عسل جانم سلام دختر خوش ذوق خودم. از صبح چند باری اومدم که برات بنویسم امّا هر بار پیش آمدی شد و نشد که بنویسم
عسل جان، غم ها تمامی ندارند، هر غمی را که تومارش را میپیچیم، غم بعدی، تازه نفس از گرد راه میرسه برای زور آزمایی.
الهه، گ ،
نامه ای برای توی لعنتی
تویی که مرا نمیتوانی
که مرا آن گونه که باید
و منی که نمیتوانم
تورا آن گونه که شاید ...
"زایشافکار"
چی داره این لکه ننگ گذشته که با هیچ وایتکسی پاک نمیشه؟
پاک نمیشه نمیشه هر چی دست میکشم پاک نمیشه تُف میزنم ، دستمال میکشم، با آب سرد میشورم بخار شوی میکشم هیچی به هیچی
"زایشافکار"
نامه ای برای توی لعنتی تویی که مرا نمیتوانی که مرا آن گونه که باید و منی که نمیتوانم تورا آن گونه
مینویسم مینویسم به محض اولین خنده از ته دلم مینویسم با اولین خودکاری که به دستم اومد مینویسم هر وقت که یادم رفت تورو مینویسم شده باشه به جبر و اجبار و گریه مینویسم
از تمام" جیم "های دنیا در هراسم فرقی هم نمیکند در تجاوز بیاید یا اجبار در جنگ بیاید یا جنون.
نمیدونم لونا شاید چاپش کردی البته با سانسور. میدونم چیمیگی ، مینا کنارته نفس میکشه مینا دوست داره خونده بشه، مهرش تابیده بشه اندک تلاشم برای خونده شدنت اینه که لینکشو بذارم اینجا ، مخاطبش و مخاطبت پیدات کنه و پا به پات بیاد..
https://t.me/mhrmina