکنیم که آن شنوندهٔ انتقاد به تعبیر رایج بندِ دلش پاره بشود و بگوید «دیگر همه چیز از دست رفت، پدرمان درآمد»، این‌جوری نباید انتقاد بکنیم؛ ما گاهی اوقات اشتباه می‌کنیم در کیفیّت انتقاد کردن و این‌جوری کار می‌کنیم. ➕این دستگاه‌هایی هم که مورد انتقاد قرار می‌گیرند، خب کارهای خوب هم دارند، آن کارهای خوب را هم باید گفت. کارهای مثبت را باید دید، کارهای منفی را هم باید دید؛ این‌جور نباشد که ما همهٔ کارهای منفی را ببینیم. دولت، هم کارهای مثبت دارد، هم مشکلاتی دارد؛ مجلس همین‌جور، قوّهٔ قضائیّه همین‌جور، دستگاه‌های گوناگون همین‌جور؛ همه‌مان این‌جور هستیم که یک چیزهای مثبتی داریم. ➕این را بدانید که بنده از اشکالاتی که در دستگاه قوّهٔ قضائیّه یا قوّهٔ مجریّه است، بی‌اطّلاع نیستم؛ اطّلاعات من شاید بیش از خیلی‌های دیگر است، لکن من نقاط مثبت را هم می‌بینم. ➕انتقاد کردنِ صحیح و عاقلانه، غیر از حرف زدن به شکلی است که یک دستگاه را ناکارآمد نشان بدهند و ناموفق جلوه بدهند؛ چه حق باشد چه ناحق، غلط است. @fakhrian_ir
۲۴۲۷ اسم رمز است ۲۴۲۷ را که می‌شنویم باید یادمان باشد که آمریکا دست از سرمان برنمی‌دارد. یک روز با کودتای ۲۸ مرداد ۳۲، یک روز با کودتای ناموفق سال ۵۷، یک روز با منفجر کردن هواپیمای مسافربری، یک روز با حمایت از منافقین، یک روز با اینکه صدام را به جان ملت ما بیندازد، یک روز با انواع تحریم‌ها، یک روز با جنگ مستقیم و یک روز هم با فتنه‌انگیزی. خودشان گفتند که خاک ما را می‌خواهند، وطن‌مان را، نفت‌مان را، عزت‌مان را، استقلال‌مان را، هویت‌مان را، پیشرفت‌مان را، اتحادمان را، همه را می‌خواهند بگیرند. می‌خواهند تسلیم‌شان شویم تا ما را ببلعند. ۲۴۲۷ را که می‌شنویم یادمان باشد که از بهار ۲ ساله، تا مهدی ۱۷ ساله، تا حسین بابری، تا آن فرمانده نیروی انتظامی فلان‌جا، تا آن قاسم پرپر شده‌ای که بعد کشتنش، پیکرش را به آتش کشیدند، تا آن روحانی مظلوم، تا آن دختر نخبه، تا همه و همه فدای ایران شدند، این‌ها خون‌بهای ایران‌اند. این‌ها ایستادند، تا ایران بماند. ۲۴۲۷ را که می‌شنویم یادمان باشد ما اگر بخوابیم، دشمن بیدار است. دشمن از آنجایی ضربه می‌زند که فکرش را هم نمی‌کنیم. از میان خودمان یارگیری می‌کند. فتنه را با نوجوانان خودمان، با جوانان همین کشور به‌پا می‌کند‌. آتش را به دست همین‌ها می‌دهد تا کشور را بسوزانند، تا ایران را خاکستر کنند. ۲۴۲۷ را که شنیدیم یادمان باشد در طول چهارده‌سال دفاع از حرم، در جنگی که دشمن مشخص بود، ۲۱۰۰ شهید دادیم، اما در فتنه، آنجا که فضا غبارآلود است، آنجا که ذهن‌ها و قلب‌ها دستکاری شده‌اند، در دور روز ۲۴۲۷ نفر! این است فرق جنگ با فتنه! ۲۴۲۷ را که شنیدیم یادمان باشد کمر فتنهٔ سنگین اخیر را مردم شکستند، مردم. با اتحادشان، با حضورشان، با تصمیم درست‌شان، با اقدام به‌موقع‌شان، با نجابت‌شان، با عشق به وطن. @fakhrian_ir